تبليغاتX
سیدعباس سیدمحمدی

سیدعباس سیدمحمدی

حضرت آیت الله خمینی: فقیه اگر یک کلمه دروغ بگوید اگر یک قدم بر خلاف بگذارد دیگر ولایت ندارد

            بسم الله الرحمان الرحیم.

                              http://terme2008.files.wordpress.com/2008/11/event-big-060205100159-bazargan.jpg

 

 

            مرحوم حضرت آیت الله خمینی:

           

            صحيفه امام، ج‏11، ص: 448

بيانات [خطاب به حامد الگار متفكر مسلمان امريكايى (اهداف حكومت در اسلام)]

زمان: 7 دى 1358/ 8 صفر 1400

مكان: قم‏

موضوع: اهداف حكومت در اسلام و مخالفتهاى دشمنان با حاكميت اسلام‏

مخاطب: حامد الگار (نويسنده و متفكر مسلمان امريكايى)

بسم اللَّه الرحمن الرحيم‏

..........

                        صحيفه امام، ج‏11، ص: 464

..........

از ولايت فقيه آن طورى كه اسلام قرار داده است، به آن شرايطى كه اسلام قرار داده است، هيچ كس ضرر نمى‏بيند. يعنى آن اوصافى كه در ولى است، در فقيه است كه به آن اوصاف خدا او را ولىّ امر قرار داده است و اسلام او را ولىّ امر قرار داده است با آن اوصاف نمى‏شود كه يك پايش را كنار يك قدر غلط بگذارد. اگر يك كلمه دروغ بگويد، يك كلمه، يك قدم بر خلاف بگذارد آن ولايت را ديگر ندارد.

 

استبداد را ما مى‏خواهيم جلويش را بگيريم. با همين ماده‏اى كه در قانون اساسى است كه ولايت فقيه را درست كرده اين استبداد را جلويش را مى‏گيرند. آنهايى كه مخالف با اساس بودند مى‏گفتند كه اين استبداد مى‏آورد. استبداد چى مى‏آورد. استبداد با آن چيزى كه قانون تعيين كرده نمى‏آورد. بلى ممكن است كه بعدها يك مستبدى بيايد. شما هر كارى‏اش بكنيد مستبدى كه سركش است بيايد هر كارى مى‏كند. اما فقيه مستبد نمى‏شود. فقيهى كه اين اوصاف را دارد عادل است، عدالتى كه غير از اين طورى عدالت‏

                        صحيفه امام، ج‏11، ص: 465

اجتماعى، عدالتى كه يك كلمه دروغ او را از عدالت مى‏اندازد، يك نگاه به نامحرم او را از عدالت مى‏اندازد، يك همچو آدمى نمى‏تواند خلاف بكند. نمى‏كند خلاف.

+ نوشته شده در  سه شنبه سی ام تیر 1388ساعت 19:49  توسط سیدعباس سیدمحمدی  | 

عالمان دینی و فرمانروایان

            بسم الله الرحمان الرحیم.

                                     http://jelambadany007.persiangig.com/nakhonak/65.jpg

 

            عید بعثت حضرت محمد بن عبدالله صلی الله علیه و آله را تبریک عرض می کنم، و یک حدیث از آن حضرت نقل می کنم، از سه منبع:

            ــ خصال صدوق، به نقل از نسخه ی اینترنتی ی متن کامل خصال (http://www.qudaihonline.net/all/%C7%E1%CE%D5%C7%E1-%20%C7%E1%D4%ED%CE%20%C7%E1%D5%CF%E6%DE.txt) :

 حدثنا أحمد بن محمد بن يحيى العطار رضي الله عنه، عن أبيه، عن محمد ابن أحمد، عن العباس

بن معروف، عن محمد بن سعيد بن غزوان، عن السكوني،
عن جعفر بن محمد، عن أبيه عليهما السلام
قال: قال رسول الله صلى الله عليه و آله
صنفان من امتي إذا صلحا صلحت امتي، و إذا
فسدا فسدت امتي، قيل: يا رسول الله و من هما؟ قال: الفقهاء و الامراء
            ــ بحارالانوار، ج 2، ص 49، باب 11، روایت 10،
به نقل از
 http://www.balagh.net/persian/kalam/kalam_new/023/03.htm :
            
 پيامبر گرامى اسلام صلى الله عليه و آله مى‏فرمايند: «صنفان من امتى اذا صلحا
صلحت امتى و اذا فسدا فسدت امتى‏»، قيل يا رسول الله
و من هما؟ قال:«الفقهاء و الامراء [العلماء و الرؤساء]; دو صنف
از امت من هستند كه هرگاه صالح باشند، امت صالح خواهند بود و هرگاه
فاسد شوند، امت فاسد خواهند شد. سؤال شد: اى
رسول خدا اين‏ها چه كسانى‏اند؟ فرمود: فقيهان
و اميران [دانشمندان و سرپرستان.]
            ــ تحف العقول،
ص 36، به
نقل
از http://www.andisheqom.com/Files/enghelab.php?idVeiw=29329&level=4&subid=29329&page=5
و
  http://www.andisheqom.com/Files/enghelab.php?idVeiw=29329&level=4&subid=29329&page=6  :
 
پیامبر اكرم ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ تباهی
و صلاح امور جامعه اسلامی را در گرو تباهی و
صلاح خواص و نخبگان فكری
و سیاسی می دانند: 
صنفان من امتی اذا صلحا صلحت امتی
و اذا فسدا فسدت امتی. قیل : یا رسول الله: و
من هم؟ قال: الفقهاء و الامراء. 
دو گروه از امت من اگر شایسته و
صالح باشند، امت من صالح می شود و
اگر فاسد و تباه باشند، امت من تباه می شود. گفته
شد: ای پیامبر! آنان كیستند؟ فرمود: عالمان و زمامداران.
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هشتم تیر 1388ساعت 23:4  توسط سیدعباس سیدمحمدی  | 

بهترین و مؤثرترین راه جلوگیری از سوء استفاده ی حاکمیت ها از حق ، و به نام حق ، چیست؟

            بسم الله الرحمان الرحیم.

