تبليغاتX
سیدعباس سیدمحمدی

سیدعباس سیدمحمدی

ترتیب مقام چهارده معصوم علیهم السلام

              بسم الله الرحمان الرحیم.

          یک) چند سال قبل، از آقای علی ی رجبی درباره ی ترتیب مقام چهارده معصوم علیهم السلام سؤال کردم. ایشان، «با قید احتیاط» جواب داد:

          به ترتیب پیامبر اکرم، سپس علی، سپس فاطمه، سپس حسن، سپس حسین، سپس نُه امام بعدی در یک ردیف هستند، البته روایاتی هست که ظاهراً از آنها استشمام می شود امام رضا و امام زمان مقام ممتازی در میان نُه امام ِ بعد از پنج تن دارند.

          امروز این مطلب را، در ضمن مطلبی دیگر، به تعدادی از دوستان اس ام اسی ام گفتم. دو نفر از آنها، به شدت مخالفت کردند. ظاهراً نظر آنها این بود که بعد از پیامبر اکرم، تمام امامها و فاطمه دارای مقام یکسان هستند. حتا یکی از دو دوست بنده، اعتراض کرد که نکند چون امام رضا ایران دفن شده است رجبی چنان حرفی/حدسی زده است. این را هم می گفتند که «ائمه از نور واحد هستند».

          خُب.

          دو) توجه کنید به سؤال از سیدعباس سیدمحمدی و جواب از آقای محمد صادقی ی تهرانی (مفسر و مترجم قرآن و مرجع تقلید، متولد 1305):

 

جواب: معصومان چه پیامبران و چه غیر آنان دارای مراتبی می‌باشند ولی در كل معصومان محمدی طبق آیات و روایاتی متواتر از همه‌ی معصومان تاریخ عصمت برترند و از آیاتی مانند آیه تطهیر كه چهارده معصوم محمدی را در بر دارد چنان می‌فهمیم كه حتی حضرت فاطمه (س) با آنكه نه رسول است و نه امام از كل پیامبران و حتی چهار ولی عظم دیگر از نظر عصمت برترند و بر حسب اشاراتی در قرآن و روایاتی زیار این سیزده معصوم محمدی پس از حضرتش در مقام عصمت علمی , معرفتی و عملی یكسانند گر چه زمینه‌های فعالیتهاشان یكسان نیست.

سی ی و یک اردیبهشت 1382

 

سؤال: گویا در بحار حدیثی است از پیامبر كه "فاطمه صدیقه الكبری و علی معرفتها داره القرون الاولی". روایتی هم كه از یكی از ائمه است كه "ما حجتیم بر خلق و فاطمه حجت است بر ما" گویا خیلی معروف است. در عاشورا هم گویا امام حسین در هنگام سخن گفتن با سپاه روبرو، می فرماید رسول خدا و پدرم و مادرم و برادرم "كه از من بالاتر بودند" از دنیا رفتند. امام حسین كه اهل تعارف نیست. هم زمان بودن یا نبودن فاطمه با همه ی ائمه چه موضوعیتی دارد در این كه بشود یا نشود از ائمه بالاتر باشد؟ این هم كه یكی از حجتهای الاهی از امام حسن و امام حسین و ... و امام زمان بالاتر باشد، عقلاً عجیب نیست. می ماند اثبات كشفی یا استدلالی ی مطلب.  در كتاب زندگی نامه ی وحید بهبهانی، اثر

علی ی دوانی، از كتاب یا رساله ای از علمای سابق به نام رساله ی تفضیلیه نام برده بود.  توضیحی بود كه "رساله اندر فضیلت حسن و حسین بر مادرشان زهرا". مستدعی ام درباره ی كل پاراگراف مطلبی بفرمائید.

هشت خرداد 1382

 

 

جواب: قبلاً پاسخی درباره‌ی حضرت صدیقه‌ی كبری (س) به شما داده‌ام كه ایشان امام نبوده‌اند ولی در بعد عصمت علمی و عملی با امامان برابر بوده‌اند و نه برتر.

نه خرداد 1382

 

 

جواب: قبلا هم اشاره كردیم كه حضرت فاطمه (س) درست است كه در زمان حضرت علی (ع) امام و پیشوا در امور اجتماعی به ویژه سیاسی نبوده‌اند ولی در مقام عصمت با هر دوازده امام همسان بوده‌اند و اگر هم ایشان در زمان یكی از این معصومان نبودند خود افزون بر رهبری شرعی رهبری و ولایت جمعی هم داشتند و در كل مقام عصمت آن حضرت از چهار پیغمبر اولوا العزم قبل از رسول گرامی طبق قرآن و سنت برتر بوده است گر چه نه رسول بوده اند و نه امام به معنای مصطلح ولی در كل افكار و اعمالشان از نظر شرعی الگو برای همه‌ی مكلفان بوده و می‌باشد.

بیست و شش خرداد 1382

 

سؤال: درباره ی رتبه ی چهارده معصوم، اصولاً جدای از بحث فاطمه، از فرمایش شما برمی آید كه مقام دوازده امام صددرصد برابر است.  گویا طبق قرآن، علی بن ابیطالب «جان» پیامبر است. گویا در همه ی كمالات و مقامات با پیامبر شریك است مگر خلافش را پیامبر خبر داده باشد. گویا امام باقر فرموده علی بهترین بشر است بعد از رسول خدا. یعنی آیا هیچ تزلزلی در نظریه ی «1) رسول خدا؛ 2) سیزده معصوم دیگر» احساس نمی كنید؟

دوم تیر 1382

 

 

جواب: رسول گرامی در سنت قطعیه وحیانیش هرگز تزلزلی نیست و این برابری كه میان 12 امام عرض شد برابری در بعد عصمت خلافتی معصومانه پس از رسول گرامی است گر چه این بزرگواران از لحاظ زمینه‌های فعالیتهای معصومانه نا برابرند لیكن در بعد توان و امكانشان و زمینه‌های شایسته بروز خلافت معصومانشان تا اندازه‌ای متفاوتند و در هر صورت بر حسب روایاتی چند فضیلتی بیشتر برای نخستین و آخرین امام بوده و هست ولی در اصل عصمت الهامی و وحیانی بر حسب آیاتی مانند آیه إنما یرید الله لیذهب عنكم الرجس اهل البیت برابرند.

هشت تیر 1382

 

          پایان گفت و گوهای بنده و محمد صادقی ی تهرانی. توجه کنید که ایشان در ابتدای گفت و گو فرمود:

          «سیزده معصوم محمدی پس از حضرتش در مقام عصمت علمی، معرفتی و عملی یكسانند گر چه زمینه‌های فعالیتهاشان یكسان نیست.»

          و در پایان فرمود:

«در هر صورت بر حسب روایاتی چند فضیلتی بیشتر برای نخستین و آخرین امام بوده و هست ولی در اصل عصمت الهامی و وحیانی بر حسب آیاتی مانند آیه إنما یرید الله لیذهب عنكم الرجس اهل البیت برابرند.»

 

سه) توجه کنید به نظر مرحوم علامه طباطبائی درباره ی موضوع مورد بحث بنده:

عیناً به نقل از کتاب الکترونیکی ی 665 پرسش و پاسخ (در محضر علّامه طباطبائی قدس سره)، جمع آوری از محمدحسین رخشاد، که گمان کنم دو سه سال قبل از صفحه ای از وبسایت http://www.downloadbook.org/ دانلود کردم:

 

خصيصه هاى ويژه هر كدام از ائمه عليهم السلام

س 244- در روايت آمده است كه حضرت امام حسين عليه السّلام در كربلا به حضرت زينب عليهاالسلام فرمود: (مادرم از من بهتر بود و از دنيا رفت ، پدر و برادرم از من بهتر بودند و از دنيا رفتند)(93) آيا از اين بيان استفاده نمى شود كه هر امام سابق از امام لاحق ، افضل است ؟
ج - بله ، از اين روايت استفاده مى شود كه هر امام سابق بر امام لاحق فضيلت عمومى دارد؛ ولى ممكن است امام لاحق مزيتهاى مخصوصى داشته باشد كه سابق نداشته ، مانند شهادت امام حسين عليه السّلام و بيان احكام كه صادقين (حضرت امام باقر و امام صادق عليها السلام ) داشته اند و امثال اينها.
واقع مطلب اين است كه از سه ديدگاه مى توان به ائمه عليهم السلام نظر كرد:
اول : به حسب مقام نورانيت، كه همه آنان از اين جهت يكى هستند.
دوم : افضل بودن امام سابق از امام لاحق به طور عموم كه از اين روايت و رويات ديگر استفاده مى شود.
سوم : افضليت امام لاحق بر سابق به فضيلت و مزيت خاص ، مانند شهادت امام حسين عليه السّلام و حلم امام حسن عليه السّلام و دعاى امام سجاد عليه السّلام و بيان احكام توسط صادقين عليهاالسلام .

 

93) ر، ک: بحارالانوار، ج 45، ص 1.

 

          چهار) گمان کنم ترتیب مقام چهارده معصوم را به سادگی با جملاتی مانند «نور واحد» نتوان مشخص کرد. بحثی مفصل است. شاید هزار ساعت بحث هم کنیم، باز آخرالامر جواب ما به حقیقتی اشاره نکند. خُب شاید بتوان برای رسولان و انبیاء سابق هم مفهومی مشابه ِ «نور واحد» در نظر گرفت، ولی آیا رسولان و انبیاء سابق همه دارای مقام یکسان هستند؟

          آیا مقام یکسان نداشتن انبیاء و رسولان و حجتهای الاهی ی سابق، نقص آنها است؟

          آیا اگر احیاناً سیزده معصوم محمدی مقامهای غیر یکسان داشته باشند، نقص آنان است؟

          آیا، احیاناً، علت مخالفت با قسمتی از نظر مرحوم طباطبائی (که البته با قطعیت بیان نشده است) و مخالفت با نظر علی ی رجبی (که آن هم با قطعیت بیان نشده است)، به دلیل ذهنیت یا گرایشی نیست که ما شیعیان داریم و معصومان محمدی را حقیقتی واحد از نوری واحد می دانیم و اگر اختلافی در مقام این این نورها باشد احتمالاً نظریه ی «نور واحد» متزلزل می شود؟ آیا احیاناً علت مخالفت به دلیل این ذهنیت یا گرایش نیست که ما شیعیان معصومان محمدی را «بی نهایت» می دانیم و حدس می زنیم اختلاف در مقام نورها (ولو اختلاف در مقام سیزده معصوم و سیزده نور ِ بعد از رسول الله) احتمالاً متزلزل کننده ی نظریه ی «بی نهایت» است؟

          پنج) وقتی طباطبائی رحمت الله علیه و رجبی زید توفیقه با احتیاط و بی قطعیت نظر دادند، به طریق اولا من ِ کم سواد، جز طرح چند سؤال که عرض کردم و قصدم به تأمل فرو رفتن دوستان و فضلا و علما است، در موضوع مورد بحث چیزی نمی گویم.

