بسم الله الرحمان الرحیم.
سالروز تولد حضرت علی علیه السلام را تبریک عرض می کنم. یکی از جنبه های شخصیت آن حضرت، که بین شیعیان (و شاید بین اهل سنت هم) معروف است، جنبه ی قدرت و شجاعت آن حضرت در جنگ و رزم است. آن حضرت فرمود:
«و الله ما قلعت باب خيبر و رميت به خلف ظهرى اربعين ذراعا بقوه جسديه و لا حركه غذائيه . لكنى ايدت بقوه ملكوتيه و نفس بنور ربها مضيئه ، و انا من احمد كالضوء من الضوء، و الله لو تظاهرت العرب على قتالى لما وليت ، و لو مكنتنى الفرصه من رقابها لما بقيت ، و من لم يبال متى حتفه عليه ساقط فجنانه فى الملمات رابط.»
(اتفاقاً، در یک گفت و گو، بنده چنین نوشتم:
«در برابر سؤال من راجع به این که علی در قلعه ی خیبر را از جا کند، ظاهراً سه جواب می شود داد:
یک) این موضوع از جعلیات تاریخی است.
دو) این موضوع صحت دارد و علی زورش زیاد بوده که در را از جا کنده است.
سه) این موضوع صحت دارد و توجیه علمی ـ فیزیولوژیک ـ ورزشی ـ قدرتی ندارد. صحیحش همان است که علی گفت:
و الله ما قلعت باب خيبر و رميت به خلف ظهرى اربعين ذراعا بقوه جسديه و لا حركه غذائيه . لكنى ايدت بقوه ملكوتيه و نفس بنور ربها مضيئه ، و انا من احمد كالضوء من الضوء، و الله لو تظاهرت العرب على قتالى لما وليت ، و لو مكنتنى الفرصه من رقابها لما بقيت ، و من لم يبال متى حتفه عليه ساقط فجنانه فى الملمات رابط.»)
در سالروز تولد آن حضرت، محض تنوع، گفت و گوی بین خودم (که آغازگر گفت و گو بودم) و علی رضا آزاد (نویسنده ی گرامی ی وبلاگ http://hermeneutics.blogfa.com/ ) را نقل می کنم. گفت و گوها در کامنت وبلاگ ایشان و بنده بود، و علنی و آشکار.
نویسنده: سیدعباس سیدمحمدی ایران تهران
سه شنبه 17 اردیبهشت1387 ساعت: 23:2
سلام!
در
http://wongkk.com/answers/ans99b/dec99-2.html
گفته
The attacks of a karate or taekwondo black-belt, while formidable to an untrained person, are actually quite straight-forward, consisting mainly of punches and kicks, with little or no tricky moves.
Fighting a judo black-belt is much easier. He has to hold you and try to off-balance you before he can execute a throw. A Tai Chi Chuan exponent is well balanced and has good stances; he will probably throw the judo exponent off ground instead.
Fighting an aikido black-belt is also not difficult. An aikido exponent has to make a few preliminary movements before he can execute an effective throw or lock, and he usually waits for the opponent's attacking moves. A Tai Chi Chuan exponent can feign an attack, lets the aikido black-belt make his preliminary movements, then strikes him down before the preliminary movements are completed.
The most formidable black-belts for the Tai Chi Chuan practitioner with just one year's training, probably come from jujitsu. Unlike the other black-belts mentioned earlier, a jujitsu black-belt does not fight as in sports but as in real combat.
وب سایت پست الکترونیک
نویسنده: سیدعباس سیدمحمدی ایران تهران
سه شنبه 17 اردیبهشت1387 ساعت: 23:2
A judo black-belt does not normally kick you, a taekwondo black-belt does not throw you onto the ground, nor a karate black-belt holds you in a lock, because forbidden by their sport rules, they are not trained to do so. But a jujitsu black-belt is not restricted by safety rules; he may grip your groins or pierce at your eyes. Nevetheless, the Tai Chi Chuan exponent, trained for real life-death fighting, can still take on a jujitsu black-belt comfortably. There are numerous advantages for the Tai Chi Chuan exponent. He has better stances, is generally more balanced, does not go out of breath as easily, has internal force, and employs tactics and strategies besides techniques.