            به نظر شما بهترین و مؤثرترین راه جلوگیری از سوء استفاده ی حاکمیت ها از حق، و به نام حق، چیست؟

 

                تصویر تزئینی است

            توجه کنید:

            http://www.amontazeri.com/farsi/hoghogh/html/..%5Chtml%5C0055.htm

           [حضرت امام علی] فرمودند: "حق علي الامام أن يحكم بما انزل الله و أن يؤدي الامانة، فاذا فعل ذلك فحق علي الناس أن يسمعوا له و أن يطيعوا و أن يجيبوا اذا دعوا" (1) "بر امام لازم است آن چنان در ميان مردم حكومت كند كه خداوند دستور آن را نازل كرده است، و امانتي كه خداوند به او سپرده است را ادا كند. هرگاه چنين كند بر مردم است كه فرمان او را بشنوند و اطاعتش را بپذيرند و دعوتش را اجابت كنند."

        اين كلام حضرت صريح است در اينكه اولا حقوق مردم و حاكميت به شكل متقابل خواهد بود و اگر حاكميت حقوق مردم را تأمين ننمود حقي بر مردم نخواهد داشت، ثانيا حكومت امانتي است در اختيار حاكميت نه ابزاري براي اعمال قدرت و حكومت كردن .

قدرت و سوء استفاده از حق

       در حاكميت هاي غيرمعصومين بر فرض به دست آوردن حق حاكميت از طريق مشروع، هميشه امكان سوءاستفاده از چنين حقي وجود دارد; براي جلوگيري از چنين سوءاستفاده اي دو راه متصور است : يكي از درون و ديگري از برون .

       راه دروني عبارت است از شرايط و صفاتي كه براي دارندگان اهرمهاي قدرت مقرر و معين مي‎شود; مانند: داشتن تقوا، تعهد، عدالت و نظاير اينها.


[1] الميزان، ذيل آيات 58 - 44 سوره نساء، ج 4، ص 385.

 

            http://www.amontazeri.com/farsi/hoghogh/html/0056.htm

            اين راه در عمل چندان موفق و مؤثر نمي باشد; زيرا كسي كه در قدرت و حاكميت است به آساني راههاي شرعي كردن كارهاي خود را هموار مي‎كند و مي‎تواند شرايط و صفات ذكر شده را با تشخيص خود و يا گروهها و نهادهايي كه وابسته به قدرت و حاكميت هستند و مسئول احراز آن شرايط و صفات مي‎باشند، احراز شده تلقي نمايد.

           اضافه بر اين بر فرض وجود سلامت نفس و وجود شرايط ذكرشده در حاكمان، امكان خطاهاي بزرگ كه منجر به تضييع حقوق مردم و ظلم بر آنان به نام عدالت مي‎شود هميشه وجود دارد، و چه بسا مظالمي كه با بودن تقوا و عدالت در حاكمان به نام عدالت و خدمت به شكل قانوني اعمال گردد.

           از سوي ديگر امكان دارد انسان باتقوا بر مسند قدرت قرارگيرد اما ناخودآگاه و حتي با حسن نيت تحت تأثير قدرت قرار گرفته و استبداد را پيشه حكومت كند، همان گونه كه حضرت علي (ع) مي‎فرمايند: "من ملك استأثر" (1) يعني كسي كه صاحب قدرت مي‎شود به استبداد و خودمحوري كشيده مي‎شود.

          از اين رو بهترين و مؤثرترين راه جلوگيري از سوءاستفاده حاكميت ها از حق و به نام حق، راه دوم يعني مكانيزمهاي بيروني است ; و آن نهادينه نمودن نظارت مردمي و تأمين آزاديهاي سياسي و فكري در قالب احزاب و جمعيت هاي قانوني و نشريات و رسانه هاي غيروابسته


[1] نهج البلاغه صبحي صالح، قصار 160.

 

            http://www.amontazeri.com/farsi/hoghogh/html/0057.htm

            به قدرت حاكميت، و همچنين تفكيك قواي حاكميت و عدم تمركز آنها در يك نفر يا چند نفر ثابت و معين، و نيز محدود نمودن زمان حاكميت حاكمان و پاسخگو بودن آنان خواهد بود.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و پنجم تیر 1388ساعت 21:36  توسط سیدعباس سیدمحمدی  | 

ارتباط مردم و مطبوعات و سه قوه و صدا و سیما با «آزادی»

            بسم الله الرحمان الرحیم.

 

                           http://korkodil.files.wordpress.com/2007/09/shariati.jpg

            قانون اساسی ی جمهوری ی اسلامی ی ایران:

 

اصل ۲

جمهوری اسلامی، نظامی است بر پایه ایمان به:‏

..........

6 کرامت و ارزش والای انسان و آزادی توأم با مسئولیت او در برابر خدا، که ...

 

اصل ۳

دولت جمهوری اسلامی ایران موظف است برای نیل به اهداف مذکور در اصل دوم، همه امکانات خود را برای امور زیر به کار برد:

..........

7 تأمین آزادیهای سیاسی و اجتماعی در حدود قانون.

 

اصل ۹

در جمهوری اسلامی ایران، آزادی و استقلال و وحدت و تمامیت اراضی کشور از یکدیگر تفکیک ناپذیرند و حفظ آنها وظیفه دولت و آحاد ملت است. هیچ فرد یا گروه یا مقامی حق ندارد به نام استفاده از آزادی، به استقلال سیاسی، فرهنگی، اقتصادی، نظامی و تمامیت ارضی ایران کمترین خدشه‏ای وارد کند و هیچ مقامی حق ندارد به نام حفظ استقلال و تمامیت ارضی کشور آزادیهای مشروع را، هر چند با وضع قوانین و مقررات، سلب کند.

