بسم الله الرحمان الرحیم.
نقل دقیق دو سخنرانی از مرحوم حضرت آیت الله خمینی.
یک)
صحيفه امام، ج15، ص: 454
سخنرانى [در جمع ائمه جمعه استانهاى باختران و ايلام (وحدت بين مسلمين)]
زمان: صبح 8 دى 1360/ 2 ربيع الاول 1402
مكان: تهران، جماران
موضوع: ضرورت وحدت، همبستگى و رفع اختلاف بين مسلمين
حضار: ائمه جمعه استانهاى باختران و ايلام «1» بسم اللَّه الرحمن الرحيم
وحدت ميان مسلمين، از بركات انقلاب
من از آقايان تشكر مىكنم كه زحمت كشيدند و در اين منزل محقر تشريف آوردهاند و اينجا را نورانى كردهاند. يكى از بركات اين انقلاب همين است كه گاهى آقايان از بلاد با هم تشريف مىآورند و در اين مجمعى كه بين برادرهاى اهل سنت و اهل تشيع هست مجتمع مىشوند، بعد مسائل را طرح مىكنند. مسئله اتحاد بين همه برادرهاى مسلم يك مسأله اسلامى است كه خداى تبارك و تعالى مأمور كرده همه را به اينكه با هم باشيد و تفرقه نداشته باشيد «2» و سرّش هم واضح است؛ براى اينكه آنهايى كه مىخواهند از اين كشورهاى اسلامى استفاده كنند بهترين راه برايشان اين است كه بين برادرها اختلاف بيندازند. خوب، يك راه اين است كه بين برادرهاى اهل سنت و تشيع اختلاف بيندازند.
اين رويش خيلى كار شده است، به طورى كه حالا كه در ايران بحمد اللَّه خيلى با هم مجتمع شدهاند و اتحاد پيدا كردهاند، باز در خارج نمىگذارند اين كار درست بشود. در خارج باز آنهايى كه عمال قدرتهاى بزرگ هستند و مىخواهند نشود اين مسأله، هى مسائل پيش مىآورند.
صحيفه امام، ج15، ص: 455
وحدت مسلمانان، مانع تعرض اجانب
شما ملاحظه بفرماييد در اين هفته وحدت- كه از قم آقاى منتظرى پيشنهاد كردهاند- خوب اين چقدر حسن دارد و چقدر ارزش دارد كه برادرها، همه را در يك مسئلهاى با هم [متحد كند]. خوب، اين اختلاف اساسى كه نيست، اين اختلاف در يك تاريخى است كه نزديك به هم هستند؛ از ما هم بعضى قائلاند به اينكه دوازدهم هست، «1» از علماى ما هم بعضى قائلاند كه دوازدهم است. اين اسباب اين نشود كه يك اساسى على حده، آنها داشته باشند، يك اساسى على حده ما داشته باشيم. با هم باشيم، برادريم ديگر. پيغمبر هم از همهمان است. در عين حالى كه يك چنين صدايى بلند شد براى وحدت، يك وقت مىبينيم از حجاز يك نفر صدا بلند مىكند كه اصل جشن گرفتن براى پيغمبر شرك است! من نمىدانم چه اساسى است؟ اين چرا شرك است؟ البته آن شخص وهابى است. وهابى را اهل سنت هم قبولشان ندارند، نه اينكه ما قبول نداريم، همه برادرهاى ما آنها را قبول ندارند. شما [فكر مىكنيد] يك همچنين مسئلهاى كه جشن گرفتن، احترام كردن به پيغمبر اسلام، اين جزء اين است كه مشرك هستند مردم!؟
آن وقت اين اختصاص به ايران هم ندارد، احترام به رسول خدا، همه بلاد مسلمين احترام مىگذارند. چه شد كه ايران را مورد نظر قرار داده است و مىگويد ايرانيها كه جشن مىگيرند براى پيغمبر اكرم، اينها مشرك هستند؟ خوب نكتهاش معلوم است؛ براى اينكه، آن كه الآن اساس وحدت در آن درست شده ايران است. اين نكتهاى كه از آن وحدت بين مسلمين، چه برادران اهل تشيع و اهل تسنن، چه ملتهاى اينجا، و چه دولتها، هميشه مقصد ما اين بوده كه اينها همه با هم باشند. اگر مسلمانها با هم باشند هيچ كس نمىتواند به اينها تعرّض كند؛ براى اينكه يك ميليارد جمعيت [هستند] با دارايى زياد، با مخازن زياد. در عين حال كه ما اين قدر مخازن، اين قدر زمين داريم، زمينهاى زياد، و همه چيز ما داريم، خوب چه شده است كه ما بايد همهمان تحت سلطه دو تا ابرقدرت باشيم؟
