تبليغاتX
سیدعباس سیدمحمدی

سیدعباس سیدمحمدی

تنها زن دارای دان 9 جودو: کیکو فوکودای 92ساله ی ژاپنی

           بسم الله الرحمن الرحیم. عیناً به نقل از http://www.asylum-norway.com/modules.php?name=News&file=article&sid=611 :

 

                يك زن ‪ ۹۲ساله ژاپنی به مرحله دان ‪ ۹جودو دست يافت

برای نخستين بار در جهان يك زن ‪ ۹۲ساله ژاپنی توانست كه به مرحله دان ‪ ۹ورزش رزمی جودو برسد.

يك مقام باشگاه كودوكان روز پنجشنبه به خبرنگار "ايرنا" گفت كه در ميان بانوان تا كنون دان هشت وجود داشته است اما اين برای نخستين بار است كه بانو كيكو فوكودا به دان ‪ ۹دست پيدا می‌كند.

فوكودا كه مقيم كشور آمريكا است، در سال ‪ ۱۹۳۹ميلادی توانسته بود به دان يك جودو دست يابد. گزارش‌های منتشر شده نشان می‌دهد كه تا كنون در باشگاه كودوكان سريعترين سن مردان برای رسيدن به دان شش، ‪ ۲۷سالگی و در ميان زنان، ‪ ۳۵سالگی بوده است.

بر پايه گزارش باشگاه كودوكان، هم‌اكنون در ميان مردان، دان ‪ ۱۰بالاترين رتبه است كه سه مرد ژاپنی آن را دارا هستند.

باشگاه تاريخی كودوكان در سال ‪ ۱۸۸۲ميلادی از سوی پرفسور"كانو" بنيانگذار ورزش كنونی جودو گشايش يافته است.

***

            ــ نام این بانو طبق الفبای لاتین Keiko Fukuda است.

            ــ طبق http://en.wikipedia.org/wiki/Keiko_Fukuda ایشان متولد 12 آوریل 1913 است و در ژانویه­ی 2006 به دان 9 جودو دست یافته.

            ــ طبق http://www.judoinfo.com/judan.htm تا لحظه­ی تنظیم این نوشته (=    http://www.judoinfo.com/judan.htm ) پانزده نفر «از سوی کودوکان» به دان 10 جودو دست یافته­اند:

Kodokan 10th Dans in order of their promotion date:

  • Yamashita, Yoshitugu (1865-1935) Promoted 10th Dan 1935
  • Isogai, Hajime (1871-1947) Promoted 10th Dan 1937
  • Nagaoka, Hidekazu (1876-1952) Promoted 10th Dan 1937
  • Mifune, Kyuzo (1883-1965) Promoted 10th Dan 1945
  • Iizuka, Kunisaburo (1875-1958) Promoted 10th Dan 1946
  • Samura, Kaichiro (1880-1964) Promoted 10th Dan 1948
  • Tabata, Shotaro (1884-1950) Promoted 10th Dan 1948
  • Okano, Kotaro (1885-1967) Promoted 10th Dan 1967
  • Shoriki, Matsutaro (1885-1969) Promoted 10th Dan 1969
  • Nakano, Shozo (1888-1977) Promoted 10th Dan 1977
  • Kurihara, Tamio (1896-1979) Promoted 10th Dan 1979
  • Kotani, Sumiyuki (1903-1991) Promoted 10th Dan 1984
  • Daigo, Toshiro (1926- ), Promoted 10th Dan 2006
  • Abe, Ichiro, Promoted 10th Dan 2006
  • Osawa, Yoshimi, Promoted 10th Dan 2006

 

ــ ظاهراً تعداد افراد دارای دان 10 جودو بیش از پانزده نفر فوق است. Charles Stuart William Palmer انگلیسی طبق http://en.wikipedia.org/wiki/Judo و  http://en.wikipedia.org/wiki/Charles_Stuart_William_Palmer دارای دان 10 جودو (از ؟) است. Anton Geesink (Antonius Johannes Geesink) هلندی طبق http://en.wikipedia.org/wiki/Judo و http://en.wikipedia.org/wiki/Anton_Geesink دارای دان 10 جودو «از فدراسیون بین المللی جودو» است. Philip S. Porter طبق http://www.mararts.org/biography/porter.shtml و http://home.att.net/~hofhine/MonkeyBarJudo.html دارای دان 10 جودو (از ؟) است.