          شش) با صلوات بر محمد و آل محمد مقاله را به پایان می برم.

               [تکمله در تاریخ سی ام دی 1386:

          ــ آیا اگر چهارده معصوم «نور واحد» نباشند مشکل منطقی یا عقلی یا شرعی یا کلامی یا عرفانی ایجاد می شود؟

          ــ آیا روایات «نور واحد» متواتر است؟

          ــ آیا مقام رسول الله با مقام سیزده معصوم محمدی برابر است؟

          ــ آیا علی افضل از تمام مخلوقات جز رسول الله نیست؟ (هم طبق آیه ی تطهیر و هم طبق تعدادی از روایات.)

          ــ اگر دو بند اخیر را بپذیریم، آیا به سادگی خلل در نظریه ی «نور واحد = مقام واحد» را نمی بینیم؟

          ــ ظاهراً تمام چهارده معصوم در مقام ولایت مطلقه ی کامله ی غیر محدود و مظهر اتم صفات خداوند بودن، مشترک هستند (← سیدمحمدعلی کاظمینی بروجردی، جواهرالولایة: در خلافت و ولایت چهارده معصوم (ع)، تعلیقات و اضافات: سیدحسین کاظمینی بروجردی، ویراستار: مجتبی مقدسی، تهران، حروفیه، 1384؛ صفحات مختلف)، ولی بحث سلسله مراتب آن حضرات از نظر مقام، نیاز به مراجعه به قرآن و روایات دارد.

          ــ لطفاً دوستان حاضر شوند هم به قرآن و روایات مراجعه کنند، و هم از عالمان دیگر در این زمینه سؤال کنند، و هم اگر بر نظری پافشاری می کنند بتوانند از نظر خود دفاع کنند و بر نظر مقابل خود اشکال وارد کنند.]

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و نهم دی 1386ساعت 22:42  توسط سیدعباس سیدمحمدی  | 

خودشیفتگی ی بیشتر از حد لازم؟ خودانتقادی ی کمتر از حد لازم؟

          بسم الله الرحمان الرحیم.

          یک، الف) مایکل کوک [Michael Allen Cookامر به معروف و نهی از منکر در اندیشه اسلامی [Commanding Right and Forbidding Wrong in Islamic Thought]، ترجمه ی احمد نمایی، مشهد، بنیاد پژوهشهای اسلامی ی آستان قدس رضوی، 1384، دو جلد، 1106 صفحه؛ ص 11—9 (از «سخن مترجم»):

          «... تنها فرهنگی که در طول زمان و در گستره جهان به طور جدی به بحث درباره این (ص 9) وظیفه مهم دینی و اخلاقی پرداخته، اسلام است و دیگر فرهنگهای و ادیان الهی و آیین های غیر الهی در این موضوع بحثی نکرده و یا به طور گذرا از آن گذشته اند. اگر عالمان یهودی و مسیحی در این مورد سخنی گفته اند کمتر بر اساس کتاب مقدس و بیشتر متأثر از اسلام بوده است.

          او [مایکل کوک] پس از آگاه شدن از واقعه ای زشت و ننگین در یکی از خیابانهای شهر شیکاگو و نیز داستان دختری که با ضربات چاقو در جلو چشم مردم به قتل رسید و بی تفاوتی مردم نسبت به این گونه حوادث، می گوید: «آدمی نمی تواند فقط در کناری بایستد و ببیند زنی (ص 10) در منظر عام مورد تجاوز قرار بگیرد. ما احساس می کنیم به نوعی وظیفه داریم علاوه بر آن که خود باید با شایستگی رفتار کنیم، دیگران را نیز از ارتکاب کارهای کاملاً ناپسند نسبت به همنوعان خود بازداریم.» (4) و در ادامه آن می افزاید: «اما در زندگی روزمره، ما نامی برای این وظیفه نداریم. هنوز به تدوین کلی موادی که باید آن را به کار بریم و شرایطی که از انجام آن معافیم، نپرداخته ایم. حقوقدانان و فیلسوفان ما بحثهایی دارند که ما در مواردی وظیفه ای برای «امادا» داریم، اما این بحث مهجورتر از آن است که به عنوان فرهنگ ما توصیف شود. اسلام، برعکس، نام و تعالیمی ویژه برای چنین وظیفه اخلاقی گسترده ای دارد و نام آن امر به معروف و نهی از منکر است.» (5) سپس می گوید: «من چیزی در این مورد نمی دانستم تا این که ضمن تحقیقات اسلامی خود از آن آگاه شدم.» (6)

          مایکل کوک با انگیزه شناخت این وظیفه در اسلام، پژوهشهای خود را آغاز می کند و با صبر و حوصله بسیار و با مراجعه به حدود 1700 کتاب و مقاله که بیش از 1300 مورد آن کتابهای اسلامی است و با مشورت با بسیاری از اسلام شناسان و مسلمانان ــ از جمله آیة الله دکتر حسین مدرسی ــ و با بیش از 12 سال کار مداوم و استفاده از فرصتهای مطالعاتی و بورسیه های علمی موفق به نوشتن این کتاب می شود که شاید مفصّل ترین کتابی باشد که تا کنون در این زمینه نوشته شده است.» (ص 11)

          یک، ب) بنده خبر این کتاب را ابتدا در شماره ای از مجله ی خردنامه ی همشهری خواندم. شاید حدود یک سال قبل. خود کتاب را ابتدا در منزل حضرت آقای محمدرضا ملایی (http://mollaie.blogfa.com/ ، ایران، مشهد) دیدم. چند روز بعد هم کتاب را در تهران تهیه کردم.

          یک، پ) بنده هم به خود ادعا و هم به حواشی ی ادعای «غیر مسلمانها نامی برای مفهوم «امر به معروف و نهی از منکر» ندارند» مشکوکم. و بر فرض که نامی برای این مفهوم نداشته باشند، آیا نام نداشتن واقعاً به میزان قابل توجهی موجب بی اعتنائی یا ناتوانی ی مردم در نهی کردن دیگران از منکرات و امر کردن دیگران به معروفها می شود؟

          یک، ت) بنده توجیه نیستم که مگر اصولاً معنا دارد که انسانها صحنه ی قتل یا تجاوز یا مانند آن را ببینند، و چون احیاناً در فرهنگشان نامی برای مفهوم واکنش نشان دادن در برابر قتل یا تجاوز یا مانند آن ندارند، منفعل بشوند که حالا در برابر این صحنه چه بکنند و چه نکنند. توجیه نیستم. انسانها که جای خود دارند. من، شخصاً، چند سال قبل در تلویزیون فیلمی دیدم. یک کروکودیل یک آهو (؟) را گرفته بود و می خواست بخورد. یک اسب آبی (؟) صحنه را می بیند و با کروکودیل درگیر می شود و گمان کنم در نهایت توانست آهو را از کروکودیل بگیرد و نجات بدهد. خُب آیا حیوانات برای این مفهوم، لغت دارند؟

          یک، ث) بنده کتاب مایکل کوک را خواندم. چیزی بیشتر از تصفــّح. به دلم ننشست. به نظرم اگر کتاب ایشان، می شد ده یا بیست مدخل مختلف متناسب، در دایرت المعارف دینی/اسلامی، مدخلهای محققانه و خوبی به نظر می رسید. بهتر بود.

          دو) صادق آئینه وند به این مضمون گفته بود:

جهان اسلام از نظر اخلاقی در وضعیت بدی است.

          در روزنامه ی همشهری خواندم. تا مدتی قبل روزنامه را نگه داشته بودم. حیف که الان ندارم.

          سه) ظاهراً در عهد جدید تأکید خیلی زیادی بر «محبت» است. (عبدالرحیم سلیمانی (ی اردستانی)، عهد جدید (کتاب الکترونیکی)، ناشر: باشگاه اندیشه، پاییز 1386: «عهد جديد، بخشى از مجموعه كتاب مقدس است، كه تنها مسيحيان آن را قبول دارند و يهوديان آن را جزء كتاب مقدس خود نمى دانند.» ) ظاهراً دین (الاهی یا غیر الاهی ی؟) زرتشت، جمله ای دارد این چنین: «کردار نیک پندار نیک گفتار نیک» (امیدوارم ترتیبش را درست گفته باشم). خب احتمالاً مسیحی ها و زرتشتی ها هم به جملات کتابهای مقدس خود می بالند و افتخار می کنند.

          چهار) ظاهراً ما مسلمانها خیلی حظ می کنیم و خشنود می شویم غیر مسلمانها از ما و آموزه های قرآن مجید و رسول الله و معصومان محمدی تمجید و تحسین کنند. مقاله ام را با خبری به پایان می برم، که لینک آن را ابتدا در وبلاگ محمدرضا مردانیان (http://heptology.blogspot.com/2008/01/blog-post_15.html ) دیدم. ای مسلمانها. ای مسیحی ها. ای یهودی ها. ای زرتشتی ها. ای فقها. ای عبدالکریم سروش. با به به و چه چه و خودستائی و خودشیفتگی و سخن گفتن و عمل نکردن جهان ما درست نمی شود. جهان ما اخلاقی و انسانی نمی شود. رسول الله فرموده است: انـّی بعثت لاتمّم مکارم الاخلاق. ماهایی که محمد را رسول الله می دانیم، و کسانی که محمد را رسول الله نمی دانند، همه قیام کنیم برای «اخلاق». اخلاق را بر سر ِ احکام نکوبید. احکام را بر سر ِ اخلاق نکوبید. در اخلاق اصولگرا باشید. مقدسها را قدسیت زدائی نکنید. غیر مقدسها را قدسیت نبخشید. چشم بسته و فکرنکرده و نسنجیده، شعار ندهیم. چشم بسته و فکرنکرده و مقلــّدانه و کورکورانه «مرگ بر» و «درود بر» نگوئیم. در دورانی از تاریخ اسلام، چون حاکمیت آئین نامه کرده بود که علی بن ابی طالب را ناسزا بگوئید، مردم علی را ناسزا می گفتند. مردم ظاهراً نیازی نمی دیدند فکر کنند که چرا علی را ناسزا می گویند. معمول است که مبلــّغها و عالمها و روشنفکرها مردم را به فکر فرو ببرند. ای مردم! با سؤالات و انتقادات خود، علما و دانشمندان و روشنفکرها را به تجدید نظر در تعدادی از افکار و نظرها و اخلاقشان وادار کنید و آنان را به تفکر و تعقل و تدبّر بیشتر و همه جانبه و عمیق مجبور کنید! نمی گویم از علما و دانشمندان در ترویج اخلاق و انسانیت و رفع آسیبهای اجتماعی (که نمونه ی اسف انگیزش را نقل می کنم) کاری بر نمی آید. نه. کاری بر می آید. ولی شاید، مهمتر از علما و دانشمندان، خود آحاد مردم (از هر دین و مذهب و مکتب و مرام) هستند که باید تعقل کنند و اراده و همت کنند. فأجبنا یا الله. ــ خبر، عیناً به نقل از http://www.asriran.com/view.php?id=33456  :

 

تصادف خونین و بی وجدانی مسافران اتوبوس

ما بوضوح فریادهای کمک خواهی راننده خودروی پراید را می شنیدیم ، اما با مشاهده چک های مسافرتی درون خودرو، هر کدام از ما که از اتوبوس پیاده شده بودیم، سعی می کردیم پول بیشتری برداریم.