خوب، علت
صحيفه امام، ج15، ص: 456
اين است كه ما به قرآن گوش نكرديم، حكومتهاى ما به قرآن گوش نكردند كه يهود و نصارا- مقصود از يهود و نصارا آنهايى كه سركشند- آنها را ولىّ اتخاذ نكنيد! دوست اتخاذ نكنيد! «1» خوب، اينها نه اينكه دوستند، نوكر شدهاند بسيارشان. منافع خود اين بلاد را آن وقت، زمان محمد رضا، منافع ايران را مىدادند و منت هم مىكشيدند، تقديم مىكردند و منت هم مىكشيدند. حالا هم در جاهاى ديگر هم همين طور است. چرا بايد اين طور باشد؟ براى اينكه ما با هم مختلفيم.
ايستادگى ايران در مقابل قدرتها به سبب وحدت
اينها نديدند كه ايران- در صورتى كه يك جاى كوچكى است و جمعيتش سى و چند ميليون است، در مقابل يك ميليارد جمعيت- اينها نديدند كه ايران وقتى كه با هم منسجم شدند، همه برادرها با هم مجتمع شدند و آن اختلافاتى كه مىشود داشت و اختلافاتى كه براى ما ايجاد كرده بودند كنار گذاشتند و يكدل و يكجهت يك امپراتورى 2500 ساله را با آن همه قدرت و با آن همه موافق [سرنگون كردند]. شما گمان نكنيد هيچ يك از دولتها الّا نادرى در اول با ما موافق بودند؛ يعنى، اظهار موافقت هيچ كس نكرد، بنده در پاريس كه بودم متوجه بودم، همه مخالف بودند، بعد كه اجتماع پيدا شد و اين قضيه واقع شد آن وقت بعضيها [موافقت] كردند. خوب بسياريشان باز همين اختلافات را [دامنمىزنند].
ما فرياد مىزنيم كه بايد همه با هم باشيم، هفته وحدت داشته باشيم، دين ما يكى است، قرآن ما يكى است، پيغمبر ما يكى است و آنها جبههبندى مىكنند. اخيراً، جبههبندى كردند كه همه مسلمين جمع بشوند خلاف ايران بكنند. خوب، اينهايى كه اين صداها را مىدهند، يا اين رفقايى كه در اطراف خليج هستند، اول فكر نمىكنند كه همه قدرتشان را روى هم بگذارند به اندازه شاه نيست و آن قدر علاقهاى كه امريكا به شاه داشت به هيچ يك از اينها نداشت؛ براى اينكه، شاه خدمتگزار بهترى بود، حالا هر شيخى بخواهد برود هيچ اعتنايى برايش قائل نيستند. اينها اولًا، فكر اين را نمىكنند كه
صحيفه امام، ج15، ص: 457
اينها نمىتوانند با دولت ايران مخالفت كنند؛ يك مخالفتى كه اثر داشته باشد و ثانياً چرا مخالفت كنند؟ آخر دو كشور مسلم، چند كشور مسلم كه در مقابلشان اسرائيل ايستاده و هيچ اعتنا به آنها نمىكند و دارد پيش مىآيد او را رها كردهاند، آمدهاند سراغ ايران كه فرياد مىزند كه ما اسلام را مىخواهيم، فرياد مىزند كه بايد اسرائيل از بين برود، فرياد مىزند كه ما نبايد تحت قدرتها و ابرقدرتها باشيم. اگر اين مسلمين با هم مجتمع بشوند چه قدرتى مىتواند مخالفت با اينها بكند؟ براى اينكه آنها احتياج به شما دارند، شما چه احتياجى به آنها داريد؟ آنها نفت شما را مىخواهند. رگ حيات آن قدرتهاى بزرگ دست مسلمانهاست، آنها احتياج دارند. خوب، در عين حالى كه آنها احتياج دارند، ما چرا بايد تحت فرمان آنها باشيم و نفتمان را هم تقديم كنيم؟ ساير چيزهاى ديگرمان را تقديم كنيم و همهمان بازار بشويم، بازار بشويم براى امريكا يا شوروى؟ اين براى اين است كه ما رشد سياسى نداريم.