البته وبسایت درباره ی tai chi chuan است. نظرت چیست؟ آیا واقعاَ
Fighting a judo black-belt is much easier
؟
علی رضا آزاد:
رفيق عنيق آ سيد عباس عزيز!
با مطالب گفته شده خصوصا استفاده اي كه از نيروي حيف براي غلبه بر او كاملا موافقم.
از آنجا كه شخصا مختصري جودو و تكواندو کاراته سبک کیو کوشین و شیتوریو كار كرده ام و به واسطه برادرم با هاپكيدو و آيكيدو هم آشنايم و رشت اصلي ام كاراته سبک شوتوکان بوده ، خوب درک می کنم که همين ويژگي هاي منحصر به فرد تاي چي چوآن و تمركز بر روي قدرت روحي در كنار قوت جسمي و مبارزه غیر مستقیم و تبدیل نقاط قوت به ضعف و ضعف به قوت که از ویژگیهای منحصر به فرد تای چی چوآن است چه برتری زائد الوصفی به او نسبت به سایر رشته ها بخشیده و همین ویژگیها باعث شده که اين رشته ، علاقه اصليم در میان ورزشهای رزمي باشد.
تاي چي نوعي فناي در توازن روح و جسم و اتحاد انسان و هنر رزمي است به گونه اي كه در برخي مراحل حتي نام افراد و فنون و و حرکات فراموش مي شود و چيزي جز یک هستی عدم نما نمي ماند.
وب سایت پست الکترونیک
نویسنده: سیدعباس سیدمحمدی ایران تهران
جمعه 20 اردیبهشت1387 ساعت: 12:12
سلام علیکم.
والا من با آیکیدوکاها صحبت کردم. با کونگ فوکارها. جودوکاها. کاراته کاها. همه می گویند "رشته ی ما از بقیه کاراتر و برتر است".
سوال من را به شکل رزمی ـ فنی جواب بده:
آیا مبارزه کردن با کمربند سیاه جودو بسیار ساده است؟ چنان که در وبسایت تای چی چوآن گفته؟
علی رضا آزاد:
سيدا !
بنده كه عرض كردم. اصلا تاي چي از جنس ورزشهاي رزمي ديگه نيست. اصلا چيز ديگريست.
جودو و تكواندو خيلي ببخشيد آبنبات ليسيدنه نه هنر رزمي.
يادش به خير. وقتي براي آمادگي روحي پراناياما كار مي كرديم يكي از كارهامان تفكر در عدم بود. يكي ديگر مبارزه تا بي نهايت. يك جودو كار فوقش 12000 شنا مي ره يا 20000 مشت مي زنه ولي در تاي چي تو رو به بي نهايت سوق مي ده. من دو بار به اين مرحله رسيدم واز باب نمونه بدون وقفه ساعتها مشت زدم (ثانيه اي 3 تا يعني ساعتي 11000 تا) و چون ديگه شب شده بود و خانواده نگران مي شدن خاتمه دارم و ذره اي هم احساس خستگي نكردم. از كارهاي ديگه مبارزه با چشم و بر هم زدن تمركز حريف و پيش بيني اعماق ذهن او از طريق نگاهه. كار ديگه همون طور كه گفتم اتحاد با فنون رزميه يه طوري كه ديگه تو فنون را اجرا نمي كني بلكه اين فنون هستند كه براي اجرا شدن از بدن تو كمك مي گيرند.توي جودو و امثالهم كجا از اين خبرهاست؟؟؟
اين رو هم بدون و حتما مي دوني كه "آن را كه خبر شد خبري باز نيامد" شركت در مسابقات و فيلم و ... براي اثبات عدم كمال روحي يك رزمي كار كافي است.
