تبليغاتX
سیدعباس سیدمحمدی

سیدعباس سیدمحمدی

پیام نوروزی ی تاریخی ی آیت الله العظما سیدعباس سیدمحمدی مُدّ ظلّه العالی!

               بسم الله الرحمان الرحیم.

            پیام نوروزی ی تاریخی ی آیت الله العظما سیدعباس سیدمحمدی مُدّ ظلّه العالی، چنان که به تأیید دفتر معظّم له و بیت معظّم له رسیده است، به این عبارات است:

 

هم میهنان!

عیدتان مبارک!

 

            همچنین طبق اخبار رسیده، معظّم له سال جدید را این گونه نامگذاری کرده است:

 

سال هزار و سیصد و هشتاد و شش هجری ی شمسی!

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم اسفند 1385ساعت 21:8  توسط سیدعباس سیدمحمدی  | 

پی ئر روسو

           بسم الله الرحمان الرحیم.

***

            http://aramis.obspm.fr/~heydari/rousseau.html

22 اسفند 1385

آقای سیدمحمدی،

            در پاسخ به پرسش شما، درباره ی پی یر روسو اطلاعات چندانی به دست نمی آید.

            Pierre Rousseau ، زادسال 1905، مرگ سال 1983، اخترشناس و نویسنده ی فرانسوی در منبزن Montbezon ، استان "اندر و لوآر" Indre-et-Loire ، زاده شد.

 

در آغاز جوانی چندی در رصدخانه ی پاریس کار کرد و سپس به پیشه ی نویسنده ی علمی روی آورد. 35 کتاب برای همگان منتشر کرده است، از آن میان:

 

"پویش آسمان" Exploration du ciel ، سال 1939،

"اخترشناسی بی دوربین" Astronomie sans télescope و "از اتم تا ستاره" De l’atome à l’étoile سال 1941،

"جهان ستارگان" Le monde des étoiles سال 1980،

"اخترشناسی نوین" Astronomie nouvelle و "خورشید ما" Notre soleil سال 1982.

او در سال 1960 جایزه ی Nautilus و در سال 1969 جایزه ی Jean Mace را به دست آورد.

 

            امیدوارم این مختصر سودمند افتد.

 

با درود.

 

دکتر محمد حیدری ملایری.

***

            آنچه در بالا نقل کردم عیناً جواب دکتر محمد حیدری ی ملایری است به بنده. به قول دکتر میرشمس الدین ادیب سلطانی، مسئله ی تصمیم در منطق، تهران: امیرکبیر، 1373؛ ص XIII (سپاسگزاری و قدردانی):

 

... آقای استاد دکتر محمّد حیدری ملایری، مدیر پژوهش (Directeur de la Recherche)، رایمند ِ [= اُتوریته ی] جهانی در زمینه ی ستارگان مه جرم (اکنون در رصدخانه ی پاریس: Observatoire de Paris ) ...

 

           آدرس http://aramis.obspm.fr/~heydari/ ، از محمد حیدری ی ملایری، در قسمت پیوندهای وبلاگ بنده است. [ظاهراً املای Montbezon نادرست است. ظاهراً در فرانسه دو نقطه ی جغرافیائی است: Montbazon در استانی که دکتر حیدری ی ملایری گفته، و Montbozon در استانی دیگر.]