در یک حادثه عجیب و پس از تصادف خونین میان یک دستگاه خودروی حامل پول بانک و یک خودروی سواری، برخی مسافران اتوبوس به جای کمک به مصدومان پول ها را سرقت کردند.


سیدحسین توکلی، بازپرس شعبه 5 دادسرای جنایی با اشاره به این حادثه به «جام جم» گفت: چند روز پیش به دنبال برودت هوا و بارش برف، یک خودروی حامل پول در نزدیکی فیروزکوه با یک خودروی سواری پراید تصادف کرد. در این تصادف، یک اتوبوس مسافربری که در حال عبور از جاده بود، با مشاهده این وضعیت متوقف شد و مسافران برای کمک به مجروحان از اتوبوس پیاده شدند.

سرقت پول های بانک

بازپرس جنایی در ادامه گفت: چند نفر از مسافران که قصد کمک به مجروحان خودروی حامل پول بانک را داشتند، با مشاهده پول های موجود که پس از تصادف در اتاقک خودرو پخش شده بود، به یکباره وظیفه انسانی خود را فراموش کردند و با سرقت مقادیری از چک های مسافرتی متعلق به بانک بدون آن که به مجروحان حادثه کمک کنند، بار دیگر سوار اتوبوس شدند و محل را ترک کردند.

شکایت و پیگیری

بازپرس توکلی افزود: به دنبال این ماجرا، ماموران امدادی با حضور در محل، امدادرسانی به حادثه دیدگان را آغاز کردند و راننده خودروی پراید بر اثر شدت جراحات جان خود را از دست داد.

 

برادر جوان فوت شده پس از این حادثه عنوان کرد: برادرم پس از تصادف و در آخرین لحظات عمرش در تماس تلفنی گفت: میان صندلی و فرمان خودرو گرفتار شده است و مسافران اتوبوس را مشاهده می کند که برای کمک پیاده شده اند، اما به جای کمک به او سراغ خودروی بانک می روند.

بازپرس شعبه 5 دادسرای جنایی افزود: به دلیلی شکستگی دنده این جوان و فرورفتن در ریه وی، اگر مسافران او را از میان آهن پاره بیرون می آوردند، به طور قطع نجات می یافت، اما افسوس که آنها با مشاهده پول های درون خودرو، وظیفه انسانی شان را فراموش کرده و بدون هیچ مساعدتی محل را ترک کرده اند.

توکلی بیان کرد: پس از سرقت پول ها و بررسی های بعدی معلوم شد 148 میلیون تومان از پول های درون خودرو به سرقت رفته است و افراد سارق در مرحله بعدی با چک های مسافرتی سرقت شده، به خرید طلا، لوازم خانه و... اقدام کرده اند.

دستگیری یک متهم

بازپرس جنایی افزود: با آغاز تحقیقات در این زمینه ماموران در مرحله بعدی یک نفر از مسافران سارق را به همراه 38 میلیون تومان از چک های مسافرتی دستگیر کردند.

متهم در تحقیقات گفت: وقتی صحنه تصادف را مشاهده کردیم، ابتدا قصد کمک به مصدومان را داشتیم و ما بوضوح فریادهای کمک خواهی راننده خودروی پراید را می شنیدیم، اما با مشاهده چک های مسافرتی درون خودرو، هر کدام از ما که از اتوبوس پیاده شده بودیم، سعی می کردیم پول بیشتری برداریم.

بازپرس جنایی تصریح کرد: با ثبت این اظهارات پرونده متهم به دادسرای دماوند ارسال شده و یک تیم ویژه از ماموران تحقیقات گسترده خود را برای دستگیری مسافران سارق آغاز کرده اند.

به کجا می رویم؟

فخرالدین جعفرزاده، معاون دادستان و سرپرست دادسرای جنایی نیز با اشاره به این حادثه تلخ می گوید: از دیرباز ما ایرانیان به فرهنگ انسانی خود افتخار می کنیم و چه بسا آموزه های عقیدتی و دینی، وظایف انسانی را بالاتر از هر وظیفه دیگری برای ما تعریف کرده است، اما متاسفانه این افراد بدون توجه به وظیفه انسانی خود براحتی پا روی وجدان خود گذاشته و در این حادثه به جای کمک و مساعدت به همنوعانی که در یک قدمی مرگ قرار گرفته اند، تنها به خود و پول فکر می کنند.

مسافرانی که آن روز به جای کمک به جوان مجروح و گرفتار در پشت فرمان خودرو که با هزاران امید و آرزو، اکنون در زیر خروارها خاک خفته است ، تنها در اندیشه غارت پول های خودروی حامل پول بودند و فراموش نکنیم وجدان همین آدم ها روزی آنها را به محاکمه خواهد کشید.

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هفتم دی 1386ساعت 15:0  توسط سیدعباس سیدمحمدی  | 

جلال صمیمی، نجوم پرتو گاما، گشت و گذار در یک باغ بسیار بزرگ و مصفا، وط ... وطن

 

بسم الله الرحمان الرحیم.

گمان کنم نام جلال صمیمی را اولین بار در گفت و گوی تلفنی با علی ی فهیم، دانشجوی دکتری ی فیزیک دانشگاه صنعتی ی شریف، از ایشان شنیدم. بیست و دوم شهریور 1386.

 

جلال صمیمی jalaal-e samimi

 

سیداکبر جعفری، دکتر در فیزیک، استاد دانشگاه صنعتی ی اصفهان، دارای وبلاگ http://correlated-matter.persianblog.ir/ ، به من پیشنهاد کرد بخشهایی از گفت و گو با دکتر جلال صمیمی (مجلۀ فیزیک، بهار و تابستان 1383) را در وبلاگم بگذارم. پیشنهاد آن دانشمند محترم مرا ترغیب کرد گفت و گو را به طور کامل تایپ کنم و در وبلاگم قرار بدهم.

 

جلال صمیمی jalaal-e samimi

 

قرار بود سه شنبه یازده دی 1386 دکتر جلال صمیمی را در دانشگاه شریف ملاقات کنم. میسّر نشد. یکشنبه، شانزده دی 1386 هم قرار بود ایشان را ملاقات کنم. با این که تهران برف نسبتاً زیاد آمده بود، من خطر را به جان خریدم، و موتورسیکلتم را برداشتم بروم دانشگاه شریف. تلفن کردم. دکتر محمود بهمن آبادی گفت دکتر جلال صمیمی به دلیل بارش سنگین برف، نمی آید دانشگاه.

 

الکترومغناطیس ترجمه ی صمیمی و علیزاده ی قمصری و آقامیر

 

اگر ان شاء الله با دکتر جلال صمیمی ملاقات کنم، شاید عکس و گزارشی از ملاقاتم با ایشان را در وبلاگ بگذارم.

***

طبق http://moballegh.net/fa/?p=shoct&id=2950 :

          « دكتر جلال صميمی، محقق و استاد دانشگاه صنعتی شريف تهران، پس از بيست سال تحقيق درباره كهكشان راه شيری و آزمايش در مورد تابش اشعه گاما، موفق به كشف پنج چشمه گاما در مركز اين كهكشان شد. دكتر جلال صميمی متولد سال 1319 در شهرستان زابل و دارای مدرك دكترا در رشته فيزيك است. او پس از مطالعات و تحقيقات گسترده، آزمايش‏های مكرر خود را در زمينه امولوسيون هسته‏ ای انجام داد و سرانجام موفق به اين كشف مهم شد.»

          طبق http://ntrs.nasa.gov/search.jsp?N=4294865418 :

GX339-4 - A new black hole candidate

Author(s): Samimi, J.; Share, G. H.; Wood, K.; Yentis, D.; Meekins, J.; Evans, W. D.; Shulman, S.; Byram, E. T.; Chubb, T. A.; Friedman, H.
Abstract:
HEAO-1 observations of aperiodic variability in the galactic X-ray source GX339-4 (4U 1658-48) on time scales of tens of milliseconds to a few seconds are reported. It is shown that the overall characteristics of GX339-4 ...
NASA Center:
NASA (non Center Specific)
Publication Year:
1979
Added to NTRS: 2004-11-03
Accession Number: 79A29923; Document ID: 19790045910

***

مجلۀ فیزیک (نشریه ی تخصصی ی فیزیک مرکز نشر دانشگاهی)، «گفت و گو [ی رضا بهاری] با استاد دکتر جلال صمیمی»، سال 22، شماره ی 1 و 2، شماره ی پیاپی 86—85، بهار و تابستان 1383؛ ص 15—5:

 

گفت و گو با استاد دکتر جلال صمیمی

در جامعۀ فیزیک ایران، در نظر خیلی هایی که با کسی تعارف ندارند، دکتر صمیمی دانشگاهی  ِ فرهیخته و پژوهشگر درجه یکی است که حتی در بعضی محافل علمی جهانی هم نیاز به معرفی ندارد. اما حیف است خوانندگان  ِ خارج از جامعۀ فیزیک ندانند که همکاران و شاگردان و دوستانش قدری از محبوبیتش را هم مدیون شخصیت پاکیزه و رک و راست و صمیمی اش می دانند. این محبوبیت را، دو سال پیش که حادثۀ سختی راهی بیمارستانش کرد و خیل  ِ دوستدارانش را به پشت درهای آی سی یو کشاند، لابد باید خودش هم باور کرده باشد.

          دکتر صمیمی خودش در مجلۀ فیزیک صاحبخانه است؛ با وجود این باید ممنون باشیم که، در آن روزهای نیاز به استراحت و آرامش، روی همکاران را زمین نینداخت و حاضر به گفت و گو شد. همچنین از همسر بزرگوارش ـ سرکار خانم صمیمی، که در این مدت برای جلال شان سنگ  ِ تمام گذاشتند ـ بسیار سپاسگزارم که در جلسات گفت و گو خستگی شان را با لبخند پوشاندند و وجدانم را از بابت این مزاحمت آسوده کردند.

          دیگر اینکه، خودمانی بودن و صراحت بعضی از این پرسش ها به پشتگرمی  ِ رفاقتی است که استاد از این شاگرد و همکارش دریغ نکرده است.

رضا بهاری

 

نشست اول، منزل استاد، اواسط مرداد 1382

● شما که آخرش قرار بود بیایید توی  ِ کار فیزیک و در آسمان ها دنبال ماده و انرژی بگردید، چطور شد که اولش رفتید سراغ مهندسی برق؟

 

من دبیرستان که بودم شناخت درستی از فیزیک و تحقیقات مربوط به خود این علم نداشتم. تصورم این بود که مردم فیزیک می خوانند که مهندس بشوند. من هم کشیده شدم طرف مهندسی ـ که آن وقت ها هم مثل امروز خیلی طرفدار داشت ـ و مهندس برق شدم. اما از همان سال اولی که در دانشگاه، فیزیک عمومی را گرفتم متوجه شده بودم که به این درس خیلی علاقه دارم.