 

اصل ۲۴

نشریات و مطبوعات در بیان مطالب آزادند مگر آن که مخل به مبانی اسلام یا حقوق عمومی باشد. تفصیل آن را قانون معین می‌کند.

اصل ۲۶

احزاب، جمعیت‏ها، انجمن‏های سیاسی و صنفی و انجمنهای اسلامی یا اقلیتهای دینی شناخته‌شده آزادند، مشروط به این که اصول استقلال، آزادی، وحدت ملی، موازین اسلامی و اساس جمهوری اسلامی را نقض نکنند. هیچ‌کس را نمی‌توان از شرکت در آنها منع کرد یا به شرکت در یکی از آنها مجبور ساخت.

 

اصل ۲۷

تشکیل اجتماعات و راه‏پیمایی‏ها، بدون حمل سلاح، به شرط آن که مخل به مبانی اسلام نباشد آزاد است.‏‏

اصل ۶۷ - سوگند نمایندگان مجلس

نمایندگان باید در نخستین جلسه مجلس به ترتیب زیر سوگند یاد کنند و متن قسم‏نامه را امضاء نمایند. بسم‏الله‏الرحمن‏الرحیم
"من در برابر قرآن مجید، به خدای قادر متعال سوگند یاد می‌کنم و با تکیه بر شرف انسانی خویش تعهد می‌نمایم که پاسدار حریم اسلام و نگاهبان دستاوردهای انقلاب اسلامی ملت ایران و مبانی جمهوری اسلامی باشم، ودیعه‏ای را که ملت به ما سپرده به عنوا ن امینی عادل پاسداری کنم و در انجام وظایف وکالت، امانت و تقوی را رعایت نمایم و همواره به استقلال و اعتلای کشور و حفظ حقوق ملت و خدمت به مردم پایبند باشم، از قانون اساسی دفاع کنم و در گفته‏ها و نوشته‏ها و اظهارنظرها، استقلال کشور و آزادی مردم و تأمین مصالح آنها را مد نظر داشته باشم."
نمایندگان اقلیتهای دینی این سوگند را با ذکر کتاب آسمانی خود یاد خواهند کرد.
نمایندگانی که در جلسه نخست شرکت ندارند باید در اولین جلسه‏ای که حضور پیدا می‌کنند مراسم سوگند را به جای آوردند.

 

اصل ۱۲۱ - سوگند رییس جمهور

رییس جمهور در مجلس شورای اسلامی در جلسه‏ای که با حضور رییس قوه قضاییه و اعضای شورای نگهبان تشکیل می‏شود به ترتیب زیر سوگند یاد می‌کند و سوگندنامه را امضاء می‌نماید. بسم‏الله‏الرحمن‏الرحیم "من به عنوان رییس جمهور در پیشگاه قرآن کریم و در برابر ملت ایران به خداوند قادر متعال سوگند یاد می‌کنم که پاسدار مذهب رسمی و نظام جمهوری اسلامی و قانون اساسی کشور باشم و همه استعداد و صلاحیت خویش را در راه ایفای مسوولیتهایی که بر عهده‏ گرفته‏ام به کار گیرم و خود را وقف خدمت به مردم و اعتلای کشور، ترویج دین و اخلاق، پشتیبانی از حق و گسترش عدالت سازم و از هر گونه خودکامگی بپرهیزم و از آزادی و حرمت اشخاص و حقوقی که قانون اساسی برای ملت شناخته است حمایت کنم. در حراست از مرزها و استقلال سیاسی و اقتصادی و فرهنگی کشور از هیچ اقدامی دریغ نورزم و با استعانت از خداوند و پیروی از پیامبر اسلام و اإمه اطهار علیهم‏السلام قدرتی را که ملت به عنوان امانتی مقدس به من سپرده است همچون امینی پارسا و فداکار نگاهدار باشم و آن را به منتخب ملت پس از خود بسپارم."

اصل ۱۵۴

جمهوری اسلامی ایران سعادت انسان در کل جامعه بشری را آرمان خود می‌داند و استقلال و آزادی و حکومت حق و عدل را حق همه مردم جهان می‌شناسد. بنا بر این در عین خودداری کامل از هر گونه دخالت در امور داخلی ملتهای دیگر، از مبارزه حق‏طلبانه مستضعفین در برابر مستکبرین در هر نقطه از جهان حمایت می‌کند.

اصل ۱۵۶ - وظایف قوه قضاییه

قوه قضاییه قوه‏ای است مستقل که پشتیبان حقوق فردی و اجتماعی و مسیول تحقق بخشند به عدالت و عهده‏دار وظایف زیر است‏: ۱ - رسیدگی و صدور حکم در مورد تظلمات، تعدیات، شکایات، حل و فصل دعاوی و رفع خصومات و اخذ تصمیم و اقدام لازم در آن قسمت از امور حسبیه، که قانون معین می‌کند. ۲ - احیای حقوق عامه و گسترش عدل و آزادیهای مشروع. ۳ - نظارت بر حسن اجرای قوانین. ۴ - کشف جرم و تعقیب مجازات و تعزیر مجرمین و اجرای حدود و مقررات مدون جزایی اسلام. ۵ - اقدام مناسب برای پیشگیری از وقوع جرم و اصلاح مجرمین.

