بسم الله الرحمان الرحیم.
آنچه در پی می آید، گفت و گوی بنده و نویسنده ی گرامی ی وبلاگ http://www.jadoogarzeoos.blogfa.com/ است، در ذیل یکی از مقالاتش. آدرس مقاله را الان ندارم. مقاله یا سلسله مقالاتی بود درباره این که «اعجاز قرآن» معنایش چیست و اثباتش چه گونه است. در http://seyyedmohammadi.blogfa.com/post-320.aspx بنده مقاله ی مفصلی نوشتم که نظر بنده (و تحقیقی شامل پرس و جو از تعدادی از فضلا و علما) بود نسبت به یکی از مقالات نویسنده ی وبلاگ یادشده. البته ایشان فرد خاصی بود. آدرس وبلاگ کامنت نویسها را حذف می کرد. اگر ضروری تشخیص می داد، تمام متن کامنت را حذف می کرد، و متن کاملاً حذف شده را، پاراف می کرد! اگر اشتباه نکنم، خودش را هم «استاد» می نامید. «استاد عرفان» هم می نامید.
خُب. در آنچه در پی می آید، بنده نظری دادم، که طبق استدلال بنده، ظاهراً نسبت ندادن مفهوم «معجزه» به امامان و حضرت فاطمه، درست نیست. مگر این که متکلمان وقتی از «معجزه» صحبت می کنند، بر حسب قرارداد، این قید را بیفزایند که «معجزه، که معنایش .......... است، خاص انبیاء و رسولان است». توضیحاً، طبق استدلال بنده، امامان و حضرت فاطمه حد اقل یک ویژگی دارند که دیگران (جز رسول الله) ناتوان هستند از دستیابی به آن. و اگر چنین باشد، ظاهراً در مفهوم «معجزه» صدق می کنند.
توجه بفرمائید به کامنت بنده:
بسم الله الرحمان الرحیم.
سلام علیکم.
فرمایش شما:
«موضوع بحث اینه که افرادی با مشترکات توحیدی میخواهند ببینند آیا قرآن اعجاز است یا خیر درسته؟اعجاز طبق تحدی قرآن که فرموده اگر در شک دارید که این قرآن(معجزه)خداوند بر رسولش هست,پس یک سوره مانند آن بیاورید!(تلویحا یعنی پس چون نمیتوانید بیاورید این قرآن اعجاز است یعنی چی؟یعنی چون هیچ کس مانند این قرآن نمیتواند بیاورد پس معجزه است و شما باید پیامبر را بعنوان پیامبر بودن بپذیرید بعلت این معجزه)»
چرا با قید «مشترکات توحیدی»؟
اگر این موحد شما، یهودی باشد، خب اصولاً عهد جدید و قرآن را قبول ندارد. اگر موحد شما، مسیحی باشد، قرآن را قبول ندارد. اگر موحد شما، مسلمان باشد، هم محمد را رسول خدا و هم قرآن را کتاب خدا می داند، و محتویات قرآن را راست و درست می داند.
وقتی خدا محمد را به رسالت برگزید و مبعوث کرد، هنوز آیات تحدی نازل نشده بود. خدا به محمد گفت تو رسول هدا هستی. به محمد گفت مردم را به دین خدا دعوت کن. محمد ابتدا «دعوت کرد»، و قرآن تدریجاً نازل شد. نظراً ممکن بود در قرآن آیاتی با مفهوم «تحدی» نازل نشود. حالا که نازل شده، آیا گمان نمی کنید موضوع ساده است؟ ساده است، به این معنا:
کسی که قرآن را کتاب خدا نمی داند، خب آیات تحدی را جدّی نمی گیرد.
کسی که قرآن را کتاب خدا می داند، آیات تحدی را دال بر این می داند که کسی توانایی ی آوردن مانند قرآن ندارد.
غیر از این است؟ شما قرآن را قبول نداری و آیات تحدی را قبول داری؟ شما قرآن را قبول داری و آیات تحدی را قبول نداری؟ کدامش؟
فرمایش شما:
«در معنا نمودن معجزه شیعه و سنی متفق القولند که معجزه,فقط و فقط کار پیغمبر است( نه امام)و فقط برای اثبات پیغمبری خود است تا شک و ریب نبوت برداشته شود.»