 

ــ با نقل جمله­ای از کتاب The Secrets of Judo اثر Watanabe و Avakian ، طبق http://www.judoinfo.com/judan.htm ، این مقاله را ختم می­کنم:

 

The true value of any art form -- whether it be music,

painting, flower arrangement, sculpture, or Judo -- is that it has the goal of discovering and developing the true potential within the artist

***

بسم الله الرحمن الرحیم. تکمله در تاریخ 30 خرداد 1385. عین جواب آقای Phil Porter به بنده، از طریق ایمیل، در تاریخ 19 ژوئن 2006:

 

Dear Seyyed,

 

Thank you for your letter.  I have added four names to the list you sent.  The 15 names you listed are correct, the Japanese holders of 10th Dan.  In addition, the International Judo Federation (IJF) promoted Anton Geesink of Holland and Charles Palmer of England to 10th dan several years ago, but I do not know the exact date.  That date could be obtained from the IJF website.  Finally the United States Martial Arts Association promoted Trevor P. Leggett of England and Philip S. Porter, of the United States to 10th Dan in 2005. 

 

Your servant and friend,

 

O-Sensei, Phil Porter

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم خرداد 1385ساعت 11:29  توسط سیدعباس سیدمحمدی  | 

Pete Shoemark, Motorcycle Basics Techbook, 2nd edition, 2002

          بسم الله الرحمن الرحیم. به موتورسوارهای عزیز پیشنهاد می­کنم کتاب زیر را تهیه کنند و در اختیار داشته باشند:

            پت شومارک، مبانی کارکرد موتورسیکلت، ترجمه­ی شیرزاد غضنفری، ویراسته­ی شهریار بهرامی اقدم و مهربانو عنقایی، تهران، شرکت انتشارات فنّی ایران، 1382؛ 194 صفحه، قطع رحلی، دو هزار تومان. [تلفظ صحیح نام کوچک نویسنده پیت/pit است.]

            فهرست فصلهای کتاب:

            موتور؛

            سیستم سوخت­رسانی و تخلیه؛

            سیستم جرقه­زنی؛

            دستگاه انتقال قدرت؛

            روغنکاری و خنک­کاری؛

            چرخها، تایرها و ترمزها؛

            فرمان و سیستم تعلیق جلو؛

            تنه و انواع آن؛

            سیستم تعلیق عقب؛

سیستم برقی؛

            راهنمای عیب­یابی.

           

            کتاب را از این محلها تهیه کنید:

            ــ تهران، خیابان انقلاب، خیابان ابوریحان، خیابان روانمهر، بین ابوریحان و فلسطین، پلاک 36، طبقه­ی سوم، شرکت انتشارات فنّی ایران. تلفن 66411955 و 66462218.

            ــ تهران، خیابان انقلاب، اول خیابان دوازده فروردین، کتابفروشی پرهام. تلفن 66468235.

            ــ تهران، خیابان انقلاب، اول خیابان دوازده فروردین، کتابفروشی هنر. تلفن 66468169.

            ــ تهران، خیابان انقلاب، بین فخر رازی و دانشگاه، کتابفروشی آزاده. تلفن 66414374.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هفتم خرداد 1385ساعت 10:12  توسط سیدعباس سیدمحمدی  | 

مادرش آلمانی است ...

            بسم الله الرحمن الرحیم. عیناً به نقل از «ناگفته­هایی از زندگی بروس لی: شروع کونگ فو»، ترجمه­ی نگار نباتی، ماهنامه فرهنگی ورزشی رزم­آور [عنوان نشریه مطابق اصل]، خرداد 1385، ش 129؛ ص 6 (از ص 6—4):

 

            ... بعد از پنج سال تمرین و یادگیری وینگ چون، بروس از برخی از همکلاسهای مدرسه­اش رودست خورد. آنها که می­دیدند او سخت کار می­کند و خوب پیش می­رود تصمیم گرفتند نزد ایپ­من بروند با این نظر که بروس یک غربی است و طبق رسم و سنت ایپ­من نباید آموزشهایش را به غربی­ها ارائه بدهد. آنها شکایتشان از این بود که بروس خون آلمانی (از طرف مادرش) در رگهایش هست پس یک چینی واقعی نیست پس حق ندارد آموزشهای ائیپ­من را دریافت کند. ائیپ­من با توجه به تلاشهای شایانی که بروس در کارش می­کرد. در ابتدا با این صحبت­ها مخالف بود اما وقتی شاگردها تهدید کردند که مدرسه را ترک می­کنند و دیگر با بروس تمرین نمی­کنند، بروس خودش گرفت برود و تا ائیپ­من مجبور نشود بر خلاف میلش او را بیرون کند.