وب سایت پست الکترونیک
نویسنده: سیدعباس سیدمحمدی ایران تهران
جمعه 20 اردیبهشت1387 ساعت: 21:29
سلام علیکم.
با تشکر. ولی:
بنده عرض کردم جواب رزمی ـ فنی بده. جواب شما چیزی تو مایه های روضه های طرفداران ابراهیم میرزائی است. یکی از طرفداران میرزائی به من می گفت: بروس لی فوقش یک بازیگر نقش رزمی بود.
واقعاَ به نظرت جودوکار به صرف جودوکار بودنش بانهایت است، ولی تای چی چوآن کار به صرف تای چی چوآن کار بودنش بی نهایت یا نزدیک به بی نهایت است؟ شنا رفتن و تعداد آن، به خودی ی خود ربطی به این دارد که در کدام ورزش فعالیت می کنی؟ به همین ترتیب تعداد مشت زدن. اصولاَ در جودوی کلاسیک مگر مشت زدن هست؟ طبق http://seyyedmohammadi.blogfa.com/post-141.aspx رکورد شنای (یک نفس؟) جهان 10507 است، متعلق به فردی ژاپنی. شاید رزمی کار هم نباشد.
شاید گرایش شما بیشتر به ورزشهای رزمی ی چینی است.
علی رضا آزاد:
سيد جان!
تمام عرض بنده اينه كه تاي چي هنره و مثل بقيه هنرها ساحتي بي انتها داره. و بقيه رشته هاي رزمي كه من ديده ام ورزشند نه هنر و لذا اصلا مقايسه پذير نيستند مثل اينكه من به شما بگويم از صحنه بلند كردن وزنه رضا زاده بيشتر لذت مي بري يا از نوار دستان شجريان يا تار لطفي يا تابلو رستن فرشچيان.
ركوردها رو هم بريز دور. اوني كه دنبال ثبت ركورد مي ره كه ورزشكار نيست. رفقاي خود بنده 12500 تا شنا يك نفس مي رن داداش.
ضمنا اصلا بحث شوونات نيست ولي من ديگه از اون حال و هواهاي رزمي در اومدم. الان چند ماهه بعد از 5/9 سال متاركه، دوباره شطرنج رو شروع كردم. بعضي ها مي گن در حد تيم ملي ام. شنيدم درجه احسان قائم مقامي (استاد بزرگ شطرنج ايران) بين 2500 تا 2600 هست و گويا درجه من حدود 2400. چه مي دونم بابا...
اگه شهوت شهرت بر شهوت عزلت غلبه كرد، اين بار در مسابقات شركت مي كنم. خلاصه بي خيال رزمي شو. اگه حالش رو داري (البته شما گويا حال همه چيز رو داري) اگه فلسفيش نمي كني ، شطرنجيش كن. اوه يادم رفت اينجا قرار بود وبلاگ تخصصي هرمنوتيك باشه....
وب سایت پست الکترونیک
نویسنده: سیدعباس سیدمحمدی ایران تهران
دوشنبه 23 اردیبهشت1387 ساعت: 22:37
سلام علیکم.
رکورد رکورد است. چرا بریزم دور؟ رکورد و مسابقه و ...، موجب تلاش برای پیشرفت می شود. اگر دوستان شما واقعاَ یک نفس 12500 شنا می روند، پس رکورد جهانی را تغییر داده اند. ملتها و حکومتها هزینه می گذارند یک ثانیه رکورد مسابقه ی دو یا شنا را بهبود ببخشند. اشکال دارد؟ شما گفته بودی تکواندو و جودو مثل آب نبات لیسیدن هستند، و حالا از "هنر" صحبت می کنی. ببخشید. در مجموع، یک خرده به باهنری ی خودت شک نمی کنی با این گونه ادبیات و صحبت کردن؟
من دبیرستانی بودم شترنج یاد گرفتم. خیلی شوق داشتم. کتاب تئوری شطرنج اثر لئونارد باردن را داشتم. قلعه ی بزرگ. قلعه ی کوچک. گمانم شترنج باز محبوب من و برادرم کارپوف بود. از کاسپاروف لجمان می گرفت. نمی دانم چرا!