خدمتگزارى، نه فرمانفرمايى
دولتهاى ما توجه ندارند كه اگر با ملتهاى خودشان كنار بيايند آقاييشان بيشتر از آن وقت است كه با ملتها جدا بشوند و يا- فرض كنيد- با امريكا متحد بشوند. اگر اينها با ملتها سازگار باشند، ملتها كه نمىگويند كه ما حكومت اصلًا نمىخواهيم، ملتها حكومتى مىخواهند مثل حكومت ايران. الآن ايران كدام قشر است كه بگويد كه ما اين دولت را نمىخواهيم؟ همه مىخواهند، از باب اينكه اينها خدمتگزارند؛ نمىخواهند حكومت كنند به مردم، مىخواهند خدمتگزارى بكنند. آنها هم اين طورى خودشان را معرفى كنند كه ما حكومت به اين معنى هستيم؛ خوب يك جمعيتى اداره لازم دارد، ما مدير اين مسأله هستيم، نمىخواهيم به شما فرمانفرمايى بكنيم، ظلم بكنيم، نمىخواهيم شما را غارت بكنيم. ما همه با هم دوست هستيم. يك دستهمان بيشتر مثلًا وارد مسائل سياسى بودهاند، آن را مردم انتخاب مىكنند براى اينكه حكومت باشد، نه اينكه مردم حكومت نمىخواهند. مردم يك حكومت اسلامى و يك حكومت دلسوز براى خودشان
صحيفه امام، ج15، ص: 458
مىخواهند. شما خوب، خود اين دولتهاى خارج هم مىدانند، نه اينكه اطلاع ندارند، مىدانند كه در ايران چه وضعى است الآن و سابق چه بود. سابق مردم- اگر فرض كنيد- يك جنگى مىشد در زمان محمد رضا، امكان نداشت كه ملت با او همراهى بكنند، دعا مىكردند كه بلكه شكست بخورد. من خودم شاهد اين قضيه بودم كه متفقين وقتى كه وارد شدند به ايران، كه همه چيز مسلمين ايران در معرض خطر بود، همه چيزشان، مع ذلك، چون رضا خان را بيرون كردند شكر مىكردند. خوب، يك همچون حكومتى كه ملتش اين طور باشد كه اجانب بيايد در مملكتش و آن شكر كند كه اين كسى كه سلطان مملكتش هست باصطلاح او را بيرون كردند، خيلى هديه بزرگى بوده. خوب فكر نمىكنند اين را كه آن وقت آن طور بود وضع، حالا اين طور است كه در آن طرف كشور، در طرف غرب و جنوب كشور جنگ است، از شرق و شمال كشور همراهى مىشود، همراهى افراد مىشود، همراهى خواربار مىشود، همه جور همراهى با آنها مىشود. اگر ساير كشورها هم اين طور بشوند كه با مردم تفاهم كنند، مردم را مثل خودشان بدانند، مردم مثل خودشانند، مردم اكثرشان بهتر از خود ماها هستند، وقتى فكر كنند كه بهتر از خودشان يا مثل خودشان هستند، با هم بسازند، مردم آنها را انتخاب مىكنند. كار بكنند برايشان، اگر يك همچنين چيزى بشود در بلاد مسلمين، كى مىتواند با مسلمين مخالفت كند؟ مع الأسف، هم بعضى روحانيونشان اختلاف ايجاد مىكنند، هم خودشان مىروند در طائف و منشأ اختلاف مىشوند. از آنجا مىخواهند در ايران، بين اهل سنت و تشيع اختلاف بيندازند. از آنجا نقشه مىكشند كه اينجا اختلاف بيفتد. چرا اينجا اختلاف بيفتد؟ براى اينكه اينجا اتحاد پيدا كردند و با اتحاد جلوى ابرقدرتها را گرفتند.