***

           حدود دوم یا سوم دبیرستان که بودم دو کتاب تاریخ صنایع و اختراعات، و تاریخ علوم، اثر پی ئر روسو را خواندم. سه چهار ماه قبل خواستم از معدود خاطرات شیرین دوران نوجوانی ام را بنویسم. خاطره مربوط می شد به خریدن کتاب تاریخ علوم. خوب دیدم مشخصاتی از مؤلف کتاب هم در خاطره ام نقل کنم. از طریق گوگل و گوگل بوک سرچ و ویکیپدیای انگلیسی و فرانسوی و کتابخانه ی ملی ی ایران و آمازون و کنگره و کتابخانه ی ملی ی کانادا و درخواست کمک از (دکتر) محمدرضا ویژه (http://safiredalat.persianblog.com/ ، فعلاً مقیم فرانسه) و سیدسراج الدین میردامادی (http://www.roozneveshtha.com/ ، فعلاً مقیم فرانسه) و داریوش آشوری (http://ashouri.malakut.org/ ، فعلاً مقیم فرانسه) و رضا بهشتی ی معز (http://beheshtimoez.blogspot.com/ ، فعلاً مقیم فرانسه) و دکتر محمد حیدری ی ملایری (http://aramis.obspm.fr/~heydari/ ، فعلاً مقیم فرانسه) و زیتا جوادی (http://www.ertebatbamihan.persianblog.com/ ، فعلاً مقیم اسپانیا) و دکتر فرهاد مهدی پور دستجردی (مقیم تهران) و مهندس محمدرضا گنجی (مهندس در ایران خودرو، دارای آشنایانی در فرانسه) تلاش کردم. آخرالامر دکتر محمد حیدری ی ملایری جواب داد. دو سه روز بعد از این که به ایشان ایمیل زدم. بی نهایت از ایشان تشکر می کنم.

           خاطره ام چه بود؟ این بود:

           حدود دوم یا سوم دبیرستان بودم. کتاب تاریخ صنایع و اختراعات را خواندم. مؤلف در این کتاب مکرراً از کتاب دیگر خود به نام تاریخ علوم نام می برد. مدتی در کتابفروشی ها جست و جو کردم. نیافتم. یک روز پشت ویترین یکی از کتابفروشی های خیابان انقلاب (نزدیک به کتبفروشی ی خوارزمی بود) دیدم تاریخ علوم پی ئر روسو را گذاشته، و نوشته

پانصد تومان.

           من آمدم خانه و به مادرم گفتم پانصد تومان بدهد بروم کتاب بگیرم. گفت ندارم. تا بعد از ظهر اصرار کردم تا بالأخره پول را گرفتم، و سریع رفتم کتاب را خریدم. بله! این بود یکی از معدود خاطرات شیرین دوران نوجوانی ام!

***

           گویا عنوان اصلی ی دو کتابی که من خواندم Histoire de la science و Histoire des techniques است. گویا پی ئر روسو کتابهای Histoire de la terre و Histoire de l’atome را هم نوشته است. گمان کنم طبق کتابخانه ی ملی ی ایران (آنلاین) کتاب مریخ کره ی اسرارآمیز از پی ئر روسو است.

***

           اگر اطلاعات بیشتر و دقیقتر، از بیوگرافی و بیبلیوگرافی و عکس و چیزهای دیگر، از پی ئر روسو به دست آورم، ان شاء الله در تکمله ذکر می کنم.

           دیروز رفتم انقلاب. در کتابفروشی ی امیرکبیر نه تاریخ صنایع و اختراعات بود و نه تاریخ علوم. گفتند چاپشان تمام شده است.

           روانت شاد ای پی ئر روسو.

+ نوشته شده در  جمعه بیست و پنجم اسفند 1385ساعت 22:55  توسط سیدعباس سیدمحمدی  | 

اسلام مرا مسحور خود کرده است

              بسم الله الرحمان الرحیم.

            بهمن ذکی پور/محمدعلی کارگزار، «فیلسوف شرق: نگاهی به زندگی و آثار ایزوتسو»، فصلنامه ی مدرسه، ش 5، بهمن 1385؛ ص 61 (از ص 66—61):

 

علاقه من به اسلام چیز مرموزی است که نمی توانم

آن را توضیح دهم. همین قدر می توانم بگویم که

اسلام مرا مسحور خود کرده است.