اصل ۱۷۵

در صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران، آزادی بیان و نشر افکار با رعایت موازین اسلامی و مصالح کشور باید تأمین گردد. نصب و عزل رییس سازمان صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران با مقام رهبری است و شورایی مرکب از نمایندگان رییس جمهور و رییس قوه قضاییه و مجلس شورای اسلامی (هر کدام دو نفر) نظارت بر این سازمان خواهند داشت. خط مشی و ترتیب اداره سازمان و نظارت بر آن را قانون معین می‌کند.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم تیر 1388ساعت 19:21  توسط سیدعباس سیدمحمدی  | 

نبینید چه می گوییم ببینید چه می کنیم

            بسم الله الرحمان الرحیم.

            ادوین میز (Edwin Meese)، مشاور رئیس جمهوری ریگان (Ronald Wilson Reagan) (1981)، به نقل از آستین رنی (Austin Ranney)، حکومت: آشنایی با علم سیاست، ترجمه ی لی لا سازگار، تهران، مرکز نشر دانشگاهی، 1374؛ ص 104: «نبینید که چه می گوییم. ببینید که چه می کنیم.»

            ظاهراً معادل انگلیسی ی سخنان ادوین میز به این صورت است:

            Don’t watch what we say, watch what we do

            و ظاهراً این جمله را افراد مختلفی گفته اند، و بنده منبع اینترنتی نیافتم که این جمله را به ادوین میز نسبت داده باشد.

+ نوشته شده در  شنبه بیستم تیر 1388ساعت 20:57  توسط سیدعباس سیدمحمدی  | 

وطن من وطن من وطن من

            بسم الله الرحمان الرحیم.

            شعر از ملک الشعراء بهار، به نقل از http://www.everlastingsongs.ir/post/tag/%D9%BE%D8%B1%D9%88%DB%8C%D8%B2+%D9%85%D8%B4%DA%A9%D8%A7%D8%AA%DB%8C%D8%A7%D9%86  :

 

ای خطه ایران مهین، ای وطن من
ای گشته به مهر تو عجین، جان و تن من

دور از تو گل و لاله و سرو و سمنم نیست
ای باغ و گل و لاله و سرو و سمن من

تا هست کنار تو پر از لشکر دشمن
هرگز نشود خالی از دل محن من

دردا و دریغا که چنان گشتی بی من
کز بافته خویش نداری کفن من

امروز همی گویم با محنت بسیار
دردا و دریغا وطن من، وطن من

            طبق http://www.shahrvandemrouz.com/content/66/default.aspx منبع (کتبی ی) شعر چنین است: بهار، دیوان، صص 217—216.

            ظاهراً در بیشتر منابع در اینترنت، واژه ای که در مصرع اول است، مِهین (mehin) است. من وقتی غیر دقیق تصنیف را گوش می کردم، که مرحوم ایرج بسطامی می خواند، گمان می کنم شنیدم میهن (mihan)، و وقتی شعر را در اینترنت جست و جو می کردم، گمان می کردم «ای خطه ی ایران میهن ای وطن من» را دارم جست و جو می کنم. حالا به راستی مهین (mehin) است، یا میهن (mihan)، فعلاً نمی دانم. به یکی از دوستان ادبیاتی ام هم تلفن کردم. ایشان گفت به دو نفر از مشاهیر اُدبا تلفن کرده (گمانم یکی از آنان دکتر یاحقّی بوده) و آن استادان حضور ذهن دقیق نداشته اند.

 

                                       http://www.saeedzamani.com/weblog/nama/Photos/Spring.jpg

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم تیر 1388ساعت 22:32  توسط سیدعباس سیدمحمدی  | 

برای رهایی از زندگی ی نخستینی و آلوده ی اَعراب سئالات خود را به مئسسه ی ... بفرستید

            بسم الله الرحمان الرحیم.

            یک) عیناً به نقل از http://roshantorani.blogfa.com/post-51.aspx :

پارسی یا فارسی؟؟؟

درود بی کران

گفته یِ کوچک ی  هست می خواستم به شما بگم تا دیدگاه ِ شما رو هم بشنوم. می دونین که بسیار ی از واژه ها در پارسی از عربی اومدن و عرب ها هم زنده گی یِ آلوده و  نخستین ی دارن. به این بیندیشین که برخی گاه ها می توان به ساده گی بسیار ی از واژه ها رو به کار نبرد. پیشنهاد می کنم تا جا یِ شدنی در این اندیشه کنین و پارسی را پارسی کنیم.

پی نوشت: واژه ها یِ گزیده یِ این نوشته به دست ِ سید احمد رضا حسینی نگاشته شده اند. این واژه ها به بایست بهترین ها نیستند. پیشنهاد ها یِ خود را در بخش دیدگاه ها بگذارید.

*: از این به بعد نظرات ِ این پست به صورت ِ انتخابی توسط ِ نویسنده یِ وبلاگ بررسی و در صورت تشخیص ِ عدم ِ نیاز پاک می شوند.

            دو) عیناً به نقل از http://roshantorani.blogfa.com/post-77.aspx :

درود.
تو سایت ِ مئسسه ای در Dartmouth چند تا جمله یِ تاریخی دیدم

            سه) عیناً به نقل از http://roshantorani.blogfa.com/post-65.aspx :

سعی خواهم کرد یکی دوتا از سئال ها یِ خوب دروه رو بنویسم.

            چهار) عیناً به نقل از http://roshantorani.blogfa.com/post-48.aspx :

کتاب ِ خوبی واسه یِ شروع ه به شرط ِ این که ذهنیت ِ خوبی از توپولوژی داشته باشین.