بنده حجت آوردم بر شما. من و شما چه کار داریم به شیعه و سنی. شما به این سؤال چرا جواب نمی دهی:
اگر قرآن تماماً وحی الاهی باشد، و آیه ی تطهیر درباره ی پنج تن باشد، و به معنای عصمت پنج تن باشد، و عصمتی باشد مافوق عصمت احتمالی ای که برای افرادی دیگر ممکن است وجود داشته باشد، آیا نمی توانیم بگوئیم پنج تن خصوصیتی دارند (خصوصیت = عصمت) که هیچ کس را یارای دستیابی به این خصوصیت نیست، و این آیا همان «معجزه» نیست؟ مگر معجزه چیزی نیست که دیگران از رسیدن به آن یا انجام دادن آن یا آوردن مشابه آن عاجز باشند؟
لطفاً به این سؤال، جواب صریح بده. شما شاید بتوانی بگوئی:
این که پنج تن/چهارده معصوم خصوصیتی دارند که هیچ کس را یارای دستیابی به آن نیست، طیق «تعریف اصطلاحی ی معجزه در میان متکلمان مسلمان»، خارج از بحث معجزه است، ولی همگان عاجز هستند از دستیابی به خصوصیت عصمت چنان که چهارده معصوم دارند.
فرمایش شما:
«تصدیق بفرمایید برای اثبات قرآن نمیشود از ادعای خودش که"این قرآن معجزه است"مدد گرفت .»
خب لطفاً بفرمایید از چه مرجعی می شود مدد گرفت؟ آیا راهی جز «مقداری عقل» + «مقداری ایمان» سراغ داری برای این موضوع؟ آیا قرآن که ظاهرش تعیّن دارد، اثبات معجزه بودنش و وحیانی بودنش و ...، مثل اثبات وجوب وجود واجب الوجود است که عقلی ی محض باشد؟ شما فکر و تأمل کن و جواب بده:
اثبات مجزه بودن قرآن عقلی ی محض است
اثبات معجزه بودن قرآن فقط طبق قرآن میسّر است
اثبات معجزه بودن قرآن طبق روایات است
اثبات معجزه بودن قرآن محال است
.............
شما راه اثبات معجزه بودن قرآن را چه می دانی؟
فرمایش شما:
«امروزه کسانی میگویند که هرکتابی چه از نظر معنایی-چه از نظر سبک و ... بهتر از قرآنه مثلا کتاب خیام.یا امیر خسرو دهلوی و ... جواب من و شما چیه؟!»
بر آنها است ابتدا ادعای خود را تبیین کنند. سپس بر ما است جواب آن عزیزان را بدهیم. در صدر اسلام، افراد باسواد کم بودند، ولی یل بودند پهلوان بودند تعداد زیادی از اعراب در سخنوری و فصاحت و بلاغت. شما در تاریخ صدر اسلام ندیدی آن پهلوانان سخن و فصاحت و بلاغت، قرآن که آمد، خاموش شدند و سکوت کردند؟ شما در تواریخ صدر اسلام نخواندی؟ اعراب هنوز به معلقات سبعه می نازند. ولی معلقات سبعه و مانند آن، در مقابل قرآن رنگ باخت.
فرمودید «جن». یکی از این جنیان، یا از جنسی شبیه جنیان، مگر همین شیطان نیست؟ شیطان و جنیان و فرشتگان نیاز نیست «کتابخانه» داشته باشند. مگر محمد قرآن را از مراجعه به کتابخانه ها تدوین کرد، که شما مکرراً می گوئی جنیان کتابشان کجا بود و کتابخانه ی شان کجا بود؟ شیطان، که برای رهایی از مکر او، باید «چسبید به خدا»، آیا توانائی ی سخنوری و سخن گفتن ندارد؟
فرمایش شما:
«بحث در مورد اثبات اعجاز قرآن است.با تمام فرمایشات شما هیچ اعجازی برای بنده (بعنوان الانسان بما هو انسان) نه تنها اثبات نشده بلکه با 9 ایرادی که دوستان گرفته اند متاسفانه عدم اعجاز آن اثبات میشود. منتظر استدلالات شما هستم و ممنونم»
ــ تا قرآن را قبول نداشته باشیم، نه وحیانیت آن و نه اعجاز آن، البته قابل قبول نیست.
ــ اگر قرآن را از جانب خدا بدانیم، اعجاز آن، به این معنا که هیچ کس نمی تواند مانند آن را («مانند» در قسمتهای مختلف قرآن، به شکلهای مختلف بیان شده: یک آیه؛ یک سوره؛ ده سوره؛ تمام قرآن) بیاورد، جزئی از قبول کردن قرآن است.
27 اسفند 1386.