[ــ توشیهیکو] ایزوتسو

+ نوشته شده در  جمعه بیست و پنجم اسفند 1385ساعت 14:40  توسط سیدعباس سیدمحمدی  | 

نامزدهای نه دوره انتخابات ریاست جمهوری در ایران

            بسم الله الرحمان الرحیم. نامزدهای نه دوره انتخابات ریاست جمهوری در ایران طبق http://www.ostan-cb.ir/default.asp?page=33&code=5&sm=57 :

 

            دوره ی اول) هفت نفر:

ابوالحسن صدر، سیداحمد مدنی، حسن ابراهیم حبیبی،

صادق طباطبائی، کاظم سامی، داریوش فروهر، صادق قطب زاده

 

            دوره ی دوم) چهار نفر:

محمدعلی رجایی، علی اکبر پرورش،

عباس شیبانی، حبیب اله عسگر اولادی

 

            دوره ی سوم) چهار نفر:

سیدعلی خامنه ای، سیداکبر پرورش،

حسن غفوری فرد، سیدرضا زوراه ای

 

            دوره ی چهارم) سه نفر:

سیدعلی خامنه ای، سیدمحمود مصطفوی کاشانی،

حبیب اله عسگر اولادی مسلمان

 

            دوره ی پنجم) دو نفر:

اکبر هاشمی رفسنجانی، عباس شیبانی

 

            دوره ی ششم) چهار نفر:

احمد توکلی، عبدالله جاسبی،

رجبعلی طاهری، اکبر هاشمی رفسنجانی

 

            دوره ی هفتم) چهار نفر:

سیدمحمد خاتمی، علی اکبر ناطق نوری،

سیدرضا زواره ای، محمد مهدی ری شهری

 

            دوره ی هشتم) ده نفر:

احمد توکلی، عبدالله جاسبی، سیدمحمد خاتمی،

سیدمنصور رضوی، علی شمخانی، سیدشهاب الدین،

حسن غفوری فرد، علی فلاحیان، سیدمحمود کاشانی، سیدمصطفی هاشمی طبا

 

            دوره ی نهم، مرحله ی دوم) دو نفر:

محمود احمدی نژاد، اکبر هاشمی رفسنجانی

 

 

            املای نامها و تقدم و تأخر نامها طبق اصل است. نام نامزدهای مرحله ی اول انتخابات نهم در فهرست بالا نیست.

            نامزدهای نه دوره انتخابات ریاست جمهوری ی ایران، مجموعاً بیست و هشت نفر، آقایان:

            ــ سه مرتبه: اکبر هاشمی ی رفسنجانی؛

ــ دو مرتبه:  سیدعلی ی خامنه ای، علی اکبر پرورش، عباس شیبانی، حبیب الله عسگراولادی ی مسلمان، حسن غفوری ی فرد، سیدرضا زواره ای، سیدمحمود مصطفوی ی کاشانی، احمد توکلی، عبدالله جاسبی، سیدمحمد خاتمی؛

ــ یک مرتبه: محمود احمدی نژاد (آخرین رئیس جمهور ایران تا این لحظه)، سیدابوالحسن بنی صدر، سیداحمد مدنی، حسن حبیبی، صادق طباطبائی، کاظم سامی، داریوش فروهر، صادق قطب زاده، محمدعلی ی رجایی، رجبعلی ی طاهری، علی اکبر ناطق نوری، محمد محمدی ی ری شهری، سیدمنصور رضوی، علی ی شمخانی، سیدشهاب الدین (ــِــ صدر؟)، علی ی فلاحیان، سیدمصطفی هاشمی طبا، سیدابوالحسن بنی صدر (اولین رئیس جمهور ایران).

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم اسفند 1385ساعت 23:34  توسط سیدعباس سیدمحمدی  | 

ما و «امامت»

            بسم الله الرحمان الرحیم.

            روی سخن نویسنده ی http://blog.malakut.org/archives/2007/03/post_198.shtml  (و تکمله اش: http://blog.malakut.org/archives/2007/03/post_199.shtml ) با نویسنده ی http://rendane.blogfa.com/post-94.aspx است. البته ما مختاریم از ردگم کنی و تقیه و باطنی گری استفاده کنیم، ولی «ظاهراً»، در ورای این که نویسنده ی گرامی ی http://blog.malakut.org نام باربور و لاکاتوش و پوپر و نیوتون و ابن سینا و ناصر خسرو را به کار برده، این باور هست:

 

حضرت ‌والا پرنس كريم آقاخان در تاريخ يازدهم جولای ۱۹۵۷ در سن ۲۰ سالگی

به‌ عنوان جانشين پدربزرگش سر سلطان محمدشاه به امامت مسلمانان شيعه‌ی امامی اسماعيلی منصوب گرديد. ايشان

چهل و نُهمين امام موروثی مسلمانان شيعه‌ی امامی اسماعيلی از ذرّيه‌ی بلافصل

حضرت محمّد (ص)، ازطريق پسرعم و دامادش، علی (ع)، اولين امام، و همسر وی فاطمه (س) دختر پيامبر است.

