بسم الله الرحمان الرحیم.
مسیحیان چه گونه ثابت می کنند عهد جدید و عهد قدیم تحریف نشده است؟ یهودیان چه گونه ثابت می کنند عهد قدیم تحریف نشده است؟ مسلمانان چه گونه ثابت می کنند قرآن تحریف نشده است؟
ــ بنده چنین نامه ای به علما فرستادم:
«آقای عبدالله واعظ جوادی مشهور به عبدالله جوادی ی آملی در کتاب نزاهت قرآن از تحریف (قم، مرکز نشر اسراء، 1384، 214 صفحه) گفته است:
خلاصه آنکه استدلال به قرآن برای نزاهت این کتاب الاهی از گزند تحریف مقدور نیست.
آقای جوادی ی آملی گفته که افرادی مختلف استناد به قرآن برای اثبات تحریف نشدن قرآن را «دور» دانسته اند و افرادی از علما (مانند آقای خوئی) هم شبهه ها را (به زعم خود) رفع کرده اند. ظاهراً آقای جوادی ی آملی استدلالهای مختلف در رفع شبهه های «استناد به خود قرآن در اثبات تحریف نشدن قرآن» را کافی ندانسته، و صریحاً چنین گفته است:
خلاصه آنکه استدلال به قرآن برای نزاهت این کتاب الاهی از گزند تحریف مقدور نیست.
آقای جوادی ی آملی در کتاب خود دلایل اثبات تحریف نشدن قرآن را به طور کلی چنین برشمرده است:
یک) عقل؛
دو) قرآن؛
سه) سنت؛
چهار) شهرت محققه به گواهی ی دانشوران فریقین.
ظاهراً ایشان تک تک دلیلهای یادشده را رد کرده است.
با توجه به گفته ی ایشان: «خلاصه آنکه استدلال به قرآن برای نزاهت این کتاب الاهی از گزند تحریف مقدور نیست»، بنده دقیقاً متوجه نشدم از نظر ایشان راه اثبات تحریف نشدن قرآن چیست.
اولاً عرض کنم کتاب نزاهت قرآن از تحریف یکی از بهترین کتابهایی بوده که بنده خوانده ام.
ثانیاً از حضرت عالی می خواهم بفرمائید از نظر شما راه اثبات تحریف نشدن قرآن چیست؟ عقلی ی محض است؟ قرآنی ی محض است؟ روایتی ی محض است؟ شهرت محققه به گواهی ی دانشوران فریقین است؟ قرآنی + عقلی است؟ قرآنی + روایتی است؟ قرآنی + روایتی + عقلی است؟ چه گونه است؟»
پایان ِ نامه به علما.
آقای محمد صادقی ی تهرانی (به خلاف رسمش، که نامه هایم را جواب می داد) به این سؤال جواب نداد. البته نامه های بعد از این نامه را هم جواب نداد و چه بسا از کسالت ایشان باشد.
آقای حسینعلی ی منتظری ی نجف آبادی عیناً چنین جواب داد: «در رابطه با اثبات عدم تحریف قرآن می توانید به کتاب اینجانب: «از آغاز تا انجام در گفتگوی دو دانشجو» ص 140 بعد مراجعه نمایید.»
مفاد نامه ام به آقایان فوق را به آقای علی ی رجبی گفتم. ایشان هم جوابی نداد که قانع شوم. گویا گفت «تفصیلی است».
مفاد نامه ی یادشده را در گفت و گوی حضوری با آقای اسماعیل گندمکار (در منزل بنده) به ایشان گفتم. جواب ایشان (که گفت «یکی از جوابها است») چنین چیزی بود:
«... تصورش را بکنید که امام زمان ظهور کند، و از جیبش قرآنی درآورد، و آن قرآن با قرآن ما تفاوت داشته باشد ...»
ــ یکی از دوستان بنده به من گفت: «اینکه نمی شود به قرآن در باب عدم تحریف استناد کرد به نظر من خیلی درست نیست.»
بنده به ایشان گفتم: «عبدالله جوادی ی آملی خلاف این را گفته. گمان کنم حرف او، منطقاً درست است. آیه ای یا آیاتی از قرآن، که مضمونش «تحریف نشدن قرآن» باشد، سخنی لغو نیست؛ حرف این است که استناد به آیه یا آیات فوق در اثبات عدم تحریف قرآن مقبول نیست. جوادی ی آملی چنین گفته. گمان می کنم آیه یا آیات فوق، ابزارای است در دست ما، بر عکس عهدین، که ظاهراً آیاتی به این مضمون ندارد.»
گفتم:
«ادله ی شما به هر حال مافوق ادله ی جوادی ی آملی نبود، ولی ظاهراً از ادله ی صحیح ولی ناکافی است. ادله ی کافی و جامع و دقیق را من فعلاً نمی دانم چیست، مگر کلیاتی که در نوشته ی قبل گفتم. بنده گمان می کنم ترتیب سوره ها و آیه ها در حال حاضر با آنچه پیامبر امر کرده مطابق است. بر خلاف سیدمحمدحسین طباطبائی رحمت الله علیه. محمد صادقی ی تهرانی هم مانند بنده است (البته من مانند او هستم!).»