● کمی برویم به قدیم تر؛ اصلاً کجا دبیرستان می رفتید؟ و حالا که نگاه می کنید اوضاع آموزش دبیرستانی آن زمان را چطور می بینید؟

 

من فقط می توانم راجع به دبیرستان خودمان صحبت کنم که در جنوب تهران بود و دبیرستان بدی هم بود. البته همان موقع دبیرستان های خوبی مثل البرز هم داشتیم، ولی در جنوب شهر و بیشتر نواحی دیگر تهران دبیرستان ها قدری به اصطلاح "لات خانه" بودند. بچه هایی هم که علایق و استعدادهایی داشتند معمولاً توی این مدرسه ها گم بودند و خیلی به ندرت اتفاق می افتاد که کسی آنها را تشویق و ترغیب یا حتی کشف کند.

● یک وقتی قبلاً گفته بودید که تحصیلات دانشگاهی تان را از دانشکدۀ نفت آبادان شروع کردید. حالا برایم جالب شد که شما از دبیرستانی که می گویید خیلی هم معمولی بود چطوری رفتید دانشکدۀ نفت؟ یادم می آید که این دانشکده خیلی دست چین می کرد و به این راحتی ها دانشجو نمی گرفت.

 

بله. کنکور سختی هم داشت و نسبت قبول شدگان به داوطلبانش هم خیلی کم بود. آنهم در زمانی که هنوز کنکور سراسری و این حرف ها در کل دانشگاه ها در کار نبود. من وقتی آن جا قبول شدم تازه سیکل اول را تمام کرده بودم ـ یعنی کلاس نهم را. از سیکل تا دیپلم کامل می توانستند شرکت کنند و من جزو معدود کسانی بودم که که در واقع پَرش کردم. البته همه قبول شده ها اولش در یک دورۀ دوسالۀ پیش دانشگاهی درس می خواندند که برنامه اش شبیه دو سال آخر دبیرستان های امریکا بود. خودشان به این دوره "پری انجینیرینگ" (پیش مهندسی) می گفتند.

● پس معلوم می شود که شما این همه جدیت را از همان دوران نوجوانی تمرین کرده اید؛ آن قدر که در یک مدرسۀ خیلی معمولی و لابد با معلم های خیلی معمولی، بدون اینکه کسی شما را تشویق یا از شما حمایت کند، توانستید در جایی درست و حسابی قبول بشوید. اگر حمل بر تعارف نمی کنید می خواهم یادآوری کنم که شما مطمئناً کم نظیر بوده اید، و حالا برای انبساط خاطرتان (صفحه ی 5)

 

[این مقاله خیلی مفصل است. حدود یازده هزار کلمه است. بعد از این که تایپ مقاله را تمام کردم، دیدم ای داد بی داد، نمی توانم در بلاگفا منتشرش کنم. برای دانلود کردن بقیه ی مقاله، و تمام مقاله، روی لینک http://www.snapdrive.net/qs/38f7e0c3b83b کلیک کنید. در صفحه ای که می آید، نوشته است

Click here to download jalaal-e samimi.doc

روی نوشته ی اخیر، که در واقع لینک است، کلیک کنید. تمام مقاله که یک فایل وورد و به ظرفیت 195 کیلوبایت است آماده ی ذخیره و مطالعه کردن است. بنده این کار را، که اگر اشتباه نکنم نامش file sharing است، بلد نبودم. دوست ارجمند، آقای پی کولو (http://pastoo.blogspot.com/ )، به درخواست من فایل وورد را در اینترنت گذاشت و آدرس لینک را به من خبر داد. هزاران دعا و تشکر نثار آن دوست ارجمند.]

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم دی 1386ساعت 15:53  توسط سیدعباس سیدمحمدی  | 

نظارت

          بسم الله الرحمان الرحیم.

          طبق شمارش و جست و جو و بررسی ی بنده، در قانون اساسی ی جمهوری ی اسلامی ی ایران، در سیزده اصل (از صد و هفتاد و هفت اصل)، از «... نظارت ...» و «... ناظر ...» و «... زیر نظر ...» یاد شده است. به این ترتیب:

          یک) اصل ۵۴

دیوان محاسبات کشور مستقیما زیر نظر مجلس شورای اسلامی است. سازمان و اداره امور آن در تهران و مراکز استانها به موجب قانون تعیین خواهد شد.

          دو) اصل ۵۷

قوای حاکم در جمهور اسلامی ایران عبارتند از: قوه مقننه، قوه مجریه و قوه قضاییه که زیر نظر ولایت مطلقه امر و امامت امت بر طبق اصول آینده این قانون اعمال می‌گردند. این قوا مستقل از یکدیگرند.

  • اصل سابق‏‏‏‏: قوای حاکم در جمهوری اسلامی ایران عبارتند از‏: قوه مقننه، قوه مجریه و قوه قضاییه که زیر نظر ولایت امر و امامت امت، بر طبق اصول آینده این قانون اعمال می‌گرند. این قوا مستقل از یکدیگرند و ارتباط میان آنها به وسیله رییس جمهور برقرار می‌گردد.

سه) اصل ۹۹ - نظارت شورای نگهبان

شورای نگهبان نظارت بر انتخابات مجلس خبرگان رهبری، ریاست جمهوری، مجلس شورای اسلامی و مراجعه به آراء عمومی و همه‏پرسی را بر عهده دارد.

  • اصل سابق: شورای نگهبان نظارت بر انتخاب رییس جمهور، انتخابات مجلس شورای ملی و مراجعه به آراء عمومی و همه‏پرسی را بر عهده دارد.

چهار) اصل ۱۰۰

برای پیشبرد سریع برنامه‏های اجتماعی، اقتصادی، عمرانی، بهداشتی، فرهنگی، آموزشی و سایر امور رفاهی از طریق همکاری مردم با توجه به مقتضیات محلی، اداره امور هر روستا، بخش، شهر، شهرستان یا استان با نظارت شورایی به نام شورای ده، بخش، شهر، شهرستان یا استان صورت می‌گیرد که اعضای آن را مردم همان محل انتخاب می‌کنند. شرایط انتخاب‏کنندگان و انتخابشوندگان و حدود وظایف و اختیارات و نحوه انتخاب و نظارت شوراهای مذکور و سلسله مراتب آنها را که باید با رعایت اصول وحدت ملی و تمامیت ارضی و نظام جمهوری اسلامی و تابعیت حکومت مرکزی باشد قانون معین می‌کند.

پنج) اصل ۱۰۱

به منظور جلوگیری از تبعیض و جلب همکاری در تهیه برنامه‏های عمرانی و رفاهی استانها و نظارت بر اجرای هماهنگ آنها، شورای عالی استانها مرکب از نمایندگان شوراهای استانها تشکیل می‌شود. نحوه تشکیل و وظایف این شورا را قانون معین می‌کند.

شش) اصل ۱۱۰ - وظایف و اختیرات رهبر

2        نظارت بر حسن اجرای سیاستهای کلی نظام.

هفت) اصل ۱۱۸

مسوولیت نظارت بر انتخابات ریاست جمهوری طبق اصل نود و نهم بر عهده شورای نگهبان است ولی قبل از تشکیل نخستین شورای نگهبان بر عهده انجمن نظارتی است که قانون تعیین می‌کند.

هشت) اصل ۱۳۴

ریاست هیأت وزیران با رییس جمهور است که بر کار وزیران نظارت دارد و با اتخاذ تدابیر لازم به هماهنگ ساختن تصمیم‏های وزیران و هیأت دولت می‌پردازد و با همکاری وزیران، برنامه و خط‏مشی دولت را تعیین و قوانین را اجرا می‌کند. در موارد اختلاف نظر و یا تداخل در وظایف قانونی دستگا‏ه‏های دولتی در صورتی که نیاز به تفسیر یا تغییر قانون نداشته باشد، تصمیم هیأت وزیران که به پیشنهاد رییس جمهور اتخاذ می‌شود لازم‏الاجرا است. رییس جمهور در برابر مجلس مسیول اقدامات هیأت وزیران است.

  • اصل سابق‏‏‏‏: ریاست هیأت وزیران با نخست‏وزیر است که بر کار وزیران نظارت دارد و با اتخاذ تدابیر لازم به هماهنگ ساختن تصمیم‏های دولت می‌پردازد و با همکاری وزیران، برنامه و خط‏ مشی دولت را تعیین و قوانین را اجرا می‌کند.نخست‌وزیر در برابر مجلس مسیول اقدامات هیأت وزیران است.

نه) اصل ۱۵۶ - وظایف قوه قضاییه

قوه قضاییه قوه‏ای است مستقل که پشتیبان حقوق فردی و اجتماعی و مسیول تحقق بخشند به عدالت و عهده‏دار وظایف زیر است‏: ۱ - رسیدگی و صدور حکم در مورد تظلمات، تعدیات، شکایات، حل و فصل دعاوی و رفع خصومات و اخذ تصمیم و اقدام لازم در آن قسمت از امور حسبیه، که قانون معین می‌کند. ۲ - احیای حقوق عامه و گسترش عدل و آزادیهای مشروع. ۳ - نظارت بر حسن اجرای قوانین. ۴ - کشف جرم و تعقیب مجازات و تعزیر مجرمین و اجرای حدود و مقررات مدون جزایی اسلام. ۵ - اقدام مناسب برای پیشگیری از وقوع جرم و اصلاح مجرمین.

ده) اصل ۱۶۱

دیوان عالی کشور به منظور نظارت بر اجرای صحیح قوانین در محاکم و ایجاد وحدت رویه قضایی و انجام مسوولیتهایی که طبق قانون به آن محول می‌شود بر اساس ضوابطی که رییس قوه قضاییه تعیین می‌کند تشکیل می‌گردد.

  • اصل سابق‏‏‏: دیوان عالی کشور به منظور نظارت بر اجرای صحیح قوانین در محاکم و ایجاد وحدت رویه قضایی و انجام مسوولیتهایی که طبق قانون به آن محول می‌شود بر اساس ضوابطی که شورای عالی قضایی تعیین می‌کند تشکیل می‌گردد.

یازده) اصل ۱۷۳

به منظور رسیدگی به شکایات، تظلمات و اعتراضات مردم نسبت به مأمورین یا واحدها با آیین‏نامه‏های دولتی و احقاق حقوق آنها، دیوانی به نام "دیوان عدالت اداری" زیر نظر رییس قوه قضاییه تأسیس می‌گردد. حدود اختیارات و نحوه عمل این دیوان را قانون تعیین می‌کند.