(مطلب اخیر به نقل از

http://www.iis.ac.uk/view_article.asp?ContentID=103470

است.)

 

            حالا بیایند و با «عقل» و «علم» و «تأویل»، صحّت باور فوق را ثابت کنند. حالا بیایند شعر بگویند و مدرن سخن بگویند. بیایند پاراگراف بندی و نقطه گذاری را درست انجام دهند. من از صاحبان عقل درخواست می کنم فکر کنند و بررسی کنند و تحقیق کنند که آیا علی بن موسی الرضا امام است یا پدربزرگ ِ حضرت والا پرنس کریم آقا خان. آیا حجت بن الحسن «امام زمان» است یا حضرت والا پرنس کریم خان.

***

            محمدتقی ی مصباح یزدی، پندهای امام صادق علیه السلام به ره جویان صادق، قم: مرکز انتشارات مؤسسه ی آموزشی و پژوهشی ی امام خمینی، 1383:

 

                                    «اسرار» یا گفتار بیرون از حد تحمل

                                                در مقام ارشاد و تعلیم باید ظرفیت شنونده را در نظر داشت ... (ص 50)

            ائمّۀ پس از امام حسین علیه السلام بیش تر عمرشان را در حال تقیّه گذراندند؛ زیرا حکومت نمی توانست سخن آنان را مبنی بر ادعای به حق بودن و شایستگی بر خلافت بپذیرد ... ما بحمدالله، در یک کشور شیعی زندگی می کنیم و برخی از این مطالب را به راحتی می توانیم مطرح کنیم؛ امام همین مطالب را هنوز هم در دیگر کشورهای مسلمان نمی توان به صورت عریان مطرح کرد ... در زمان امام صادق علیه السلام تعداد معدودی از مردم امامت ایشان را قبول داشتند و سایر مردم از حقانیت ایشان مطّلع نبودند. حتی در بین امام زاده ها نیز برخی با وجود آن که افرادی صالح بودند، اما مسایل امامت را به درستی نمی دانستند. امام راحل رحمه الله یکی دو بار در بیاناتشان این مطلب را فرمودند که: مسألۀ ائمّۀ اثنا عشر، که برای ما روشن است، خیال نکنید که از روز اول برای همه مردم این چنین روشن بود.

در روایتی آمده است که میان امام باقر علیه السلام و زید بن علی بن الحسین علیه السلام بحثی واقع شد. (حضرت زید از شهدای بزرگوار اسلام است که روایات متعددی در مدح ایشان رسیده است. وی برای خدا قیام کرد و با حکومت غاصب جنگید.) بحث بر سر این بود (ص 51) که پس از امام باقر علیه السلام چه کسی باید امام شود؟ حضرت زید استدلال می کرد که «پدرم به من بسیار علاقه مند بود، حتی غذا را لقمه می گرفت و در دهان من می گذاشت.» امام باقر علیه السلام هم در پاسخ می گفتند: اگر امامت پس از ایشان حق شما بود، پس چرا به من نگفتند؟ (ص 52)

***

           واقعاً محمد بن عبدالله در مکانها و زمانهای مختلف نام «دوازده» جانشین خود را یکی یکی ذکر کرد که چی؟ تعدادشان را و نامشان را گفت که چی؟ که عبدالکریم سروش سخنان ابن خلدون و اقبال را در تاریخ ردیابی کند و خاتمیت و مهدویت را در تناقض بیابد؟ که زیدیه و اسماعیلیه ایجاد شود؟

           عنوان دو مقاله ی نویسنده ی گرامی ی http://blog.malakut.org که در صدر مقاله ام ذکر کردم، «علم و دین: کمربند حفاظتی!» و «تأویل: کمربند حفاظتی تاریخی دین» است.  به نظر بنده، ما مواجه بوده ایم با

 

ظلم تاریخی به عیسی بن مریم

و ظلم تاریخی به محمد بن عبدالله؛

جهل تاریخی به گفته ها و سفارشهای عیسی بن مریم

و جهل تاریخی به گفته ها و سفارشهای محمد بن عبدالله.