ــ سیدعباس سیدمحمدی:
«شاید اصولاً با روشهای موجود در علوم انسانی و علوم پایه و تاریخ نتوان به نتیجه رسید. توجه کنید:
فرض کنیم قرآن 6000 آیه داشته باشد. خُب. اگر به جای 6000 آیه، 12000 آیه باشد، به نحوی که یک آیه باشد و پس از آن آیه ای باشد به این عبارت: «آیه ی قبل لفظاً و معناً وحی خدا به رسولش محمد است و محمد و جبرئیل (و ...؟) تحریف نشدن آن را تأیید (و امضاء؟) می کنند.» بله. اگر قرآن فعلی 12000 آیه شامل 6000 آیه ی اصلی و 6000 آیه ی اثبات عدم تحریف می بود، باز هم از نظر علوم دقیقه و اشخاص دقیقه، فرقی نمی کرد. فرقی می کرد؟
شاید اثبات عدم تحریف قرآن، عملاً، از طریق ظن نزدیک به یقین + ایمان + دلایل تاریخی + .... (به جای سه نقطه، ادله ی جوادی ی آملی را قرار دهید) باشد.
دنبال دلیل برهانی یا دلیل کشفی گشتن برای عدم تحریف قرآن یا تحریف قرآن، البته نقصی در عقل یا ایمان ما نیست. فردی بی سواد بوده که ناگهان حافظ قرآن شده بوده. او را به نزد مرحوم بروجردی بردند. بروجردی از او می خواهد قرآن را از ابتدا تا انتها بخواند. او می خواند و بروجردی قرآن را می نگرد. در پایان قرائت فرد بی سواد، بروجردی او را (و ظاهراً قرآن موجود در دست خود را) تأیید می کند. فردی (یادم نیست کی بود) می گفت نکته ای در این حکایت هست. بروجردی با آن درجه، مایل بوده از طریقی به صحت قرآن پی ببرد. پس به طریق اولا ما (و به طریق اولا مسیحیان و یهودیان و کلاً غیر مسلمانان) حق داریم (و مجازیم؟، و مأموریم؟) به این موضوع توجه کنیم و در پی دلیل برهانی یا کشفی یا دلایل تفصیلی ی مختلف باشیم.
بنده علاوه بر این که دقیقاً نمی دانم راه اثبات عدم تحریف قرآن چه گونه است، در بحث «اختلاف قرائات» هم از استدلالهائی که خوانده ام (مثلاً گمان کنم از آقای محمدتقی ی مصباح یزدی خواندم) قانع نشدم.
شاید عقل + قرآن + سنت + شهرت محققه به گواهی ی دانشمندان فریقین + دلایل کشفی ای مانند این که فردی بی سواد ناگهان حافظ قرآن شود و قرآن را کامل بخواند + تحقیقات تاریخی ـ علمی، و احیاناً روشهای دیگر، راه اثبات تحریف یا عدم تحریف قرآن و دیگر کتابهای آسمانی است. عقلاً نیاز نیست کتب آسمانی قبل از آخرین کتاب آسمانی تحریف یا نابود شوند. پس اگر ما (ما که مسلمان هستیم) بخواهیم ثابت کنیم عهدین تحریف شده، باید دلیل و برهان داشته باشیم؛ که البته داریم. من، شخصاً، ایمان به قرآن موجود را متناقض با ایمان به عهدین موجود می دانم. طبق قرآن، و دلایل مختلف.
ظاهراً اصل وجود خدا اثبات عقلی ی محض دارد. عقل، که خدا را پذیرفته، و نبوت عامه را هم پذیرفته، اگر قانع شد که موسا و عیسا و محمد پیامبر خدا هستند، در گام بعد، با کمک پیامبران، شناختش از خدا و آخرت و مسائل دیگر را اضافه می کند. به همین ترتیب، شاید عقل می فهمد که اگر دینی دین پایانی و کتابی کتاب پایانی باشد، این کتاب نباید نابود یا تحریف شود. اجمالاً این را می فهمد. و با کمک گرفتن از روشهای کلامی و روایات و تاریخ و ...، فهم اجمالی ی خود را تقویت می کند.»
ــ یکی دو سه سال قبل، از آقای بهاء الدین خرمشاهی پرسیدم درباره ی اثبات تحریف نشدن قرآن آیا کتاب یا مقاله دارد. ایشان گفت مفصلترین نوشته اش در این موضوع مدخل «تحریف ناپذیری قرآن کریم» در دایرة المعارف تشیع است. بنده (سیدمحمدی) فتوکپی ی مقاله ی ایشان را دارم. چهارده ی صفحه ی رحلی است. (تا آن جا که خبر دارم دایرة المعارف تشیع نسخه ی اینترنتی ندارد.)
ــ چند ماه قبل، تلفنی، با آقای محمدرضا ملایی (http://www.mollaie.blogfa.com/ ، ایران، مشهد) درباره ی موضوع روش اثبات تحریف نشدن قرآن صحبت کردم.
