بسم الله الرحمن الرحيم. گويا حدود يک سال قبل بود که براي اولين بار از مناظرهي تلويزيوني احسان طبري و عبدالکريم سروش و فرخ نگهدار و محمدتقي مصباح يزدي شنيدم. گوينده، به دلايلي، طرفدار طبري بود، البته نه کُلّ حرفهاي طبري، بلکه ظاهراً از رعايت نشدن انصاف و اخلاق در مناظره ناراحت بود. مشخصاً، اين طور که ايشان ميگفت، مجري کار را به «خدا» ميکشانده و طبري منفعل ميشده ... .
مدتي قبل خبر کتاب مناظره را در وبسايت مصباح يزدي ديدم. با تلاش و جست و جو بالأخره کتاب را يافتم و تهيه کردم. خيلي ذوقزده شدم. آماده بودم کتابي جالب و هيجاني بخوانم. خواندم و خواندم و متأسفانه متوجه شدم مناظره فقط دربارهي ديالکتيک است، و خبري از اقتصاد و مذهب نيست، هرچند ظاهراً بحثهاي سياسي و اقتصادي هم پيشبيني کرده بودند. هرچه بيشتر جلو رفتم کسلتر شدم.
مشخصات کتابنگاري: گفتمان روشنگر دربارة انديشههاي بنيادين: مناظرة آقايان احسان طبري، عبدالکريم سروش، فرخ نگهدار، محمدتقي مصباح يزدي، تهيه و تدوين: علي زينتي، قم: مؤسسهي آموزشي و پژوهشي امام خميني، 1380.
1) ظاهراً دو مناظره بوده: يک) کيانوري و پيمان و بهشتي؛ دو) طبري و نگهدار و سروش و مصباح. (گويا حسن يوسفي اشکوري اين دو مناظره را با هم خلط کرده بود: نشريهي الکترونيکي شرقيان.)
2) چه بسا اگر مناظره مجري نداشت بهتر انجام ميشد. مناظرهکنندهها بلوغ فکري و اخلاقي لازم را داشتند. مجري محترم (آقاي طيّب؟) همهاش از آئيننامهي مناظره صحبت ميکرد.
3) مجري بر لفظ «سيد» در سيدعبدالکريم سروش تأکيد ميکرد. سروش هم انکار نميکرد.
4) ظاهراً مناظره در سال 1363 انجام شده يا پخش شده. با اين حال ناشر وظيفهي خود دانسته در صفحهي 69 کتاب بگويد «امام خميني رَحِمَهُ الله». (گيومه از بنده است.)
5) طبق جواب مسئول وبسايت مصباح يزدي به بنده، نوار ويدئوئي مناظره در نزد آنان موجود است و احتمالاً ميتوان از نوار نسخه تهيه کرد.
6) طبق وبسايت بهشت زهرا احسانالله طبري فرزند حسين در تاريخ 10 ارديبهشت 1368 فوت کرده است.
7) طبق سهيل آصفي (در جواب سؤال من، که در وبلاگ من نوشت) احسان طبري سه فرزند دارد که همه در خارج از ايران زندگي ميکنند: آذين و روشنک و کارن. ــ طبق اينترنت، همسر احسان طبري با نام آذر طبري امضا کرده است. طبق جواب سهيل آصفي به من، همسر احسان هم در بهشت زهرا مدفون است، ولي من در جست و جو در وبسايت بهشت زهرا ايشان را نيافتم. شايد نام واقعياش چيز ديگري باشد.
8) علاقه دارم تحقيق کنم و سپس در مقالهاي جداگانه منتشر کنم، که احسان طبري واقعاً مسلمان شد يا نه. فعلاً دو جواب:
ــ سهيل آصفي (به اين مضمون، در جواب سؤال من، که در وبلاگ من نوشت): هرگز مسلمان نشد.
ــ بهاءالدين خرمشاهي: والّا نميدانم. شايد شد شايد نشد. بعد از انقلاب بعد از اين که از زندان آزاد شد پيغام داد مايل است مرا ببيند، ولي من (خرمشاهي) آمادگي نداشتم.
9) بر خلاف بند 4، جاي خوشحالي است که پديدآورندگان کتاب در روي جلد و جاهاي ديگر از آقاي مصباح به شکل «حضرت آيتالله علّامه» ذکر نکردند و اتفاقاً نام او همه جا در رديف آخر است. (فقط در پيشگفتار از سه فرد ديگر با نام «آقا» و از مصباح با «جناب استاد» ذکر کردهاند.)
10) ترجمهي انگليسي عنوان کتاب، طبق پشت جلد:
AN ILLUMINATION DIALOUGE
ON FUNDAMENTAI THOUG
A DISCOURSE BY
EHSAN TABARI, ABD AL-KARIM SORUSH,
FARROKH NEGAHDAR, MUHAMMAD TAQI MISBAH YAZDI
ظاهراً گفتمان و dialogue معادل هم نيستند؛ به همين ترتيب مناظره و discourse. حرف I در FUNDAMENTAI طبق اصل است. املاي THOUG طبق اصل است. املاي Sorush که به کار بردند مترقيتر و منطقيتر از Soroush است؛ همچنين Taqi نسبت به Taghi ، ولي از I در Misbah و U در Muhammad تعجب ميکنم.
11) کتاب زيبا و خوشچاپ، ولي متأسفانه فاقد فهرست راهنما است.