***

           توفیقات نویسنده ی گرامی ی http://blog.malakut.org و سایر عزیزان را خواستارم.

+ نوشته شده در  جمعه هجدهم اسفند 1385ساعت 21:27  توسط سیدعباس سیدمحمدی  | 

سلسله گفت و گوهای محسن کدیور و عبدالکریم سروش درباره ی پلورالیسم دینی

            بسم الله الرحمان الرحیم.

            سلسله گفت و گوهای محسن کدیور و عبدالکریم سروش درباره ی پلورالیسم دینی، در روزنامه ی سلام، در پنج قسمت منتشر شده است:

            قسمت اول: یازده دی 1376؛

            قسمت دوم: هجده دی 1386؛ ص 9؛

            قسمت سوم: بیست و پنج دی 1376؛ ص 9؛

            قسمت چهارم: دوم بهمن 1376؛ ص 9؛

            قسمت پنج: شانزده دی 1376؛ ص 9.

            من قسمت اول را ندارم. قسمت دوم و سوم و چهارم و پنجم را دارم. اگر علاقه مندان، به آرشیو روزنامه ی سلام دسترسی دارند، می توانند پنج قسمت فوق را تهیه کنند و به طور کامل مطالعه کنند.

+ نوشته شده در  جمعه هجدهم اسفند 1385ساعت 15:24  توسط سیدعباس سیدمحمدی  | 

کتاب عناصر ، اثر اقلیدس

            بسم الله الرحمان الرحیم.

            ناآگاهی از مشهورات، و نادرست ترجمه کردن، دامن اکثر افراد را می گیرد. مشاهیر و غیر مشاهیر. نمونه عرض می کنم:

            ریچارد پی برنان، هایزنبرگ احتمالاً اینجا خوابید: زندگی، زمان و اندیشه های فیزیکدانان بزرگ قرن بیستم، ترجمه ی (دکتر) حبیب الله فقیهی نژاد، تهران: اطلاعات، 1378؛ ص 2:

            ... اقلیدس (حوالی 300 پیش از میلاد) که نام او تقریباً همیشه مترادف با دانش هندسه است، کتابی درسی بنام عناصر (Elements) نوشت که قرنها متن معیار (استاندارد) بود ...

 

            خُب. به نظر می رسد با این که مترجم محترم دارای درجه ی دکتری است، «اصول اقلیدس» (و «اصل پنجم») به گوشش نخورده، و نیز در این دام افتاده که element را سریعاً به «عنصر»، ترجمه کند، به جای این که در جائی به «عضو» و در جائی به «اصل» و در جائی به «جزء» و در جائی به «عنصر» ترجمه کند.

***

            کتاب نسبتاً جذّاب و خواندنی است. یک مقدمه دارد («ایستاده بر دوش غولان»)، و هشت فصل:

            نیوتون؛

            آینشتاین؛

            پلانک؛

            راذرفورد؛

            بور؛

            هایزنبرگ؛

            فاینمن؛

            گل مان. (املای نام افراد از سیدمحمدی است.)

            قسمت مربوط به نیوتون برای من تازگی داشت.

قیمت کتاب هشتصد و پنجاه تومان است. از انتشارات مؤسسه ی اطلاعات در خیابان انقلاب بخرید و بخوانید!

+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم اسفند 1385ساعت 23:22  توسط سیدعباس سیدمحمدی  | 

عبدالکریم سروش: نظامی که مصلحتش در شکنجه کردن باشد، آخر چه نظامی است؟

              بسم الله الرحمان الرحیم.