            پنج) عیناً به نقل از http://roshantorani.blogfa.com/post-43.aspx :

            و در مورد ِ سئالات ی که ممکن ه مطرح بشه بحث می شه مثلاً " آیا بار با چگالی یِ یکنواخت ِ خطی رو یِ یک رسانا یِ میله ای قرار می گیرد؟ "

            شش) ظاهراً نویسنده ی وبلاگی که چند لینک از ایشان را نقل کردم (روشن تورانی؟)، در رسم خط، از محمد خرمی تأثیر پذیرفته است. بنده چون فیزیک خوان هستم، محمد خرمی را دورادور می شناسم. البته نمی دانستم، که طبق معرفینامه اش در http://www.mamwad.org/pcv.pdf ، ایشان می نویسد:

            ــ پاسخ به برخ ی از سئالات

            ــ حساب ان

            ــ پی وسته

            ــ خلﺊ ِ کاذب

            ــ اَین شتَین [سیدعباس سیدمحمدی: یعنی فیزیکدان معروف: Albert Einstein ]

            ــ دست ِ مان

            ــ تله سکپ ِ فضایی

            ــ جایزه ی ِ نُبــِل

            ــ تپولوژی

            ــ دی یُد

            ــ کَه کشان

            ــ منشﺊ ِ فوران گرها

            ــ تئخیر

            ــ رکُرد

            ــ مقاله ی تئلیفی

+ نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم تیر 1388ساعت 22:16  توسط سیدعباس سیدمحمدی  | 

یا هدایت شو ، یا زورزورکی هدایتت می کنم!

            بسم الله الرحمان الرحیم.

            قال فرعون ما أریکم إلّا ما أری و ما أهدیکم إلّا سبیل الرّشاد (غافر، 29) فرعون گفت به صلاح شما نمی دانم جز چیزی را که خود صلاح می دانم، و شما را جز به راه رشد و راستی هدایت نمی کنم (ترجمه از بهاء الدین خرمشاهی).

+ نوشته شده در  یکشنبه چهاردهم تیر 1388ساعت 22:21  توسط سیدعباس سیدمحمدی  | 

این گروهکها

             بسم الله الرحمان الرحیم.

            گروهک جبهه ی مشارکت ایران اسلامی. گروهک سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی. گروهک مجمع روحانیون مبارز. گروهک مجمع محققین و مدرسین حوزه ی علمیه ی قم. گروهک طرفداران میرحسین موسوی. میرحسین، سرکرده ی این گروهک. گروهک طرفداران مهدی کروبی. کروبی، سرکرده ی این گروهک. این گروهکها، این بزغاله ها، این خس و خاشاکها، این انسان نماها، این منافقها، این معاندها، این انگلیسی ها، این آمریکائی ها.

                          http://rezafathi.persiangig.ir/image/WEBLOG/88/mir%20hossein.jpg

 

+ نوشته شده در  شنبه سیزدهم تیر 1388ساعت 22:44  توسط سیدعباس سیدمحمدی  | 

حرکت خودجوش افراد بسیجی

            بسم الله الرحمان الرحیم.

 

                http://sheikh2.persiangig.com/other/1245677366.JPG

            یک) این روزها، نام «قانون» زیاد شنیده می شود.

            دو، الف) نص قانون اساسی ی جمهوری ی اسلامی ی ایران:

            اصل ۷۶

             مجلس شورای اسلامی حق تحقیق و تفحص در تمام امور کشور را دارد.

            دو، ب) بنده فقیه نیستم حقوقدان هم نیستم، ولی این گونه می فهمم که «تمام امور کشور» یعنی «تمام امور کشور»، نه که «تمام امور کشور» یعنی «بعضی از امور کشور».

 

            سه) ببینید معاون وزیر کشور و معاون وزیر اطلاعات و فرمانده ی بسیج، چه بااقتدار با مجلس رودررو می شوند. ببینید مجلس، که طبق نص قانون اساسی حق تحقیق و تفحص در تمام امور کشور را دارد، و طبق بیانات مرحوم آیت الله خمینی «خلاصه ی ملت و عصاره ی ملت است»، و طبق بیانات ایشان «مجلس شوراى اسلامى، كه در رأس تمام نهادهاى نظام جمهورى اسلامى است‏»، عملاً چه قدر قدرت دارد. عیناً به نقل از روزنامه ی اعتماد، یازده تیر 1388؛ صفحه ی دو:

 

پس از ديدار فراکسيون اصولگرايان با فرمانده بسيج تقويت شد

 

احتمال توقف فعاليت کميته حقيقت ياب مجلس

 