***

            طبق ویکیپدیا، مدخل Bruce Lee ، ظاهراً املای اصلی نامی که در بالا با ایپ­من و ائیپ­من (و در صفحات دیگر: ئیپ­من) نشان داده­اند، Yip Man است. همچنین طبق ویکیپیدیا، مدخل فوق، مادر بروس لی Chinese-German و نامش Grace Lee بوده.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم خرداد 1385ساعت 12:58  توسط سیدعباس سیدمحمدی  | 

ویرایش سنگ قبر

        بسم الله الرحمن الرحیم. عیناً به نقل از سیدمحمدحسین حسینی طهرانی، مهر تابان: یادنامه و مصاحبات تلمیذ و علّامه، مشهد، انتشارات علامه طباطبائی، 1423 هجری قمری؛ پانوشت ص 132 و 133:

 

            نوشتۀ سنگ مزار حضرت اُستاذنا الأکرم آیة الله علّامۀ طباطبائی قدّس اللهُ نفسَه که پس از هفت سال از ارتحالشان نصب شده است بدین عبارت است؛ و بدین شکل است:

 

إنَّا لِلَّهِ وَ إنَّا إلیه راجِعونَ

رَوضَة ٌ من ریاض ِ الجنّة   ادخلوها بسَلام ٍ آمـِنینَ

ارتحل ألی مَثوی الکرامة و السّرور فخر الإسلام و المسلمین

الرّاقی إ لی ذ ُری الحقایق القرآنیّة مؤسس نشر ا ُصول المعارف الألهیّة

فی الحوزة العلمیّة الإمامیّة بقم

صاحب التفسیر العظیم المیزان المرتقی إلی جنّة الذّات

العلّامة الحاجّ السّیّد محمّد حُسَین الطّباطبائیّ قدّس سرّه

و قد لَبّی نداء یا أ َیّتها النّفس المُطمئِنّة إرجعی إای رَبِّکِ راضیة ً مرضیّة ً

صبیحة الثـّامن عشر من محرّم 1402 هـ حشر مع الذّین أنعم الله علیهم

 

            و بر بالای سر استاد علّامه شمائل مبارک ایشان نَصب و در زیر آن این جمله که از استاد است نوشته شده است:

«تشیّع حقیقت پیروی از سُنَّت رسول خدا که در ولایت متجلّی است می باشد.»

علّامه سیّد محمّد حسین طباطبائی قدّس سرّه

(إهدائی کانون فرهنگی علّامۀ طباطبائی ـ تهران: وصفنارد قدیم)

            ولی به نظر حقیر این نوشته، معرّف شخصیّت و واقعیّت حضرتش نیست؛ و سزاوار بود بدین عبارت و بدین شکل تحریر گردد:

 

إنَّا لِلَّهِ وَ إنَّا إلیه راجِعونَ

رَوضَة ٌ من ریاض ِ الجـَنّة   ادخلوها بـِسَلام ٍ ءامـِنینَ

قد خَلَعَ بَدنَه العُنصریّ َ مُحیی الإسلام وَ مشیِّدُ الدّین ِ الرّاقی إلی

ذُری الحقآئق ِ القُرءانیّةِ مؤسّسُ نَشر ِ اُصول ِ المَعارف ِ الإلهیّة ِ بـِقُمّ ٍ

فی الحوزة ِ المقدَّسة ِ العِلمیّة ِ

صاحبُ المیزان ِ فی تَفسیر ِ القُرءان ِ

العلّامة ُ ءایة ُ الله ِ الحاجّ ُ السّیّدُ محمّدٌ الحسین ُ الطَّباطَبائیّ ُ التَّبریزیّ ُ

المرتقی إلی أعلی ذروة الکمال الإنسانی بتتمیم أسفار الأربعة العرفانیة

بعد فنآئه فی ذات الله تعالی و قد لبّی نداء المثیب واتصل الحبیب بالحبیب

فی صبیحة یوم الثامن عشر من المحرم الحرام سنة 1402 الهجریة القمریة

و إذا رأیت ثم رأیت نعیماً و ملکاً کبیراً

ان هذا کان لکم جزآءً و کان سعیکم مشکوراً

***

            ــ مگر سنگ قبر قرار است معرّف شخصیت و واقعیت فردی باشد که در داخل قبر است؟ مگر ممکن است؟

            ــ مگر دیگران حق دارند آنچه را بر روی سنگ مزار کسی حک شده ویرایش کنند؟

            ــ چه بسا مرحوم سیدمحمدحسین حسینی طهرانی شایسته­ی اخذ لوح تقدیر از فرهنگستان زبان و ادب عرب، بابت «پاسداری از رسم خط عربی، در هنگام نوشتن به فارسی» بود. (دوستان باید کتابهای آن مرحوم را دیده باشند تا متوجه منظور بنده بشوند.)