            عبدالکریم سروش، «عدالت و آزادی در پرسش و پاسخ با دانشجویان»، قسمت سوم، روزنامه ی جهان اسلام، شنبه، یازده مهر 1377؛ ص 3:

 

            ... دوستی گفتند مقاضای تعریف شما از عدالت این است که شکنجه نباشد و اگر شکنجه نباشد آنوقت مصلحت نظام فوت می شود. من از ایشان تعجب می کنم. اولاً از دریافت و نتیجه گیری ایشان خیلی متشکرم که نتیجه و مقتضای تعریف من از عدالت این است که شکنجه نباشد. این یکی از افتخارات و کمالات این تعریف اس. اما قسمت دوم را ایشان اجازه بدهند که مخالفت کنیم. و اینکه، نظامی که مصلحتش در شکنجه کردن باشد، آخر چه نظامی است؟ شما چه جوری می خواهید او را با مصلحت و عقل و عدل آشتی بدهید؟ ...  

+ نوشته شده در  پنجشنبه دهم اسفند 1385ساعت 23:24  توسط سیدعباس سیدمحمدی  | 

افضلیت ...

            بسم الله الرحمان الرحیم.

            بعد از خواندن قسمتی از یک متن، سؤالی برایم ایجاد شد. از کجا معلوم نسبت بین فردی اعلم و فردی عالم (مشخصاً در موضوع «تقلید از اعلم»)، در حقیقت نسبت بین فردی عالم و جاهل نباشد؟ از کجا معلوم نسبت بین فردی اعلم و فردی عالم، در حقیقت نسبت بین فردی جاهل و فردی اجهل نباشد؟ مشتاق شنیدن جواب عالمانه و فاضلانه هستم.

            متنی که خواندم:

            سیدابوالحسن رفیعی ی قزوینی، شرح دعای سحر، تصیح و ترجمه و تعلیق از سیدمحمد حکاک، قزوین: حدیث امروز، 1380:

 

            ... شایسته است ابتدا مقدمه ای ذکر کنیم که در مقصود نافع است و در همۀ فصول دعای مبارک بکار می آید، بدین بیان: برتری یک فرد از افراد طبیعت بر بقیۀ افراد آن طبیعت تنها به دو وجه قابل تصوّر است.

            یکی اینکه ملاک فضل و بلکه افضلیت عبارت از این است که فرد افضل به تمام حدّ نصاب طبیعت مشترک رسیده و همۀ مراتب کمال و تمام آن را تحصیل کرده باشد؛ در حالیکه فرد غیر افضل فاقد آن مزیت است، مزیتی که در تحقق مصداق آن ماهیت واقعاً دخالتی تدارد، بلکه از وجوه حسن و فضل آن محسوب می شود. بنابر این معنی افضلیت نه به نقصانی در مفضول، بلکه به مزیتی در فاضل برمی گردد.

            و دوم اینکه ملاک برتری عدم تحصیل مرجوح است جمیع درجات کمال طبیعت مشترک را، بلکه فاقد بودن آن است مرتبۀ کمال اصل طبیعت را و ناقص بودن او بدین اعتبار. و فرد افضل، صرفاً به علّت رسیدن به مرتبۀ تمام آن طبیعت و نه به علّتی دیگر؛ برتر از اوست.

            اما اوّل ـ نظیر برتری سفید قوی از سفید ضعیف و برتری اعلم از عالم

            و دوم ـ مانند رجحان انسان عالم بر انسان جاهل و برتری انسان پنج انگشتی بر انشان چهارانگشتی و به تعبیر دیگر فرد مرجوح فاقد مرتبه کمال ماهیت انسان است و فرد راجح دارای آن.

            و اگر گویی: وقتی که فرد مرجوح فاقد مرتبۀ کمال است و به تمام حد نصاب نرسیده چگونه مصداقی از آن طبیعت محسوب شده و آن ماهیت بر او صادق است؟ (ص 47)

            گویم: ماهیت به حسب مفهوم بین کامل و ناقص مشترک است، در حالیکه کمال و نقص فقط در مرتبۀ وجود و تحقق ماهیت اعتبار می شود. و تو میدانی که کمال و نقص غیر قابل تصوّر است مگر در مرتبۀ وجود. زیرا آندو از مرتبۀ ماهیت بیرونند. چون ماهیت از آن نظر که ماهیت است چیزی جز خودش نیست و بر همۀ مراتب کمال و نقص صادق است به اعتبار اینکه به خودی خود از آن مراتب خالی است. لذا با همۀ آنها قابل جمع است.