  • اصل سابق‏‏‏‏:

اصل یکصد وهفتاد و سوم به منظور رسیدگی به شکایات، تظلمات و اعتراضات مردم نسبت به مأمورین یا واحدها یا آیین‏نامه‏های دولتی و احقاق حقوق آنها دیوانی به نام دیوان عدالت اداری زیر نظر شورای عالی قضایی تأسیس می‌گردد. حدود اختیارات و نحوه عمل این دیوان را قانون تعیین می‌کند.‏

دوازده) اصل ۱۷۴

بر اساس حق نظارت قوه قضاییه نسبت به حسن جریان امور و اجرای صحیح قوانین در دستگاه‏های اداری سازمانی به نام "سازمان بازرسی کل کشور" زیر نظر رییس قوه قضاییه تشکیل می‌گردد. حدود اختیارات و وظایف این سازمان را قانون تعیین می‌کند.

  • اصل سابق‏‏‏‏: بر اساس حق نظارت قوه قضاییه نسبت به حسن جریان امور و اجراء صحیح قوانین در دستگاه‏های اداری سازمانی به نام "سازمان بازرسی کل کشور" زیر نظر شورای عالی قضایی تشکیل می‌گردد. حدود اختیارات و وظایف این سازمان را قانون معین می‌کند.

سیزده) اصل ۱۷۵

در صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران، آزادی بیان و نشر افکار با رعایت موازین اسلامی و مصالح کشور باید تأمین گردد. نصب و عزل رییس سازمان صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران با مقام رهبری است و شورایی مرکب از نمایندگان رییس جمهور و رییس قوه قضاییه و مجلس شورای اسلامی (هر کدام دو نفر) نظارت بر این سازمان خواهند داشت. خط مشی و ترتیب اداره سازمان و نظارت بر آن را قانون معین می‌کند.

  • اصل سابق‏‏‏‏: در رسانه‏های گروهی (رادیو و تلویزیون) آزادی انتشارات و تبلیغات طبق موازین اسلامی باید تأمین شود. این رسانه‏ها زیر نظر مشترک قوای سه گانه قضاییه (شورای عالی قضایی)، مقننه و مجریه اداره خواهد شد. ترتیب آن را قانون معین می‌کند.

***

          خُب.

          ــ نظارت مجلس شورای اسلامی بر دیوان محاسبات کشور؛

          ــ نظارت ولایت مطلقه ی امر و امامت امت بر قوه ی مقننه و قوه ی مجریه و قوه ی قضائیه؛

          ــ نظارت شورای نگهبان بر انتخابات مجلس خبرگان رهبری و ریاست جمهوری و و مجلس شورای اسلامی و مراجعه به آراء عمومی و همه پرسی؛

          ــ نظارت شورای ده بر ...؛

          ــ نظارت شورای عالی ی استانها بر ...؛

          ــ نظارت مقام رهبری بر حسن اجرای سیاستهای کلی ی نظام؛

          ــ نظارت انجمن ِ قبل از شورای نگهبان بر انتخابات ریاست جمهوری؛

          ــ نظارت رئیس جمهور (نخست وزیر) بر کار وزیران؛

          ــ نظارت قوه ی قضائیه بر حسن اجرای قوانین؛

          ــ نظارت دیوان عالی ی کشور بر اجرای صحیح قوانین ...؛

          ــ نظارت رئیس قوه ی قضائیه (سابقاً، شورای عالی ی قضائی) بر دیوان عدالت اداری؛

          ــ نظارت رئیس قوه ی قضائیه (سابقاً، شورای عالی ی قضائی) بر سازمان بازرسی ی کل کشور، و نظارت سازمان بازرسی ی کل کشور بر ...؛

          ــ نظارت شورای مرکب از نمایندگان رئیس جمهور و رئیس قوه ی قضائیه و مجلس شورای اسلامی بر سازمان صدا و سیما.

 

          بر فرض که نظارت استصوابی مقبول فطرت بشر باشد، آیا مقبول عقلا و فقها و اصولیون و حقوقدانان و سیاسیون و دانشجویان و طلبه ها می افتد، که از نظارتهای نامبرده، یکی اش «استــــــــــصــــــــــوابی» باشد، و بقیه اش «غیر استــــــــــصــــــــــوابی»؟

          والسلام.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و چهارم دی 1386ساعت 14:15  توسط سیدعباس سیدمحمدی  | 

بحث شیرین «انا الحق»!

            بسم الله الرحمان الرحیم.

          ــ محرّم الحرام 1429 هجری ی قمری فرا رسیده است. افراد و گروههای مختلف، که به شکلهای مختلف عزاداری و سخنرانی و تجمّع و ... می کنند، کار و راه و روش خود را درست می دانند. البته افرادی هم هستند که عزاداری نمی کنند. آن فرد عادی یا عالم دینی یا نهاد حکومتی که می گوید تصویرهای منسوب به حضرت علی و امام حسین و حضرت ابوالفضل را بپوشانید و نشان ندهید (گمان کنم پارسال بود که چنین دستوری دادند)، ظاهراً می پندارد نظر او درست و مطابق اسلام صحیح است. فرد یا عالم دینی که می گوید این تصویرها باقی باشد، ظاهراً می پندارد نظر او درست و مطابق اسلام صحیح است. امسال که گمان کنم دستور داده اند علامت در خیابانها نیاورند، دستوردهنده ها می پندارند نظر آنان درست است. مخالفان نظر آنها می پندارند نظر خودشان درست است.

          ــ افراد عادی یا عالمان دینی که به شدت از قمه زدن طرفداری می کنند، می پندارند نظر آنان درست است. (← فیلم با عنوان قمه زنی حقیقت مظلوم، در دو سی دی. عیناً طبق ابتدای ی سی دی ی یک:

 

آنچه در حقیقت مظلوم جلب توجه می کند

1. حضور مرحوم آیة الله العظمی بهاءُ الدینی در قمه زنی اردبیل و قضیه ای عجیب

2. عزاداری حضرت آیة الله العظمی قمی و مرثیه خوانی ایشان

3. حضور حضرت آیة العظمی بهجت دامت برکاته در قمه زنی و وصیت عجیب ایشان

4. آیة الله خادمی در قمه زنی امام حسین علیه السلام با قمه به گردن خود می زند

5. عزاداری منحصر به فرد مسیحیان در واتیکان در عزاداری حضرت مسیح

6. ناراحتی امام خمینی (ره) از تهمت تحریم قمه زنی به ایشان

7. فتاوی مراجع معظم تقلید در جواز، استحباب و وجوب کفائی قمه زنی

 

به نظرم می رسد فیلم با نظارت و به اشاره ی آقا سیدصادق حسینی ی شیرازی تهیه شده است.) افراد عادی یا عالمان دینی یا حکومتیان که با قمه زدن مخالفت می کنند و واکنش حکومتی نشان می دهند، می پندارند نظر خودشان درست است. (توضیح: بنده تا یکی دو سال قبل نه خود قمه زدن و نه عکس قمه زدن را ندیده بودم. هموطن مسیحی به نام پویا ربّانی (ساکن ایران، مشهد) عکسهائی از قمه زدن را برای من فرستاد. البته بنده مخالف قمه زدن هم هستم. ــ حاشیه: دو سه شب قبل در قسمت تصاویر گوگل جست و جو کردم Shiite . چهار پنج نتیجه ی اول عکسهای قمه زدن بود. من به بهت و فکر فرو رفتم که آیا این که چهار پنج نتیجه ی اول تصویر قمه زدن است تصادفی است یا طبق برنامه ریزی. البته توجه کنیم که دو سه شب قبل مصادف با نزدیک شدن محرّم یا آغاز محرّم بوده است.)

          ــ فرد مسیحی (مسیحی شده؟) که با لبخند با مردم (خصوصاً مردم ایران) صحبت می کند و می گوید باور کنید و ایمان بیاورید که عیسا مسیح پسر خدا است، هرچند با استدلال ناسازگار است، می پندارد نظرش درست است. ما که با او مخالفیم، می پنداریم نظرمان درست است.

          ــ ببینید میرشمس الدین ادیب سلطانی چه گفته است:

          عیناً طبق لودویگ یوزف یوهان ویتگنشتاین، رساله ی منطقی ـ فلسفی، ترجمه ی میرشمس الدین ادیب سلطانی، تهران، امیرکبیر، چاپ اول، 1371، چاپ دوم، 1379؛ ص XVIII (سپاسگزاری و قدردانی ی مترجم): «پس بگذارید از گوناگونی و دیگرسانی نگرها و پژ.هشها و رایها و «پـــِرسِپسیون»ها شاد باشیم و «یک» و «چند» را با هم آشتی دهیم.»

          ــ آقایی به نام حجت الاسلام معمار منتظرین در تاریخ سه شنبه هجدهم بهمن 1384 (هزار و سیصد و هشتاد و چهار)/هشتم محرم در تلویزیون شبکه ی تهران می گفت:

«حافظ رجب بُرسی در مشارق الانوار فی اسرار امیرالمؤمنین و جلال الدین سیوطی در جامع الصغیر جلد دوم صفحه ی 58 نقل کرده اند از پیامبر اسلام که:

                                      لا تسبّ علیّ ً فانّه ممسوسٌ فی ذات الله.

          آقای منتظرین در جملات بعدی اش گفت که امام حسین هم (در کجا؟) فرموده که «علی اکبر ممسوسٌ فی ذات الله». آقای منتظرین گفت این وصف «ممسوسٌ فی ذات الله» فقط درباره ی حضرت علی و حضرت علی اکبر است و درباره ی فرد دیگر در خاندان امامها یا فرزندان آنها [یا یاران آنها یا ...] وجود ندارد. همچنین گفت امام حسین (در کجا؟) فرموده «سکینة مستغرقة فی ذات الله». همچنین گفت امام زمان در زیارت ناحیه فرموده است «خدایا مرا در بهشت همنشین علی اکبر قرار بده».»

          آری. احتمالاً معمار منتظرین می پندارد آنچه نقل کرده درست است. مخالفان او می پندارند آنچه او نقل کرده غلوّ است.

          ــ خوانندگان را با افکار خود تنها می گذارم!

+ نوشته شده در  جمعه بیست و یکم دی 1386ساعت 14:17  توسط سیدعباس سیدمحمدی  | 

عهد قدیم، عهد جدید، قرآن، ...

                       بسم الله الرحمان الرحیم.

          هموطن مسیحی، با نام مستعار فعلی ی شاهپور بارنابا جوینده، با آدرسهای http://rowzeh.blogfa.com/ و http://evangelic.blogfa.com/ ، که در آذر 1384 نام مستعارش جستجوگر بود، و آدرسش http://lightoftheworld.blogfa.com/ (گمان کنم عنوانش «نور جهان» یا «یگانه نور جهان خداوند است» بود)، مکرراً در وبلاگش به این مضمون می گفت:

 

یک آیت الله شیعه، گفته است که انجیل/انجیلها تحریف نشده است/نشده اند.

آیت الله محمدهادی ی معرفت، قائل به عدم تحریف کتاب مقدس است.