            ــ دلیل شرعی یا عقلی اصرار اکید آن مرحوم (و ظاهراً فرزند ایشان، آقا سیدمحمدمحسن حسینی طهرانی) بر «فقط به کار بردن تاریخ هجری قمری» بر بنده روشن نیست. (چه بسا کتابهای آن مرحوم خارج از ضوابط فهرست نویسی پیش از انتشار فهرست می­شوند ...)

            ــ مطالعه­ی کتابهای آن مرحوم معظّم، بعضاً باعث سر درد گرفتن بنده می­شود، البته آثار ایشان لطف و فائده و ارزش خاص خود را هم دارا است.

            ــ قال الحافظ الشیرازی:

اگرچه عرض هنر پیش یار بی ادبیست   زبان خموش ولیکن دهان پر از عربیست

            ــ شادی روح و علوّ درجات مرحوم سیدمحمدحسین حسینی طهرانی حمد و سوره می­خوانم و صلوات می­فرستم.

                    [تکمله در تاریخ بیست و سوم فروردین ۱۳۸۷:

                     تصویر سیدمحمدحسین حسینی ی طهرانی رحمت الله علیه:

 

http://www.maarefislam.com/doreholomvamaarefislam/bookscontent/ayatenoor/tasavir/s6.gif

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه یازدهم خرداد 1385ساعت 16:19  توسط سیدعباس سیدمحمدی  | 

آموزش ادبیات ...

            بسم الله الرحمن الرحیم. عیناً به نقل از http://satha.blogfa.com/post-13.aspx :

 

 

هیچوقت از درس ادبیات تو مدرسه لذت نبردم چون همیشه مجبور بودم بجای اینکه از متن یا کلمات لذت ببرم به فکر امتحان یا پرسشی که فردا قراره بشه یا نکته کنکوری که قراره ازش بیاد باشم باور کنید اگر حافظ می دونست قراره از غزلش نکته کنکوری دربیارند هیچوقت شعر نمی سرود! بخصوص معلم سال پیشمون که از متن داستانها مثل جغرافی سوال در میاورد مثلا می پرسید: جلال الاحمد همسرش را چه صدا میکرد؟ و به گویید همسر جلال الاحمد  فلان جا در جواب به فلان چیز به او چه گفت؟

مگه میشه تو ۱۲ کتاب ادبیات یک بیت از فروغ یا بهبهانی ( , ...) نیاد یا یک خط از هدایت یا بهرنگی ( , ...) نیاد بجاش از شعرای فلسطینی که خود فلسطینی هام فکر نکنم بشناسندشون تو هر کتاب یک فصل اومده.

تا میایم یک کلمه از شعر بخونیم معلم میگه فلان جا چندتا تشبیه داره فلان جا ایهام داره شما فکر می کنید سعدی که می خواسته شعر بگه فکر می کرده تو این بیتش چند تا آرایه استفاده کنه یا فردوسی فکر می کرده که باید ۸ تا جمله باید تو این بیتش استفاده کنه!

عبارت "با تلخیص" که واقعا کفر منو در میاره چون بعدا می فهم قشنگترین قسمت اون شعر یا مطلب حذف کردن مثل شعرهای سهراب که شعرهاشو ده بیت درمیون می گذارند.

+ نوشته شده در  چهارشنبه دهم خرداد 1385ساعت 17:32  توسط سیدعباس سیدمحمدی  | 

گفت و گوئی مربوط به دوران رهبری آقای خامنه ای و رئیس جمهوری آقای رفسنجانی و وزارت ارشاد آقای خاتمی

                  بسم الله الرحمن الرحیم. عیناً به نقل از سیدسراج الدین میردامادی: http://www.roozneveshtha.com/2006/05/_76_1.shtml :

 