            چون این را دریافتی بدان که همۀ آنچه از صیغه های تفضیل در فقرات دعا آمده است نظیر ابهی و اجمل و اجلّ و غیر آنها، از قبیل قسم اول برتری است چنانکه بر متأمّل پوشیده نیست. [1] حال شرح دعا را آغاز می کنیم (ص 48).

 

            توضیح مصحح مربوط به [1] در صفحات 90 و 91 از کتاب:

            مقصود این است که مثلاً همۀ مراتب بهاء خدا حقیقتاً بهاء است و مفهوم بهاء بر آن صدق می کند اما بعضی کامل تر و شدیدتر است از بعضی دیگر و یک مرتبه از آن مراتب، کامل ترین و شدیدترین مرتبه است. همچنانکه در مثالی که در متن آمده اعلم و عالم در عالم بودن مشترکند ولی عالمیت اعلم بیشتر از عالمیت عالم است یا سفیدی در سفید قوی بیشتر از سفید ضعیف است. اما وقتی عالم و جاهل را مقایسه می کنیم، جاهل اصل حقیقت علم را ندارد. بنابراین مقایسۀ آندو مقایسۀ دو فرد است که یکی حد نصاب طبیعت مورد مقایسه یعنی حد اقل مراتب علم را دارد و دیگری ندارد. در حالیکه مقایسۀ اعلم و عالم مقایسۀ دو فرد است که هر دو واجد کمال مشترکی می باشند ... (ص 90) ...  

+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم اسفند 1385ساعت 16:28  توسط سیدعباس سیدمحمدی  | 

کوسه بدو ، ماهی بدو ، کوسه بدو ، ماهی بدو!

بسم الله الرحمان الرحیم. عیناً به نقل از http://pastoo.blogspot.com/2007/02/blog-post_17.html     :

 

ژاپني ها عاشق ماهي تازه هستند. اما آب هاي اطراف ژاپن سال هاست كه ماهي تازه ندارد. بنابراين براي غذا رساني به جمعيت ژاپن قايق‌هاي ماهي‌گيري، بزرگ‌تر شدند و مسافت‌هاي دورتري را پيمودند.


ماهي گيران هرچه مسافت طولاني‌تري را طي مي‌كردند
به همان ميزان آوردن ماهي تازه بيشتر طول مي‌كشيد. اگر بازگشت بيش از چند روز طول مي‌كشيد ماهي‌ها ديگر تازه نبودند و ژاپني‌ها مزه اين ماهي‌ها را دوست نداشتند.


براي حل اين مسئله، شركت‌هاي ماهي‌گيري فريزرهايي در قايق‌هايشان تعبيه
كردند. آن‌ها ماهي‌ها را مي‌گرفتند و روي دريا منجمد مي‌كردند. فريزرها اين امكان را براي قايق‌ها و ماهي‌گيران ايجاد كردند كه دورتر بروند و مدت زمان طولاني‌تري را روي آب بمانند.


اما ژاپني‌هاي فرق مزه‌ي ماهي تازه و منجمد را متوجه مي‌شدند و
مزه‌ي ماهي يخ زده را دوست نداشتند. بنابراين شركت هاي ماهي گيري مخزن‌هايي را در قايق‌ها كار گذاشتند و ماهي‌ها را در مخازن آب نگه داري مي كردند.


ماهي‌ها پس
از كمي تقلا آرام مي‌شدند و حركت نمي‌كردند. آن‌ها خسته و بي‌رمق، اما زنده بودند. متأسفانه ژاپني‌ها هنوز هم مي توانستند تفاوت مزه را تشخيص دهند. زيرا ماهي‌ها روزها حركت نكرده و مزه ماهي تازه را از دست داده بودند. باز هم ژاپني‌ها مزه‌ي ماهي تازه را نسبت به ماهي بي‌حال و تنبل ترجيح مي‌دادند. پس شركت‌هاي ماهي‌گيري به گونه‌اي بايد اين مسئله را حل مي‌كردند.