گروه سياسي؛ پس از حدود دو هفته فشار مضاعف به علي لاريجاني و نمايندگان مجلس مبني بر عدم ورود به ماجراي مناقشات اخير، سرانجام نتايج اين جلسه ارائه نشده و مسوولان امنيتي کشور از اين کميته خواستند نتايجي را که تاکنون به دست آورده اند به مسوولان ذي ربط ارائه داده و بررسي هاي خود را به اتمام برسانند. دو شب پيش فراکسيون اصولگرايان مجلس با معاون وزير اطلاعات، معاون وزير کشور و فرمانده کل بسيج جلسه داشتند. گرچه وزير اطلاعات و کشور باز هم (براي سومين بار) حاضر نشود به دعوت نماينده ها پاسخ مثبت بدهند اما معاونان آنها در ديدار با نماينده هاي جناح راستي مجلس از آنها خواستند مجلس در حد قوه مقننه رفتار کرده و بيش از اين وارد مناقشات نشوند. در نهايت اينکه مسوولان اطلاعاتي و امنيتي به گفته علي عباسپور رئيس کميسيون آموزش و تحقيقات از کميته حقيقت ياب خواستند بيش از اين تحقيقات و بررسي هاي خود را ادامه نداده و نتايجي را که تاکنون به دست آورده اند به مسوولان مربوطه ارائه داده و پرونده هاي کنوني را مختومه کنند. اين درخواست البته دو هفته پيش هم مطرح شده بود. درست يک هفته پس از تشکيل کميته اول حقيقت ياب که قرار بود ماجراي حمله به کوي دانشگاه و مجتمع مسکوني نمايندگان و مجتمع سبحان را بررسي کند، حميدرضا کاتوزيان يکي از فعال ترين اعضاي کميته به جمع خبرنگاران آمد و گفت به ما گفته اند «نبايد فراتر از محدوده وظايف مجلس در موضوعات وارد شويد.» اين اولين هشدار بود و در سه هفته گذشته اين فشارها بارها به صحن علني مجلس کشيده شد و بارها حاميان دولت در قالب نطق و تذکر به هيات رئيسه از جمله به علي لاريجاني هشدار دادند که بايد کار اين کميته لغو شود. اما به گفته نمايندگان اوج اين اعتراض ها در جلسه سه شنبه بعد از ظهر فراکسيون اصولگرايان بوده است. گرچه ترکيب اين فراکسيون به گونه يي است که در نهايت 80 نماينده حامي دولت هستند و حدود 120 نماينده حامي لاريجاني و سياست هاي در پيش گرفته وي، با اين حال معاونان وزير در يک هماهنگي با فرمانده نيروي مقاومت بسيج عنوان کردند خود کاملاً بر موضوعات مسلط بوده و تمام زواياي پنهان آن را دريافته اند و بر اين اساس نيازي به کمک بيش از اين مجلس نيست. حتي محسن کوهکن در پاسخ به اين سوال که چرا مقامات مسوول خواستار پايان دادن به فعاليت کميته مذکور شدند، گفت؛ «آنها از باب محدود کردن مجلس چنين مباحثي را مطرح نمي کنند اما استنادشان اين است که وقتي چند دستگاه ذي صلاح به اين موضوعات رسيدگي مي کنند، ورود مجلس چندان قابل پذيرش نيست. البته اين توجيه چندان نتوانسته نمايندگان را قانع کند، اما فعلاً در غيبت لاريجاني و سفرش به الجزاير، طرف مقابل چند گام به جلو آمده و مجلس را تحت فشار گذاشته است.

درخواست بايکوت شدن شامل کميته حقيقت ياب، ماجراي کشته شد گان ميدان آزادي و همچنين کميته بررسي بازداشت ها هم مي شود. البته محدود کردن نمايندگان مجلس تنها محدود به اين کميته نمي شود چراکه 54 نماينده يي که از وزير کشور به خاطر ضرب و شتم مردم سوال کرده بودند، روز سه شنبه در راهروهاي مجلس با رايزني هاي گسترده رابطان پارلماني وزير کشور روبه رو بودند تا از سوال خود انصراف دهند تا جايي که از جمشيد انصاري طراح سوال فوق چند بار خواسته شد تا بپذيرد حتي براي طرح سوال از وزير به جلسه کميسيون امنيت ملي مجلس نرود. البته اين رايزني ها بي نتيجه ماند و نزديک به 40 نماينده براي پيگيري سوال شان به کميسيون امنيت ملي مي روند اما وزير کشور نمي آيد تا سوال نمايندگان همچنان به تاخير بيفتد. چند ساعت بعد که جلسه فراکسيون با مسوولان امنيتي و اطلاعاتي تشکيل مي شود، مسوولان دو وزارتخانه مذکور شروع به دادن گزارش به همراه گلايه مي کنند. به گفته علي اصغر زارعي، فرمانده نيروي مقاومت بسيج در اين جلسه گزارشي از حوادث قبل و بعد از انتخابات و فعاليت هاي بسيج در اين دوره ارائه کرد. ولي اسماعيلي عضو شوراي مرکزي اصولگرايان مجلس نيز در مورد جلسه عصر سه شنبه مجمع عمومي فراکسيون اصولگرايان گفت؛ در اين جلسه با حضور معاون وزير اطلاعات اغتشاشات اخير مورد بررسي قرار گرفت. مسوولان نيروهاي امنيتي و انتظامي و بسيج توضيحات مفصلي در خصوص مسائل قبل، روز انتخابات و پس از آن ارائه کردند. نمايندگان مجلس در اين جلسه سوال هايي را در خصوص برخورد نيروهاي انتظامي مطرح کردند که به آنها پاسخ داده شد. به گفته زارعي در اين جلسه حجت الاسلام طائب فرمانده بسيج گزارشي از حوادث قبل و بعد از انتخابات اخير و نيز فعاليت سازمان نيروي مقاومت بسيج ارائه داد. اسماعيلي با اشاره به پرسش نمايندگان از مسوولان مذکور در خصوص شدت برخورد نيروهاي انتظامي با مردم و پاسخ آنان گفت؛ البته برخي مسائل جنبه محرمانه دارد هرچند توضيحات مسوولان در خصوص اغتشاشات ذهن نمايندگان را در موارد زيادي روشن کرد. اما برخي از نمايندگان هم عنوان مي کنند فرمانده بسيج اصلاً حاضر نشد در مورد لباس شخصي هايي که در قالب بسيج در حوادث اين مدت ديده شدند، توضيح دهد. يکي از نمايندگان اصولگرا که خواست نامش بيان نشود، در مورد سخنان طائب گفت؛ «کميته حقيقت ياب مجلس حتي تصاوير افراد لباس شخصي را که به منزل نمايندگان حمله کردند در اختيار دارد. اين افراد شناسايي شدند اما آقاي طائب عنوان مي کرد بسيج برنامه يي براي سازماندهي آنها نداشته و حرکت اين افراد بسيجي خودجوش بوده است.» موضوع مجتمع مسکوني نمايندگان يکي از ماجراهاي مهمي است که کميته حقيقت ياب مجلس به نتايج قابل توجهي در آن دست يافته است. به گفته حميدرضا کاتوزيان از نمايندگان عضو اين کميته، ساعت 2نيمه شب سه شنبه به برج مسکوني نمايندگان در سعادت آباد توسط لباس شخصي ها حمله مي شود که اين افراد داراي بيسيم و ساير تجهيزات بودند و اقدام به تخريب پاويون مجتمع ها و خودروهاي نمايندگان مي کنند. ثروتي، تابش، حسيني و حتي تعدادي از نمايندگان سابق مانند تمدن که هم اکنون استاندار تهران است در اين مجتمع ها زندگي مي کنند. تصاوير دوربين هاي مداربسته اين مجتمع ها در اختيار کميته حقيقت ياب و حتي وزارت اطلاعات قرار داده مي شود. در حال حاضر کميته فوق اصرار دارد بايد با اين افراد که ماهيت آنها مشخص است، برخورد شود. کميته در مورد کوي دانشگاه هم به نتايج قابل تاملي رسيده است. عباسپور رئيس کميسيون آموزش و تحقيقات خبر داد کميته فوق به مجوزهايي براي ورود نيروي انتظامي دست يافته که بر اساس آن شوراي تامين استان مجوز ورود به کوي دانشگاه را داد. سخنگوي هيات رئيسه هم اعلام کرد مجوزي از سوي فرهاد رهبر رئيس دانشگاه صادر شده است.