قربانت.
علی رضا آزاد:
برادر عزيز!
كسايي ركوردشون رو ثبت مي كنن كه براشون زدن ركورد از اصل انجام اون كار مهمتره. چنين كسايي تپه هاي قشنگي مي شن ولي هيچوقت قله نمي شن.
چه بسيار شمس هايي بودند و رفتند ولي يك مولوي نداشتند كه ثبتشان كند....
اين مدعيان در طلبش بي خبرانند
آن را كه خبر شد خبري باز نيامد
من و امثال من "اگر از هنر بی خبر نبودیم حرفی نمی زدیم.:
(امیدوارم هنر نهفته در ادبیات جمله بالا که هم منطوق و هم مفهوم موافقش وهم مفهوم مخالفش قابل تحصیل است برایت کافی باشد ... اینه داداش!)
و اما شطرنج:
جالبه كه در پست ها و كامنتهات روشنفكرانه مي نويسي و به زمين و زمان سريع و خوب حمله مي كني ولي از كارپف كه بازي سنتي دفاعي داره خوشت مي آد و البته تعجبي هم نداره كه به عنوان يك جودو كا از كاسپارف شطرنج باز كه رئيس بزرگترين حزب سياسي مخالف پوتين جودو كا در روسيه هست بدت بياد ... دركت مي كنم.
ولي من از سبك بازي كاسپارف و فيشر خيلي خوشم مي آد چون قدرت فكر كردن رو از حريف مي گيرن نه اينكه بر فكر اون غلبه كنن. موقع حمله به حريف هم فقط چنگول و بيشكون نميگيرن بلكه مردونه حمله مي كنن.
وب سایت پست الکترونیک
نویسنده: سیدعباس سیدمحمدی ایران تهران
سه شنبه 24 اردیبهشت1387 ساعت: 22:7
سلام علیکم.
نه. ثبت کردن رکورد طبق عقل من، فاقد اشکال است. این که شما فرمودی دوست شما 12500 شنا یکنفس می رود، تا قبل از ثبت یا مشاهده، صرفاَ یک ادعا است.
والا من به دلیل سنتی بودن یا روشنفکر بودن از کارپوف خوشم نمی آمد. دلیل خاصی نداشت. شاید از تیپ قیافه اش خوشم می آمد. اصولاَ نه آن موقع و نه الان، در حد شناخت خاص از سبکهای بازی ی شترنجبازها نبودم و نیستم.
روشنفکر؟ حمله به زمین و زمان؟
نمی دانم می دانی یا نه:
تمام ورزشها، از رزمی و غیر رزمی، در رده بندی ی دهدهدی ی کتابها، در زیر قسمت "هنر" قرار می گیرند. حتا ورزش وزنه برداری. نمی دانم دلیل یا وجه هنری دارد یا کتابدارانه یا چیز دیگر.
شنیدم:
بهمن فکرت، دان هفت جودو، در برابر این سوال که اگر با چاقو به شما حمله کنند چه کار می کنی، گفته بوده: فرار می کنم!
حالا من متاسفانه در جوابهای شما، هرچه جلوتر می رویم، شاید خبرویت و چندرشته دانی و میان رشته دانی ببینم، ولی تواضع و اعتراف نمی بینم. گفتم. اعتراف. لازم می دانم صادقانه بگویم:
والا من رزمی کار نیستم. من کلاَ حدود دو ماه رفتم جودو. در عمرم مجموعاَ شش هفت هشت ده جلسه جلسه هم کونگ فو و کاراته و کشتی رفتم. مجموعاَ شاید حدود شش ماه هم رفتم بدنسازی. همین!
تواضع دوستان شما، شاید مثل تواضع ابراهیم میرزایی است، که معلوم نیست کجا است!
راستی. نظرت درباره ی کونگ فو توآ و ابراهیم میرزایی چیست؟
قربانت.