انسجام ملت، هديهاى از طرف خدا
و لهذا اين هديه الهى كه خداى تبارك و تعالى نصيب ملت ما كرده است ما بايد غفلت از شكرش نكنيم. بايد تشكر كنيم خدا را كه مردم را اين طور با هم، هم نظر، هم راه، هم مقصد كرده است. و اشكالات هم اگر هست، خوب، البته همه جا اشكالات هست
صحيفه امام، ج15، ص: 459
نمىشود گفت كه شوروى شصت و چند سال است كه انقلاب كرده است [مشكلى ندارد] مع ذلك، الآن خواربارشان نيست، همين صفهايى كه اينجا مىبينيد آنجا هم هست، خواربار آنها محتاج به امريكاست، مع ذلك، اختلافات داخلى زياد است، با سرنيزه جلويش را گرفتند. اگر يك روز سرنيزه را بردارد كرملين، مىفهمد كه آن وقت خود شوروى چه خبر است؛ همه با شوروى مخالفند. اما اينجا الآن همه با هم موافق، همه دوست، هيچ سرنيزهاى توى كار نيست. هيچ دعوايى نيست، همه با هم دوست هستند، همه با هم رفيقند. البته گِله هم هست، اما گله برادرانه هست، گلههايى است كه قابل حل است. و يك انقلاب به اين بزرگى، من گمان نكنم هيچ انقلابى به اين بزرگى باشد كه با عده كم و با نداشت هيچ چيز بر يك همچون قدرتى كه همه چيز داشت و همه با او موافق بودند غلبه كند و بطور شايسته پيش ببرد. ايران، قدرتها را كنار گذاشت و هيچ قدرتى در ايران دخالت ندارد و همه همّ و غم آنها همين است كه چرا بايد دخالت نداشته باشيم و ان شاء اللَّه، تا آخر هم نخواهند داشت. و من نصيحتم به اين شيخنشينها و اين اطراف خليج اين است كه اينها توجه به مسائل بكنند. گمان نكنند كه اينها با هم وقتى مجتمع شدند يك چيزى مىشوند. نه، شماها با هم كه مجتمع بشويد همهتان به اندازه يك لقمه محمد رضا نبوديد و ما محمد رضا را مغلوبش كرديم، اما ميل داريم كه با شما دوست باشيم، رفيق باشيم، برادر باشيم، همه با هم باشيم. همه ما به خلاف آنهايى كه مخالف اسلامند باشيم، «يد واحده بر ما سِوا» «1» باشيم، نه اينكه خودمان توى خودمان هى دعوا بيندازيم، دعوا بكنيم.