فرهاد رهبر هم که سرانجام سکوت را شکست و اعلام کرد اطلاع داشته نيروي انتظامي وارد کوي شده اما او مجوز ورود صادر نکرده است. بر اين اساس کميته حقيقت ياب به يافته هاي جدل برانگيزي دست يافت. در مورد کشته شده هاي روز دوشنبه ميدان آزادي هم که کميته توانسته مقصران اصلي را شناسايي کند، در مورد بازداشت شده ها هم مجلس مصمم است بتواند به ديدار بازداشتي ها برود؛ تلاشي که هيات رئيسه مجلس هم به دنبال دست يافتن آن است. حال بايد منتظر ماند و ديد آيا علي لاريجاني پس از برگشت از الجزاير کوتاه آمده يا همچنان مصر است با وجود مخالفت ها اين موضوع را ادامه دهد.

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه یازدهم تیر 1388ساعت 18:53  توسط سیدعباس سیدمحمدی  | 

رسول الله: هر كس بشنود مردى از او يارى مى‏طلبد ، اما جوابش را نگويد ، مسلمان نيست

            بسم الله الرحمان الرحیم.

            رسول الله صلی علیه و آله و سلم: من سمع رجلا ينادى يا للمسلمين فلم يجبه فليس بمسلم / هر كس بشنود مردى از او يارى مى‏طلبد، اما جوابش را نگويد، مسلمان نيست. اصول كافى، ج‏3، ص‏239 ، به نقل از http://www.balagh.net/persian/akhlaq/maqalat/06/36/01.htm

 

+ نوشته شده در  دوشنبه هشتم تیر 1388ساعت 22:56  توسط سیدعباس سیدمحمدی  | 

بهشتی: (در عصر غیبت) کل ملت هم در امامت سهیم است ؛ کدیور: ولایت عمومی ی مؤمنین

               بسم الله الرحمان الرحیم.

            امروز هفتم تیر است، و سالروز درگذشت سیدمحمد حسینی ی بهشتی، در حادثه ی تروریستی. امروز، در صف بندی هایی که در جامعه ی ما هست، فرزندان مرحوم بهشتی (اگر اشتباه نکنم = تمام پسرها و تمام دخترهای ایشان)، حامی ی میرحسین موسوی هستند.

                                http://fardanews.com/files/fa/news/1386/4/8/1098_611.jpg

            قسمتهایی از نظرات مرحوم بهشتی (درباره ی حکومت در جامعه ی اسلامی در عصر غیبت؟) را از روزنامه ی صدای عدالت، دوشنبه، اول تیر 1388، صفحه ی 5 نقل می کنم:

            ــ امامت و امت نسبت به یکدیگر مسئول و متعهدند، با تعهد و مسئولیت متقابل.

            ــ من اصلا یک رابطه یک طرفه را نمی پسندم و می گویم در هر جامعه ای که رهبری، رابطه یک طرفه دارد، جامعه به رشد واقعی خودش نرسیده و بسیار عالی است که ما امامت عمومی را هم داشته باشیم یعنی کل ملت هم در امامت سهیم است. (نظر مرحوم بهشتی را مقایسه کنید با محسن کدیور، حکومت ولایی، تهران، نشر نی، 1387، ص 75: ولایت عمومی مؤمنین می تواند اساس فلسفۀ سیاسی اسلام در عصر غیبت معصوم قرار گیرد.)

                                                        http://www.mshohada.ir/pics/small/small_img369.jpg

 

            بنده در http://seyyedmohammadi.blogfa.com/post-185.aspx گفته بودم:

            «لطف الله میثمی (گفت و گو با او)، «می گفتند دکتر است یا آیت الله؟»، یادنامه ی روزنامه ی شرق، شماره ی 3، ویژه ی دکتر شریعتی و دکتر بهشتی، تیر 1384؛ ص 26 (از ص 26—25):

            ... 10 بهمن 57 در بهشت زهرا مراسم بود. قرار بود امام بیایند که نیامدند. در آن مراسم آقای بهشتی سخنرانی کرد. آنجا مطرح کرد که ما جمهوری دموکراتیک اسلامی می خواهیم. تعجب می کنم که آن سخنرانی بعدها پخش نشد و مکتوبش را هم ندیده ام. خیلی هم شفاف بود. آقای خامنه ای را هم در آنجا دیدم و ارتباط ما با ایشان برقرار شد و ادامه پیدا کرد. بعد از آن بود که مهندس بازرگان جمهوری دموکراتیک اسلامی را مطرح کرد. اول دکتر بهشتی مطرح کرد. ایشان تفکر دموکراتیک را قبول داشت. ناگفته نماند که آقایان رجایی و توسلی می گفتند که در خانه اش هم رفتار بسیار خوبی دارد و در تربیت بچه ها و خانواده خیلی موفق بوده است. بچه هایش اصلاً به آقازاده ها شبیه نبودند. می گفتند کتاب کاپیتال مارکس را به زبان آلمانی خوانده است. درست یادم نیست ولی گویا جمعی در تهران داشتند که آن را با هم می خواندند و متن آلمانی را با ترجمه ی فارسی تطبیق می دادند ...»