آن ها چطور مي توانستند ماهي تازه بگيرند؟

براي نگه داشتن ماهي تازه شركت‌هاي ماهي‌گيري ژاپن هنوز هم از مخازن نگه‌داري ماهي در قايق‌ها استفاده مي‌كنند اما حالا آن‌ها يك كوسه كوچك به داخل هر مخزن مي‌اندازند. كوسه چند تايي ماهي مي‌خورد اما بيشتر ماهي‌ها با وضعيتي بسيار سرزنده به مقصد مي‌رسند. زيرا ماهي‌ها تلاش كرده‌اند.

از بازي لذت ببريد .

در مخزن زندگي‌تان كوسه‌اي بيندازيد و ببينيد كه واقعا" چقدر مي توانيد دورتر برويد.

+ نوشته شده در  جمعه چهارم اسفند 1385ساعت 22:17  توسط سیدعباس سیدمحمدی  | 

ذوب شدن در محمدباقر مجلسی رحمت الله علیه

            بسم الله الرحمان الرحیم.

            احمد عابدی، آشنایی با بحارالانوار بزرگ ترین دایرة المعارف حدیث شیعه، تهران: سازمان چاپ و انتشارات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، 1378:

 

            ــ مرحوم شیخ عباس قمّی [در سفینة البحار، ج 1؛ ص 172، و الکنی و الألقاب، ج 3؛ ص 150] می فرماید: «حدّث شیخنا العلّامة النوری ...» یعنی: «استادم علّامه حاجی میرزا حسین نوری از برخی شاگردان صاحب جواهر ــ رحمت خدای بر او باد ــ نقل کرد که صاحب جواهر ــ که استاد و بزرگ فقهای زمان خود بود ــ روزی در مجلس درس خود نقل کرد که شب گذشته [در اصل: گذاشته] من در خواب محفلی بزرگ را دیدم که عدّه ای از علما داخل آن نشسته اند و یک نگهبانی نزد درب ایستاده است، از او اجازه خواسته و داخل آن مجلس شدم. دیدم تمام علمای گذشته دور و نزدیک در آن جا جمع اند و در بالای مجلس علامۀ (ص 35) مجلسی نشسته است، از آن چه دیدم شگفت زده شده و علّت برتری علامۀ مجلسی را از آن نگهبان سؤال کردم ، او پاسخ داد که مجلسی نزد ائمّه ــ علیهم السلام ــ به «باب الأئمّه ــ علیهم السلام ــ معروف است» (ص 36).

            ــ هیچ تردیدی نیست که افقه فقهای شیعه، مرحوم محقّق حلّی صاحب شرایع می باشد (ص 57 [در توضیح یا توجیه نویسنده ی کتاب، این موضوع را که اگر شیخ انصاری از محمدباقر مجلسی به «فاضل مجلسی» یاد کرده، از محقق حلی و علامه حلی هم به «فاضلین» یاد کرده، پس ...]).

            ــ گرچه علّامه محمّدباقر مجلسی از نظر سن کوچک ترین پسر پدرش می باشد، امّا واقعاً بزرگ ترین فرد خانواده شان، بلکه بزرگ ترین فرد و عالم این چند قرن اخیر می باشد (ص 75).

            ــ میرزا عبدالله افندی خطاب به علامۀ مجلسی می گوید: «... و من خصائص کتاب بحارالأنوار أنه تزداد شهرته و اعتباره و یظهر قدره و عظمته إذا قام قائم من آل محمد ــ صلی الله علیه و آله ــ بعد ما ینظر فیه و یحکم بصحته من الأول إلی الآخر؛ از ویژگی های کتاب بحارالانوار آن است که شهرت و اعتبار این کتاب و قدر و منزلت آن وقتی بدرستی معلوم می شود که امام زمان ــ علیه السلام ــ ظهور نموده و پس از آن که آن را ملاحظه فرمود، حکم به صحت این کتاب از ابتدا تا انتهایش بنماید (ص 125).

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم اسفند 1385ساعت 15:21  توسط سیدعباس سیدمحمدی  |