            ... در این جلسات که در محل کار آنزمان ایشان یعنی کتابخانه ملی برگذار می شد ما حرفها و انتظارات دانشجویان را مطرح کردیم و ایشان نیز خیلی حرفهای جالب و شنیدنی و حتی تاریخی را مطرح کردند که در میان آن جمع فقط من آنهم بدلیل عادت دیرینه خبرنگاری ام تمام سخنان خاتمی را می نوشتم و شاید روزی بعنوان یکی از اسناد بسیار مهم تاریخ معاصر بخشی از آنرا منتشر نمودم. از جمله سخنی که خاتمی در آن تصریح نمود که نمی تواند غیر صادقانه با رهبری نظام برخورد نماید. خاتمی افزود : من هنگامیکه وزیر ارشاد بودم گه گاهی رهبری من و آقای هاشمی را می خواستند و برخی مجلات و نشریات منتقد را جلوی من می گذاشتند و نسبت به انتشار آنها گلایه می کردند. من نیز استدلال می کردم که اگر بنا باشد حد اقل آزادی در نظام جمهوری اسلامی داده شود نباید مانع از ظهور و بروز آزادانه و مسالمت آمیز اندیشه های منتقدانه برخی از جریانات سیاسی و فرهنگی در جامعه بشویم که رهبری نمی پذیرفتند و گاهی بحث و گفتگوی ما کمی بالا می گرفت که نهایتا آن بگو مگو ها منجر به استعفای من شد. خاتمی افزود : در پایان یکی از جلسات و بحث و گفتگوی من و رهبری که کمی شدید شده بود پس از خارج شدن از جلسه هاشمی مرا کناری کشید و با اعتراض به من گفت چرا با رهبری بحث و جدل می کنی؟ من به همه وزرا هم گفته ام در مقابل ایشان هیچ بحث نکنید هرچه ایشان فرمودند بگوئید بروی چشم اما بروید کاری که خودتان صلاح می دانید را انجام بدهید. خاتمی می گفت من نتوانستم اینگونه باشم به همین دلیل کارم به استعفا کشید و خلاصه با ظاهری به نسبت قاطع می گفت که نمی پذیرد و در صورتیکه بپذیرد نمی تواند کاری از پیش ببرد و نهایتا اصرار داشت که بروید یک نفر دیگری را برای این کار بیابید. از نوع پس زدن خاتمی معلوم بود که خیلی در امتناعش پایدار نخواهد ماند زیرا در جلسات بعدی که باز در کتابخانه ملی او را دیدیم نرمتر شده بود ...

+ نوشته شده در  شنبه ششم خرداد 1385ساعت 16:17  توسط سیدعباس سیدمحمدی  | 

صاحبخانه ی شایسته

            بسم الله الرحمن الرحیم. شنیدم که یکی از صاحبخانه­ها به مستأجرش گفته من خانه را به تو و همسر و دو فرزندت دادم، و حال که فرزند سوم در راه است (هنوز به دنیا نیامده)، باید از منزلم بروی. شنیدم، بلکه دیدم، مستأجر و همسر و فرزندانش را بیرون کرده است.

***

            محمد محمدی ری­شهری، کیمیای محبّت: یادنامۀ مرحوم شیخ رجبعلی خیّاط (نکوگویان)، قم: دارالحدیث، 1383؛ ص 33 و 34 (رسم خط مطابق اصل):

            ... جناب شیخ یکی از اتاق­های منزلش را به یک رانندۀ تاکسی، به نام «مشهدی یدالله»، ماهیانه بیست تومان اجاره داد، تا این که همسرش وضع حمل کرد و دختری به دنیا آورد، که مرحوم شیخ نامش را «معصومه» گذاشت. هنگامی که در گوش نوزاد اذان و اقامه گفت، یک دو تومانی پَر ِ قنداقش گذاشت و فرمود:

            «آقا یدالله! حالا خرجت زیاد شده از این ماه به جای بیست تومان، هیجده تومان بدهید.»!!
+ نوشته شده در  جمعه پنجم خرداد 1385ساعت 16:58  توسط سیدعباس سیدمحمدی  | 

حجاب = پنجاه درصد ِ نظام (؟)

        بسم الله الرحمن الرحیم. آقای ناصر مکارم شیرازی، روزنامه­ی کارگزاران، سه­شنبه، نوزده اردیبهشت 1385؛ ص 2 (رسم خط مطابق اصل):

            ... اگر خدای نکرده روزی در داخل کشور موفق بشوند جلوی حجاب را بگیرند، به عقیده بنده 50 درصد نظام به خطر می­افتد ... وی ضمن سفارش به پرهیز از خشونت در ایجاد فرهنگ حجاب تاکید کرد: نباید با برخی از اقدامات بهانه به دست کسی داد اما به خواهش هم اکتفا نکنید؛ زیرا به این صورت مشکل حل نمی­شود.

 

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه یکم خرداد 1385ساعت 10:36  توسط سیدعباس سیدمحمدی  |