 

          بنده این طور خاطرم بود، مشخصاً گمان می کنم طبق گفت و گوی محمدهادی ی معرفت با شماره ای از مجله ی کیهان فرهنگی در سالهای نسبتاً دور، که محمدهادی ی معرفت چنین حرفی نزده است و چنین نظری ندارد. این طور خاطرم بود که معرفت گفته بود عهد جدید اصولاً در زمان حضرت عیسا وجود نداشته که بخواهد تحریف بشود یا تحریف نشود. و الا آخر.

          بنده حدود یک ماه، چند مرتبه به منزل محمدهادی ی معرفت (1385—1309) در قم تلفن کردم. یادم است بیت ایشان به من می گفتند ایشان مشهد است. به هر حال پس از پیگیری و تلفن کردنهای مکرر بنده، موفق شدم با آقای محمدهادی ی معرفت تلفنی صحبت کنم. گفتم یکی از عزیزان مسیحی چنین مطالبی را به شما نسبت داده است. من تلفن کرده ام از خودتان بپرسم.

          توجه بفرمائید:

 

 

جواب آقای محمدهادی معرفت به من، در گفت و گوی تلفنی، جمعه، هجده آذر 1384، ساعت حدود چهار و نیم بعد از ظهر تا چهار و چهل و پنج دقیقه ی بعد از ظهر: «من در صیانة القرآن عن تحریف مفصل نوشته ام. حضرت عیسا کتاب نداشته. منظور از«کتاب» عیسا «شریعت عیسا» است که خدا به او عطا کرد. مثل «کُتِبَ عَلَیکُمُ الصّیام». حضرت عیسا بشائر و نصایح می فرمود. بعدها بشائر و نصایح او را جمع آوری کردند. زبان عیسا هم عبرانی بود، ولی آنچه در دنیا هست به زبان یونانی است. طبق آیه ی «و إذ قال عیسی ابن مریم یا بنی إسرائیل إنّی رسول الله الیکم مصدّقاً لما بین یدیّ من التـّورات و مبشّرا برسول ٍ یأتی من بعدی اسمه أحمد فلمّا جاء هم بالبیّنات قالوا هذا سحرٌ مببینٌ» [صف، 6]، حضرت عیسا بشارت محمد را داده بود، ولی در ترجمه های یونانی با کلمات بازی کردند و آنها را دستکاری کردند، و گفتند در نوشته خبری از احمد/محمد نیست. قرآن، تورات و انجیل زمان محمد را تحریف شده ی لفظی می دانسته: «فویلٌ للـّذین یکتبون الکتاب بأیدیهم ثمّ یقولون هذا من عندالله لیشتروا به ثمناً قلیلاً فویلٌ لهم مّمّا کتبت أیدیهم و ویلٌ لهم مّمّا یکسبون» [بقره، 79]. نصوص اصلی ی تورات، همه اش که نبود، ولی آن مقدارش که باقی بود، ترجمه و دستکاری و تحریف لفظی می کردند. تمام تورات اصلی و تمام بشائر و نصایح اصلی ی حضرت عیسا الان در دنیا وجود ندارد. اگر وجود دارد، پنهان است. در زمان محمد، شاید مقداری از نص اصلی تورات وجود داشته، ولی یهودیها ترجمه ی مطلوب خود از نص را نشان می دادند، اصلش را نشان نمی دادند

+ نوشته شده در  سه شنبه هجدهم دی 1386ساعت 14:34  توسط سیدعباس سیدمحمدی  | 

سه تصویر از تاریخ اسلام: یک ضربت ؛ چند ضربت ؛ یک ضربت

             بسم الله الرحمان الرحیم.

          سیدهادی ی نوری در http://zaviyedid.blogfa.com/post-15.aspx مقاله ای نوشته است. چهار «قطعه». چهار برهه از زندگی ی حضرت علی علیه السلام، با تأکیدی بر واژه ی «پلّه». هرچند بنده نه ادیب تیپیک هستم، نه نویسنده ی تیپیک، نوشته ی ایشان مرا ترغیب کرد طرحی را که در یکی دو سال (؟) گذشته در ذهنم بود، بنویسم:

          سه تصویر از تاریخ اسلام:

          یک ضربت؛ چند ضربت؛ یک ضربت:

          یک) سال 5 هجری ی قمری، روز خندق. رسول الله فرمود: ضربة علی فی یوم الخندق افضل من عبادة ثقلین.

          (چند سال قبل، از فردی شنیدم در تلویزیون قسمتی از سخنرانی ی مرحوم علی ی شریعتی را شنیده است، که شریعتی به این مضمون می گفته است:

ای علی!

یک ضربت در روز خندق زدی

که از عبادت جنس و انس برتر بود.

دنیا الان نیازمن توست

که یک ضربت دیگر بزنی!

          بنده تا این لحظه سند این سخنان مرحوم شریعتی را پیدا نکردم. و خیلی دوست دارم پیدا کنم.)

          دو) سال 37 هجری ی قمری، روز صفــّین. مالک اشتر: یا علی! چند ضربت بزنم کار معاویه تمام است!

          اطرافیان علی: به مالک اشتر بگو برگردد وگرنه تو را می کشیم.

          سه) نوزده رمضان سال 40 هجری ی قمری. ابن ملجم مرادی یک ضربت شمشیر از پشت سر بر فرق علی بن ابی طالب وارد کرد و آن مولا در 21 رمضان به شهادت رسید.

+ نوشته شده در  جمعه چهاردهم دی 1386ساعت 20:40  توسط سیدعباس سیدمحمدی  | 

ای مردمان آینده! ماها هم در این دنیا بودیم!

          بسم الله الرحمان الرحیم.

          گادفری هرولد هاردی، دفاعیۀ یک ریاضیدان، ترجمه ی سیامک کاظمی، تهران، شرکت انتشارات علمی و فرهنگی، چاپ دوم، 1385؛ ص 60:

 

          ... با تمام این اوصاف، احساس این موضوع چقدر دردناک است که شخص ممکن است فراموش شود. به یاد می آورم که زمانی برتراند راسل رؤیای نامطبوعی را برایم نقل می کرد. او خواب دیده بود که در طبقۀ بالای کتابخانۀ دانشگاه نشسته است؛ زمان، حدود سال 2100 میلادی است. کتابداری دور و بر قفسه ها می گردد و سطل بزرگی را با خود به همراه دارد. کتابها را یکی بعد از دیگری از قفسه برمی دارد، نگاهی به آنها می اندازد، بعضی را دوباره در قفسه می گذارد، و بعضی را درون سطل پرتاب می کند، بالاخره، به سه جلد کتاب بزرگ می رسد که راسل می تواند تشخیص دهد آخرین نسخۀ باقیمانده از پرینکیپیا ماتماتیکا (25)ی اوست. یکی از جلدها را از قفس برمی دارد، چند صفحه ای ورق می زند؛ به نظر می رسد از دیدن نمادهای عجیب و غریب این کتاب مبهوت شده است. کتاب را می بندد، روی دستهایش می گیرد، و مردد می ماند ... .

25) Principia mathematica

***

          چارلز پرسی اسنو (Charles Percy Snow) در دیباچه ی مفصلش بر کتاب یادشده، گفته است: «تا جایی که من می دانم، فقط پنج عکس از او [سیدمحمدی: او = هاردی] در دست است.» (ص 7)

          بنده وقتی Godfrey Harold Hardy را در تصاویر گوگل جست و جو کردم، متوجه شدم که بله، دو سه عکس از هاردی است که در نتیجه ها مشاهده می شود. در http://www-groups.dcs.st-and.ac.uk/~history/PictDisplay/Hardy.html هفت عکس از هاردی هست.

***

          من بعضی وقتها با خودم فکر می کنم. صحبت می کنم. که مردمان ِ دویست سال بعد و پانصد سال بعد، می دانند ماها هم در این دنیا و این کشورها و شهرها و خانه ها و خیابانها بودیم و زندگی کردیم و مُردیم؟

+ نوشته شده در  پنجشنبه سیزدهم دی 1386ساعت 22:37  توسط سیدعباس سیدمحمدی  | 

روایتی مدرن از داستان شنگول و منگول و حبه ی انگور!

          بسم الله الرحمان الرحیم.

          عیناً طبق روزنامه ی همشهری، دوشنبه، دهم دی 1386؛ ص 28 (ص آخر):

 

بازنویسی داستان قدیمی

 

گرگ: درو باز کنید، مادرتون هستم.

شنگول: مادرمون کلید داره.

گرگ: گم کردم.

منگول: مادرمون تلفن همراه داره، زنگ بزنه، باز می کنیم.

گرگ: شارژم تموم شده.

حبه انگور: اگه راست می گی، شماره همراهت چنده؟

گرگ: چقدر سین جیم می کنین، مثل اینکه دیگه نمیشه شما بره های امروزی را گول زد.

 

مصطفی چترچی

+ نوشته شده در  دوشنبه دهم دی 1386ساعت 14:1  توسط سیدعباس سیدمحمدی  | 

عید غدیر و کریسمس مبارک باد!

بارگاه حضرت علی بن ابی طالب علیه السلام

 

شمایل حضرت عیسی مسیح علیه السلام

+ نوشته شده در  پنجشنبه ششم دی 1386ساعت 14:27  توسط سیدعباس سیدمحمدی  | 

پیشنهاد به رهبر جمهوری ی اسلامی ی ایران درباره ی تغییری در شکل پرچم ایران

          بسم الله الرحمان الرحیم.

          از: سیدعباس سیدمحمدی،

          به: حضرت آقای سیدعلی ی حسینی ی خامنه ای، رهبر جمهوری ی اسلامی ی ایران،

          موضوع: به شرح متن.

 

          با سلام خدمت حضرت عالی.

          ــ اصل 177 قانون اساسی ی جمهوری ی اسلامی ی ایران (اصل الحاقی):

          «اصل ۱۷۷ - بازنگری در قانون اساسی

بازنگری در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، در موارد ضروری به ترتیب زیر انجام می‌گیرد. مقام رهبری پس از مشورت با مجمع تشخیص مصلحت نظام طی حکمی خطاب به رییس جمهور موارد اصلاح یا تتمیم قانون اساسی را به شورای بازنگری قانون اساسی با ترکیب زیر پیشنهاد می‌نماید:

1.     اعضای شورای نگهبان.

2.     روسای قوای سه گانه.

3.     اعضای ثابت مجمع تشخیص مصلحت نظام.

4.     پنج نفر از اعضای مجلس خبرگان رهبری.

5.     ده نفر به انتخاب مقام رهبری.

6.     سه نفر از هیأت وزیران.

7.     سه نفر از قوه قضاییه.

8.     ده نفر از نمایندگان مجلس شورای اسلامی.

9.     سه نفر از دانشگاهیان.