ــ بنده نه عالم دینی هستم و نه طلبه ی علوم دینی. شیعه ی دوازده امامی ی عامی هستم. علما و فضلا و مؤمنان، بر بنده سهل بگیرند و خشم نگیرند. سپاس گزارم.
[تکمله در تاریخ بیست و چهارم بهمن 1386:
یک) قرآن کریم، ترجمه ی محمد صادقی تهرانی، ویراستار مجید خانلری، انتشارات کلیدر، 1382؛ ترجمه و پانوشت آیه ی «انا نحن نزلنا الذکر و انا له لحافظون» (حجر، 9):
ترجمه:
ما بی گمان، (همین) ما (این) یادواره [: قرآن] را به تدریج نازل کردیم و بی چون ما برای آن ــ به راستی ــ نگهبانانیم.
پانوشت:
این آیه با تأکیدی ده گانه حفظ قرآن را بر عهده ی خدا نهاده، و چنان تأکیدی در هیچ یک از احکام عقیدتی و عملی در سراسر قرآن وجود ندارد. زیرا قرآن در برگبرنده ی همه ی آن هاست که حفظش حفظ تمامی آنها است.
دو) توجه کنید:
ارسله معنا غداً یرتع و یلعب و انا له لحافظون (یوسف، 12).
توجه کنید:
فلما رجعوا الی ابیهم قالوا یا ابانا منع منا الکیل فارسل معنا اخانا نکتل و انا له لحافظون (یوسف، 63).
سه) سیدمحمدحسین طباطبائی، به نقل از کتاب مهر تابان، مشهد، انتشارات علامه طباطبائی، ربیع الاول 1426 هجری ی قمری؛ ص 412:
«همانطور که ذکر شد قول بتحریف قرآن از درجۀ اعتبار ساقط است. زیرا این قول متوقــّف است بر حجّیّت قول امام و رسول الله و بالأخره حجّیّت قرآن؛ و اخبار تحریف که قرآن را از حجّیّت سقوط می دهد، عمل به مفادش موجب اسقاط خود آنها می شود؛ یعنی از ثبوتش عدمش لازم می آید و بنابراین عمل به آنها مستحیل است .......... بحسب ظاهر ــ واقعش را خدا بهتر می داند ــ از اوّل تا آخر قرآن در دو جا قابل تردید نیست به عقیدۀ بنده که جای آیه عوض شده است ...» (سیدمحمدی: طبق صفحات بعد منبع یادشده، دو آیه چنین است: الیوم یئس الذین کفروا من دینکم فلا تخشوهم و اخشون الیوم اکملت لکم دینکم و اتممت علیکم نعمتی و رضیت لکم الاسلام دینا (مائده، 3)؛ انما یرید الله لیذهب عنکم الرجس اهل البیت و یطهرکم تطهیرا (احزاب، 33).)
سیدعباس سیدمحمدی:
ــ آیا یهودیان و مسیحیان، نمی توانند عیناً از استدلال مرحوم علامه استفاده و عدم تحریف کتاب مقدس خود را ثابت کنند؟
ــ اگر واقعاً جای دو آیه در اصل در محل دیگر در قرآن بوده است، جای این دو آیه را چه کسی تغییر داده است؟
چهار) بنده گفته بودم:
«فرض کنیم قرآن 6000 آیه داشته باشد. خُب. اگر به جای 6000 آیه، 12000 آیه باشد، به نحوی که یک آیه باشد و پس از آن آیه ای باشد به این عبارت: «آیه ی قبل لفظاً و معناً وحی خدا به رسولش محمد است و محمد و جبرئیل (و ...؟) تحریف نشدن آن را تأیید (و امضاء؟) می کنند.» بله. اگر قرآن فعلی 12000 آیه شامل 6000 آیه ی اصلی و 6000 آیه ی اثبات عدم تحریف می بود، باز هم از نظر علوم دقیقه و اشخاص دقیقه، فرقی نمی کرد. فرقی می کرد؟»
به این شکل هم عرض می کنم:
«فرض کنیم قرآن 6000 آیه داشته باشد. خُب. اگر به جای 6000 آیه، 12000 آیه باشد، به نحوی که یک آیه باشد و پس از هر یک آیه، آیه ای باشد به این عبارت: «ما آیه ی قبل و تمام آیات این کتاب را نازل کردیم و ما نگهبان آیه ی قبل و تمام آیات و اجزاء این کتاب هستیم.» بله. اگر قرآن فعلی 12000 آیه شامل 6000 آیه ی اصلی و 6000 آیه ی اثبات عدم تحریف می بود، باز هم از نظر علوم دقیقه و اشخاص دقیقه، فرقی نمی کرد. فرقی می کرد؟»
پنج) آیا در مجاز نبودن استناد به خود قرآن برای اثبات عدم تحریف قرآن نمی توان شک کرد؟
شش) آیا در مجاز بودن استناد به خود قرآن برای اثبات عدم تحریف قرآن نمی توان شک کرد؟]