علی رضا آزاد:
سید جان! حتی بلغت الحلقوم نوشتی. پایین جواب می دم آخه بلاگفا فقط 2000 تا حرف می گیره.
وب سایت پست الکترونیک
نویسنده: علی رضا آزاد در پاسخ سید محمدی عزیز
چهارشنبه 25 اردیبهشت1387 ساعت: 3:45
سيد جان!
در ارتباط با فرمایشتان عرض می شود:
كسي كه ركوردها رو مي زنه ولي هيچوقت ثبت نمي كنه ، براش فرقي هم نداره كه گفته اش رو ادعا بدوني يا حقيقت.
فكر مي كنم (توآ) یا به تعبیر اخیر (توان) باعث خروج كونگ فو از حالت اصيلش شده.
حواشي ميرزايي همیشه بيشتر از متنش بوده. اگه كمشون می کرد هنوز جا براي بهتر شدن داشت. هیچگاه ادارتی به ایشان نداشتم. انگار ایشون می خواست و می خواد همون بلایی رو که سر کونگ فو در آورده سر سیاست هم در بیاره. شرح آن بلا بماند برای بعد ...
اما ....
درمورد من ... درست فهميدي ... و ... درست گفتي. چند ايراد بزرگ دارم كه يكيش غروره لذا تواضع برايم كم مفهوم شده ... اميدوار بودم در ادامه پروژه امي شدن بتونم اين ايراد رو برطرف كنم كه البته تا به حال چندان موفق نبودم. اميدوارم با عنايات و تذكرات دوستان خوبي مثل شما ، توفيق اين مهم رو بيابم.
ممنونم ........ پاينده باشي.
نویسنده: سیدعباس سیدمحمدی ایران تهران
پنجشنبه 26 اردیبهشت1387 ساعت: 23:1
سلام علیکم.
دیشب نیم ساعت با دوستم که خط نمی دانم کونگ فو است، و البته چند سال است ورزش را گذاشته کنار، چون پایش را پلاتین گذاشته، صحبت کردم. نقل منصفانه و امانتدارانه ی گفت و گوهای خودم و خودت. تقریباً با تمام ادعاهای شما مخالف بود. اگر شد، گفت و گوها را پرینت می گیرم می برم به یک استاد کاراته و یک استاد جودو، و اگر گیرم بیاید یک استاد تای چی چوآن، نشان می دهم و می خواهم نظر بدهند. دوست من گفت:
بله. موافقم. اگر گزارش می شد که در مسابقات آزاد، بیست جودوکا و بیست تای چی چوآن کا با هم مبارزه کرده اند، و با اکثریت قاطع مثلاً 19 در برابر 1 یا 18 در برابر 2، جودوکاها شکست خورده باشند، آدم قانع می شود که تای چی چوآن کاها برتر هستند. به همین ترتیب بیست تکواندوکا و بیست تای چی چوآن کا.
دوست من گفت:
اصولاً ماها که رزمی کار نیستیم. در چین از پنج سالگی طرف می رود در جایی مثل شائولین کونگ فو. یا از کودکی می رود کاراته. این جا طرف شش ماه می رود جودو، می گوید من جودوکارم. از جودو تعریف، و رشته های دیگر را نفی می کند. این آدم به جودو توهین کرده.
دوست من گفت:
بروس لی که جیت کان دو را تأسیس کرد، بیست و نه رشته را مطالعه کرد (و کار کرد؟). بروس لی ناراحت شد که چرا اسم گذاشت روی رشته، چون اسم، رشته را محدود می کند.
دوست من گفت:
تای چی جزء رشته های نرم است. کوئین (؟) دارد.
***
راستی! من هیچ علاقه ای به دیکتاتورها ندارم، ولو جودوکا باشند!
قربانت.
×××
کامنتم در وبلاگ ستاریان را ببین. مایلم نظر فنی ات را بدانم.
علی رضا آزاد:
سيد من!
خوش بياساي كه اسباب جهان اينهمه نيست...
وب سایت پست الکترونیک