شیوه کار و کیفیت انتخاب و شرایط آن را قانون معین می‌کند. مصوبات شورا پس از تأیید و امضای مقام رهبری باید از طریق مراجعه به آراء عمومی به تصویب اکثریت مطلق شرکت‏کنندگان در همه‏پرسی برسد. رعایت ذیل اصل پنجاه و نهم در مورد همه‏پرسی "بازنگری در قانون اساسی" لازم نیست. محتوای اصول مربو به اسلامی بودن نظام و ابتنای کلیه قوانین و مقررات بر اساس موازین اسلامی و پایه‏های ایمانی و اهداف جمهوری اسلامی ایران و جمهوری بودن حکومت و ولایت امر و امامت امت و نیز اداره امور کشور با اتکاء به آراء عمومی و دین و مذهب رسمی ایران تغییر ناپذیر است.

اصل یکصد و هفتاد و هفتم به موجب اصلاحاتی که در سال ۱۳۶۸ نسبت به قانون اساسی صورت گرفته، به قانون اساسی الحاق شده است.»

          ــ اصل 18 قانون اساسی ی جمهوری ی اسلامی ی ایران:

          «اصل ۱۸ - پرچم

پرچم رسمی ایران به رنگهای سبز و سفید و سرخ با علامت مخصوص جمهوری اسلامی و شعار «الله اکبر» است.»

          هرچند طبق اصل 98 قانون اساسی ی جمهوری ی اسلامی ی ایران (اصل ۹۸: تفسیر قانون اساسی به عهده ی شورای نگهبان است که با تصویب سه چهارم آنان انجام می‌شود) مفسر قانون اساسی شورای نگهبان است (بنده نیستم)، ولی بنده این طور می فهمم که شکل پرچم ایران جزء موارد تغییرناپذیر نیست و می شود درباره ی آن به حضرت عالی پیشنهادی عرض کرد و اگر حضرت عالی آن را ضروری (یا شایسته؟) بدانید، پس از مشورت با مجمع تشخیص مصلحت نظام، به رئیس جمهور حکمی بدهید، و تغییر شکل پرچم ایران (به نحو یادشده) را به شورای بازنگری ی قانون اساسی پیشنهاد بدهید، و پس از وصول نظر شورا و تأیید آن از سوی حضرت عالی، به رأی مردم ایران گذاشته شود. مستحضرید که پرچم رسمی ی ایران از مدتی بعد از 22 بهمن 1357 به این شکل است:

                                    پرچم ایران از مدتی بعد از 22 بهمن 1357

 

و پرچم ایران از مدتی بعد از پیروزی ی انقلاب مشروطیت تا مدتی بعد از 22 بهمن 1357 به این شکل بوده است:

                         پرچم ایران از مدتی بعد از انقلاب مشروطیت تا مدتی بعد از 22 بهمن 1357

 

پیشنهاد بنده این است که پرچم کشور ایران این طور باشد:

 

              پرچم کشور ایران، پیشنهاد از سیدعباس سیدمحمدی (و احیاناً دیگران) به رهبر جمهوری ی اسلامی ی ایران

 

بالله التوفیق. با احترام. سیدعباس سیدمحمدی.

[تکمله در تاریخ چهارم دی 1386:

          طبق نظر تعدادی از دوستان، پرچم پیشنهادی ی بنده، «شبیه پرچم مجارستان»، یا «به شکل پرچم مجارستان» است.

طبق http://en.wikipedia.org/wiki/List_of_countries_by_colors_of_national_flags ، ظاهراً پرچم ملی ی هیچ کشوری در دنیا، دقیقاً برابر با پرچم پیشنهادی ی بنده نیست. شبیه ترین پرچمها به پرچم ایران، ظاهراً پرچم مجارستان و پرچم ایتالیا است. آنها هم:

          پرچم مجارستان از بالا به پائین، به ترتیب، قرمز و سفید و سبز است. در حالی که پرچم ایران، از بالا به پائین، به ترتیب، سبز و سفید و قرمز است. (پرچم مجارستان، پرچم ایران که صد و هشتاد درجه در جهت مثلثاتی (صد و هشتاد درجه در جهت عقربه های ساعت) چرخیده است.)

          پرچم ایتالیا، پرچم ایران است که نود درجه در جهت مثلثاتی (دویست و هفتاد درجه در جهت عقربه های ساعت) چرخیده است.]

+ نوشته شده در  سه شنبه چهارم دی 1386ساعت 13:58  توسط سیدعباس سیدمحمدی  | 

سیدحسین مدرسی ی طباطبائی، مکتب در فرایند تکامل

              بسم الله الرحمان الرحیم.

          دو سه هفته قبل، برای اولین بار، نام سیدحسین مدرسی ی طباطبائی را در وبلاگ علیرضا مازاریان (http://rendane.blogfa.com/ ، ایران، مشهد) دیدم. دقیقاً در دو مقاله ی http://rendane.blogfa.com/post-174.aspx و http://rendane.blogfa.com/post-183.aspx .

 

 

 سیدحسین مدرسی ی طباطبائی

 

از بعد از ظهر 24 آذر 1386 تا غروب 27 آذر 1386 در مشهد مقدس بودم. ابتدا در 25 آذر، در منزل محمدرضا ملایی (http://www.mollaie.blogfa.com/ ، ایران، مشهد) کتاب مکتب در فرایند تکامل را دیدم و از ایشان راجع به کتاب و مؤلف مطالبی شنیدم. سپس در 26 آذر، در منزل علیرضا مازاریان، مازاریان کتاب مکتب در فرایند تکامل را به این بنده هدیه فرمود. راجع به مدرسی ی طباطبائی و کتاب او، ایشان هم مطالبی گفت. کتابنگاری ی کتاب مکتب در فرایند تکامل:

سیدحسین مدرسی طباطبائی، مکتب در فرایند تکامل: نظری بر تطور مبانی فکری تشیع در سه قرن نخستین، ترجمه ی هاشم ایزدپناه، تهران، انتشارات کویر، 1386، 392 صفحه، 4200 تومان.

 

 

                    روی جلد کتاب مکتب در فرایند تکامل، تهران، انتشارات کویر، 1386

 

 

          طبق http://www.hadith.ac.ir/?culture=fa-IR&page=book&bookid=4137 و http://www.hadith.ac.ir/?culture=fa-IR&page=book&bookid=11884 سیدحسین مدرسی ی طباطبائی متولد 1320 است. (کامنت مرتضی کریمی نیا (که حدس می زنم دوست فاضل بنده و نویسنده ی http://cqs.blogfa.com/ است)، در ذیل http://tazkereh.kateban.com/entry519.html : «از مرتضی کریمی نیا
با سلام کتابشناسی خوب و مفیدی بود. نمی دانم از کتابخانه ي دانشگاه پرینستون هم استفاده کرده اید یا نه. برخی اطلاعات کامل تر به گمانم از آنجا به دست می آید. مدرسی متولد 1942 میلادی یعنی تقریبا 1321 شمسی. ارسال شده در يكشنبه ۱۰ د
ی ۱۳۸۵ ساعت ۲:۲۷ قبل‏ازظهر» )

          سیدحسین موسوی در http://tazkereh.kateban.com/entry519.html کتابنگاری (bibliography)ای از سیدحسین مدرسی ی طباطبائی تهیه کرده است. شامل بیست و شش کتاب و شش مقاله. کامنت نویسها هم اضافات و اصلاحاتی درباره ی کتابنگاری ی سیدحسین مدرسی ی طباطبائی نوشته اند.

درباره ی سیدحسین مدرسی ی طباطبائی، عیناً به نقل از پشت جلد کتاب مکتب در فرایند تکامل:

«سیدّ [سیدمحمدی: تشدید روی «د» است، کذا فی الاصل] حسین مدرّسی طباطبایی در قم به دنیا آمد. پس از تحصیلات جدید، به حوزۀ علمیه پیوست. سطوح عالی فقه و اصول را نزد حضرات آقایان فاضل لنکرانی، حسین نوری، یوسف صانعی و مرحوم سلطانی، و متون فلسفی را خدمت آقایان محمدی گیلانی، جوادی آملی، محمد شاه آبادی و مرحوم مرتضی مطهری فرا گرفت. خارج فقه و اصول را عمدتاً در محضر مرحوم آیت الله مرتضی حایری (ده سال) و مرحوم آیت الله سیدمحمد محقق داماد (یک سال) شاگردی کرد. همزمان به تدریس متون درسی رایج در حوزه نیز می پرداخت که تا سطوح عالی ادامه یافت. از سال 1355 متناوباً و از سال 1358 مستمراً برای ادامۀ تحصیلات جدید در انگلستان به سر برد. در سال 1361 دورۀ دکترای خود را در دانشگاه آکسفورد به پایان برد و تدریس در دانشگاه پرینستون امریکا را آغاز کرد که از آن زمان تا کنون در همان جا مقیم و عهده دار کرسی Bayard Dodge آن دانشگاه است. او همزمان در دانشکدۀ مطالعات بین المللی دانشگاه کلمبیا در شهر نیویورک (از سال 1362) و در کالج سنت انتونی دانشگاه آکسفورد (از سال 1366) نیز عهده دار کرسی مهدی (کلمبیا) و گلستانه (آکسفورد) است. جز این، در 15 سال گذشته ای هفته ای یک روز نیز به عنوان استاد مدعوّ، به تناوب در دانشکدۀ حقوق دانشگاه ییل یا هاروارد حضور داشته است. در زمینۀ نگارش، از اوان نوجوانی در اواسط دهۀ چهل به نوشتن مقالات اجتماعی و سپس مذهبی در روزنامه ها و مجلات مذهبی (مانند مجلۀ مکتب اسلام) می پرداخت که سپس با پژوهش های تاریخی در مجلات ادبی تهران (مانند ماهنامه های وحید و بررسی های تاریخی) ادامه داد. در سال های 1350 تا 1355 شماری کتاب در مورد پیشینۀ تاریخی شهر قم و اسناد تاریخی به چاپ رسانید. در 25 سال اخیر، تحقیقات و نوشته های اسلامی او در دو زمینۀ حقوق اسلامی و تاریخ تشیع متمرکز بوده که از آن میان، این کتاب ها به فارسی درآمده است:

ــ زمین در فقه اسلامی، دو جلد (تهران: دفتر نشر فرهنگ اسلامی، 1362)

ــ مقدمه ای بر فقه شیعه، ترجمۀ محمد آصف فکرت (مشهد: بنیاد پژوهش های اسلامی آستان قدس رضوی، 1368).

ــ مکتب در فرایند تکامل، ترجمۀ هاشم ایزد پناه (پرینستون: انتشارات داروین، 1373).

ــ میراث مکتوب شیعه از سه قرن نخستین هجری، ترجمۀ سیدعلی قرایی و رسول جعفریان (قم: کتابخانۀ تخصصی تاریخ، 1383).»

 

بنده (سیدعباس سیدمحمدی) متوجه نشدم کرسی ی Bayard Dodge و کرسی ی گلستانه یعنی چی.

بنده اطلاعاتی از هاشم ایزدپناه نیافتم.