در هر صورت من راجع به آقايان، هم خيلى ملتمس دعا هستم و هم مردم را دعوت كنيد به اتحاد، دعوت كنيد به بستگى به هم، همبستگى به هم. اگر يك اختلافى دارند حل كنيد شما آقايان. ممكن است حالا در هر جايى اختلافات كوچكى هست، آقايان ائمه جماعت و جمعه بايد حل بكنند مسائل مردم را، بايد بروند با مردم تفاهم كنند، با هم
صحيفه امام، ج15، ص: 460
صحبت كنند. و همين طور استاندارهاى هر جا بايد جورى عمل بكنند كه مردم را راضى نگه دارند. مردم هم راضى هستند وقتى شما خوب عمل كنيد. مردم راضى از شما هستند. من اميدوارم كه خداى تبارك و تعالى به ما منت بگذارد و اين انسجامى كه هست الآن و اين وحدت كلمهاى كه هست الآن از ما نگيرد و بين همه برادرها اتحاد و وحدت داشته باشيم و ادامه پيدا كند ان شاء اللَّه.
و السلام عليكم و رحمة اللَّه

دو)
صحيفه امام، ج15، ص: 489
بيانات [در جمع ميهمانان بزرگداشت هفته وحدت (وحدت سرلوحه دعوت انبيا)]
زمان: 22 دى 1360/ 16 ربيع الاول 1402
مكان: تهران، جماران
موضوع: وحدت سرلوحه دعوت انبيا
مناسبت: هفته وحدت
مخاطب: گروهى از ميهمانان بزرگداشت هفته وحدت- از كشورهاى عربى
[** نخست يكى از ميهمانان عرب زبان صحبت كردند و امام فرمودند:**]
بسم اللَّه الرحمن الرحيم
اين از بركات اسلام است كه ما را جمع كرده است و من اميدوارم كه ما قدر اين نعمت را، نعمت اسلام را بدانيم و خدمت كنيم به نوع بشر و خصوصاً، مستضعفين بشر و بالاخص مسلمين. و من از خداى تبارك و تعالى مىخواهم كه اين هفته وحدتى كه در ايران تحقق پيدا كرد، اين، به سالهاى وحدت، قرنهاى وحدت برسد و در سايه وحدت كه سرلوحه دعوت انبياست ما برسيم و گرفتارى ما همه رفع بشود.
و همه آقايان مىدانيد كه همه گرفتارى مسلمين از اين اختلافاتى است كه بينشان هست و اين اختلافات موجب اين شده است كه هر طايفهاى با طايفه ديگر مقابل باشد و اسلام در مقابل اين مطلب ايستاده است و دعوت به وحدت كلمه مىكند و دعوت به اسلام، كه سلم است در مقابل حق.
و من از خداى تبارك و تعالى مىخواهم كه اين عيد سعيد را بر همه مسلمين مبارك كند و آن وقت مبارك است كه همه مسلمين به تكليف اسلامى خودشان عمل كنند و همه سران قوم، علماى اعلام بلاد و متفكرين بلاد براى تحقق دادن به آمال اسلامى جديت كنند و فداكارى كنند؛ قلمها در خدمت اسلام باشد و زبانها در خدمت اسلام باشد و قدمها در خدمت اسلام باشد تا اينكه ان شاء اللَّه، آن چيزى كه خداى تبارك و تعالى از علما خواسته است آن تحقق پيدا بكند.
صحيفه امام، ج15، ص: 490
و من اين روز مبارك را بر همه مسلمين و خصوصاً شما آقايان تبريك عرض مىكنم و ان شاء اللَّه آن روز مبارك است كه دور هم در مسجد اقصى باشيم و آنجا نماز بخوانيم.
[** يكى از ميهمانان عرب زبان صحبت كردند. سپس امام فرمودند:**]
ان شاء اللَّه كه موفق باشيد. و همه ما براى اسلام هستيم و هر چه داريم از اسلام است و همه برادر هستيم و بايد با حقوق برادرى با هم رفتار كنيم و همه ما مجاهد باشيم در راه اسلام، هر كس به هر توانى كه دارد تا ان شاء اللَّه مشكلات مسلمين در همه بلاد، در عراق، در سوريه، در لبنان، در فلسطين و ساير جاها ان شاء اللَّه، حل بشود با كوشش آقايان و علما و متفكرين ان شاء اللَّه.
و السلام عليكم و رحمة اللَّه و بركاته