ظاهراً عنوان کامل انگلیسی ی کتاب چنین است:

Crisis and Consolidation in the Formative Period of Shiite Islam: Abu Jafar Ibn Qiba Al-Razi and His Contribution to Imamite Shiite Thought

ناشر آن  Darwin Press

سال نشر آن 1993

ISBN 0878500952                                                 

 

          فهرست مطالب کتاب:

          «ــ مقدمۀ مؤلف بر ویرایش جدید

          ــ پیشگفتار: درگیری در چند جبهه: تشیّع در نبردی سرنوشت ساز

          ــ بخش اول: حقوق و مسئولیت ها: تکامل مفهوم امامت در بُعد سیاسی و اجتماعی

          ــ بخش دوم: غلوّ، تقصیر، و راه میانه: تکامل مفهوم امامت در بُعد علمی و معنوی

          ــ بخش سوم: بحران رهبری و نقش راویان حدیث

          ــ بخش چهارم: مناظرات کلامی و نقش متکلمان

         

ضمائم:

          1. رسالۀ ابن قبه در پاسخ معتزله

          2. رسالۀ یکی از طرفداران جعفر کذّاب و پاسخ ابن قبه به آن

          3. رسالۀ این قبه در پاسخ زیدیّه

          4. بخش پایانی کتاب التنبیه ابوسهل نوبختی

          5. بخش مربوط به غیبت از کتال المقالات و الفرق سعد بن عبدالله اشعری

          6. خاندان های حکومتگر شیعی در بغداد در اوخر غیبت صغری

 

          منابع اسلامی

          منابع خارجی

          نمایه»

 

          ــ در فهرست منابع کتاب، در قسمت «منابع اسلامی» (که شاید درست تر بود می گفت «منابع عربی/فارسی خط») از 381 منبع نام برده است. در قسمت «منابع خارجی» (که شاید درست تر می بود می گفت «منابع «لاتین خط») از 12 منبع نام برده است.

ــ بنده کتاب را از غروب 28 آذر 1386 تا غروب 30 آذر 1386 خواندم، جز ضمائم آن.

          ــ نثر ترجمه، به نظر بنده زیبا و خوب است. صحت ترجمه را البته نمی دانم. البته، قاعدتاً، ترجمه ی این کتاب با آگاهی و نظارت مؤلف انجام شده باشد.

          ــ غلط تایپی در کتاب خیلی نادر است.

         [تکمله در تاریخ چهارم دی 1386:

          فاضل گرامی، مرتضی کریمی نیا (http://cqs.blogfa.com/ )، خبر دادند که طبق سه لینک http://alkindi.ideo-cairo.org/controller.php?action=SearchNotice¬iceId=64407 و http://isbndb.com/d/person/modarressi_hossein.html و http://www.lib.umich.edu/area/Near.East/cmenas520/modhist.pdf سیدحسین مدرسی ی طباطبائی متولد 1942 است. بنده هر سه لینک را دیدم.

          اگر هم 1942 میلادی درست باشد و هم 1320 هجری ی شمسی، تولد سیدحسین مدرسی ی طباطبائی از 11 (؟) دی 1320 تا 29 (؟ 30؟) اسفند 1320 بوده است.]

         

          [تکمله در تاریخ ششم دی 1386:

          ــ دو نوع معرفی از سیدحسین مدرسی ی طباطبائی:

          یک) http://jomhourieslami.com/1386/13860911/index.html (روزنامه ی جمهوری اسلامی، یازده آذر 1386، صفحه ی «جهت اطلاع»):

          «انتشار كتابی كه به قلم یك

 

روحانی فاسد

 

در تلاش است بسیار زیركانه امامت را ساخته و پرداخته تاریخ جلوه دهد اعتقاد به عصمت ائمه علیهم السلام را پیشنهاد یكی از اصحاب در قرن دوم هجری قلمداد كند و اصل وجود مقدس امام زمان علیه السلام را نیز مبهم بنمایاند در میان علمای قم اعتراضاتی را برانگیخته است . نویسنده این كتاب كه چندسالی در حوزه علمیه قم حضور داشته و از سالهای قبل از انقلاب به انگلیس رفته و در دانشگاه آكسفورد تحصیل كرده و سپس مشغول تدریس در دانشگاه های آمریكا شد با بكار گرفتن الفاظ و عباراتی محترمانه اما با استفاده از منقولات تاریخی مخدوش و عمده نمودن بعضی انحرافات عده ای از شیعیان در قرن های دوم و سوم هجری درصدد بی اعتبار جلوه دادن اصول اعتقادات تشیع برآمده بدون آنكه خود به این مطالب تصریح نماید. همین فریبكاری شیادانه موجب عدم درك صحیح اهداف شیطانی كتاب توسط وزارت ارشاد شد و چاپ اول این كتاب دو ماه قبل منتشر گردید! »

          (روزنامه ی قدس، در دوازده آذر 1386، یک روز بعد از منتشر شدن خبر در روزنامه ی جمهوری اسلامی، آن را در قسمت «ستونها» منتشر کرد: http://www.qudsdaily.com/archive/1386/html/9/1386-09-12/page60.html :

          «اهانت به ساحت امامت
جمهوری اسلامی - انتشار كتابی كه به قلم یك

 

روحانی فاسد

 

در تلاش است بسیار زیركانه امامت را ساخته و پرداخته تاریخ جلوه دهد و اعتقاد به عصمت ائمه(ع) را پیشنهاد یكی از اصحاب در قرن دوم هجری قلمداد كند، در میان علمای قم اعتراضاتی را برانگیخته است.
نویسنده این كتاب كه چند سالی در حوزه علمیه قم حضور داشته و از سالهای قبل از انقلاب به انگلیس رفته و در دانشگاه آكسفورد تحصیل كرده و سپس مشغول تدریس در دانشگاههای آمریكا شده، با به كار گرفتن الفاظ و عباراتی محترمانه، اما با استفاده از منقولات تاریخی مخدوش و عمده نمودن بعضی انحرافات عده ای از شیعیان در قرنهای دوم و سوم هجری، درصدد بی اعتبار جلوه دادن اصول اعتقادات تشیع برآمده است.
این فریبكاری شیادانه موجب عدم درك صحیح اهداف شیطانی كتاب توسط وزارت ارشاد شد و چاپ اول این كتاب دو ماه قبل منتشر شد.»)

          دو) مایکل کوک [Michael Allen Cookامر به معروف و نهی از منکر در اندیشه اسلامی [Commanding Right and Forbidding Wrong in Islamic Thought]، جلد یک (از دو جلد)، ترجمه ی احمد نمایی، مشهد: بنیاد پژوهشهای اسلامی ی آستان قدس رضوی، بخش «سخن مترجم» (ص 13—9):

          «... از جمله آیة الله دکتر حسین مدرسی ...» (ص 11)؛

          «... و آیة الله دکتر حسین مدرسی، همکار دانشگاهی نویسنده کتاب [سیدمحمدی: همکار دانشگاهی ی مایکل کوک] در سال 82 به ایران آمدند ...» (ص 12).

          ــ طبق http://www.ketab.ir/HomePage.aspx?TabID=3646&Site=ketab&Lang=fa-IR&PubID=639 ، مدیر مسئول انتشارات کویر، خانم فاطمه انتظار المهدی است.]

 

 

          [تکمله در تاریخ دهم دی 1386:

          طبق کامنت آقا یا خانم مجتبائی، از دو لینک زیر آگاه شدم:

          یک) http://www.qodsdaily.com/display/?ID=5498&page=1 (روزنامه ی قدس، بیست و نه آبان 1386؟):

          کتاب موهن منتشر شده در ایران: امام زمان (عج) ساخته تاریخ است! امامان مکتب تشیع، معصوم نیستند!

          خبرنگار سایت خبری «قدس» گزارش داد: هنوز وزارت ارشاد در آتش جهلی که «جمعی از نیروی های اخراجی» روشن کردند، می سوزند.

بنابراین گزارش، این افراد - که با تیزبینی وزیر ارشاد اخراج شده اند - طی چند ماه اخیر، کتاب های متعددی که باعث توهین به اسلام، تشیع و ... بوده را منتشر کردند.

کتاب "مکتب در فرایند تکامل" که نظری بر تطور مبانی تشیع در سه قرن نخستین است توسط سید حسین مدرسی طباطبایی نگاشته شده است.

سید حسین مدرسی طباطبایی که سال ها پیش در کتابی نظریه ولایت فقیه را دروغ خوانده بود و پس از آن در کشورهای اروپایی پناه گرفت، در تازه ترین کتابش با اشاره به احادیث مختلف، مدعی می شود که امامان مکتب تشیع معصوم نیستند و عصمت از قرن 5 و 6، بر اساس خرافات شکل گرفته است.

به گزارش خبرنگار قدس(www.qodsdaily.com) ، وی همچنین در این کتاب، امام زمان (عج) را ساخته تاریخ دانسته و منکر «اسمانی بودن» امام زمان (عج) شده است.

به نظر او اکثریت مطلق دانشمندان شیعه تا پایان قرن سوم هجری از استدلال عقلی و اجتهاد در فقه به شدت خودداری می کردند و کار و تلاش علمی خود را به ضبط گفته های معصومین متمرکز کرده بودند.

گفتنی ست، این کتاب حدود دو ماه پیش در ایران چاپ شده و جالب آنکه این کتاب در آستانه چاپ دوم است.

          دو) در

http://www.ketabname.com/main2/news.php?archive=0&chlang=en&serial=223&thismonth=07

گفته است

 

«کتابخانه مرحوم آیت الله حاج سید احمد شبیری زنجانی با یکصد و شانزده جلدکتاب خطی نفیس که پس از رحلت ایشان در اختیار فرزندش آیت الله حاج سید موسی شبیری زنجانی بوده است ، وقف کتابخانه مرکزی آستان قدس رضوی شد .
دربخشی ازوقف نامه این آثارارزشمند آمده است: معظم له بارها اظهارعلاقه می نمودند که این مجموعه را به کتابخانه ریشه دار آستان قدس رضوی اهدا کنند ، باشد که از برکت این روضه منوره و از فیض این درگاه رحمت الهی مورد بهره برداری بیشتر صاحبان اندیشه و فضیلت قرار گیرد.
در بخش دیگری ازاین وقف نامه نیزبه فهرست این آثارکه توسط حضرات آیات استادی و مدرسی طباطبایی تهیه و منتشر گردیده ، اشاره شده است .
این مجموعه ارزشمند خطی پس ازشناسایی، ارزیابی ، ثبت و فهرست نویسی تفصیلی، درردیف آثارنفیس خطی کتابخانه مرکزی آستان قدس رضوی قرار می گیرد.»

 

که طبق کامنت آقا یا خانم مجتبائی، در «حضرت آیات استادی و مدرسی»، منظور از حضرت آیت الله مدرسی، سیدحسین مدرسی ی طباطبائی است.]

+ نوشته شده در  شنبه یکم دی 1386ساعت 13:53  توسط سیدعباس سیدمحمدی  |