                                                          http://www.mshohada.ir/pics/small/small_img374.jpg

 

               طبق آنچه عیناً از قسمتهای مختلف صحیفه ی امام خمینی نقل می کنم، امام خمینی رحمت الله علیه، خیلی خیلی شدید مخالف بوده است با این که عنوان نظام سیاسی ی ایران «جمهوری ی دموکراتیک اسلامی» باشد. همچنین، از دید ایشان، این که نام یک حزب، «حزب خلق مسلمان» باشد، پسندیده نیست (هرچند آیت الله سیدمحمدکاظم شریعتمداری آن حزب را تأیید کند)، و کلمه ی «خلق»، در «حزب خلق مسلمان»، چیزی مشابه «توده» در عنوان «حزب توده» است، و «اين حزب خلق مسلمان على التحقيق ريشه ی خارجى دارد».

            دیدید، که طبق لطف الله میثمی، مرحوم سیدمحمد حسینی ی بهشتی، قبل از مرحوم مهدی ی بازرگان، جمهوری ی دموکراتیک اسلامی را پیشنهاد داده بوده. طبق آنچه عیناً از قسمتهای مختلف صحیفه ی امام خمینی نقل می کنم، کسانی که پیشنهاددهنده یا حامی ی«جمهوری ی دموکراتیک» یا «جمهوری ی دموکراتیک اسلامی» هستند، از دید امام خمینی این طور هستند:

ــ طرفدار فرم غربی؛

ــ شیاطین؛

ــ طرفدار رنگ غرب؛

ــ صاحبان قلمهای مسموم؛

ــ افرادی که در خارج بوده اند و برای میوه چیدن آمیده اند؛

ــ خائن؛

ــ غربزده؛

ــ جاهل؛

ــ بی بند و بار یا طرفدار بی بند و باری؛

ــ مقلّد؛

ــ توطئه گر؛

ــ افرادی که در پرده صحبت می کنند؛

ــ افراد اهل خدعه؛

ــ افرادی که از اسلام می ترسند؛

ــ کسانی که گرایشی به بودن مراکز فحشا دارند؛

ــ کسانی که گرایشی به بودن مشروب فروشی دارند.

            یک) قسمتهای مختلف بیانات امام خمینی درباره ی شایسته نبودن «جمهوری ی دموکراتیک اسلامی»، عیناً به نقل از صحیفه ی امام خمینی:

            1) آرمان ملت، «جمهورى اسلامى»

ما تا آخرْ نفس ايستاده‏ايم. من اين يك سال، دو سال آخر عمر را وقف شما كرده‏ام. از شما مى‏خواهم، از ملت مى‏خواهم كه اين نهضت را نگه دارند تا تأسيس حكومت عدل اسلامى. از آن وقت تا حالا مى‏گفتيد تا مرگ اين كذا «1» نهضت ادامه دارد، حالا بايد بگوييد تا اقامه حكومت اسلامى نهضت ادامه دارد. آنكه ملت ما مى‏خواهد جمهورى اسلامى است نه جمهورى فقط، نه جمهورى دمكراتيك، نه جمهورى دمكراتيك اسلامى؛ «جمهورى اسلامى»

            2) آنچه كه من از شما ملت ايران مى‏خواهم، اين است كه بيدار باشيد؛ خون عزيزان خودتان را هدر ندهيد. كلمه «دمكراتيك» را از آن نترسيد؛ يا حذفش را نترسيد. اين فرمِ غربى است؛ ما فرمهاى غربى را نمى‏پذيريم. ما تمدن غرب را قبول داريم لكن مفاسدش را نمى‏پذيريم‏

             3) فقط «جمهورى اسلامى»

از اين جهت لازم است كه آقايان، اينهايى كه قدرت بر اين معنا دارند كه تشريف ببرند در بلاد و در محالّى كه آشنا هستند يا غير آشنا، و مسائل را براى آنها بگويند و آنها را روشن كنند و دعوت كنند به اينكه رأى بدهيد به جمهورى اسلامى- اين هم با همين كلمه: نه يك حرف زيادتر و نه يك حرف كمتر- براى اينكه الآن شياطين افتاده‏اند دنبال اينكه «جمهورىِ» محض، همين جمهورى باشد، «جمهورى دمكراتيك» باشد و از اين حرفها، براى اينكه آقايان تشريف ببرند و رفع ابهام بكنند، اين خوب است

            4) تحول معجزه‏آساى توده‏ها از اسلام‏

و به اين زودى نمى‏توانيد شما برگرديد؛ لكن همت كنيد برگرديد. شما حالا

                        صحيفه امام، ج‏6، ص: 331

مى‏خواهيد بگوييد روى پاى خودمان مى‏خواهيم بايستيم، باز هم رنگ غرب؟! حالايى كه مى‏گوييد روى پاى خودمان، باز هم «جمهورى دمكراتيك»؟! يعنى جمهورى غربى؟! مستقليم ما؛ ما مى‏خواهيم مستقل باشيم. ما اسلام است مذهبمان. ما قوانينمان قوانين اسلام است؛ قوانين غنى اسلام است. همه چيز بايد متحول بشود

            5) آنها كه در خارج بودند و براى ميوه‏چينى آمده‏اند، و آنها كه در صدرهاى بالا نشستند و منظره‏ها را نگاه كردند يا كمك كردند به رژيم و حالا به صورت انقلاب [ى‏] درآمده‏اند، آنها را نپذيريد و نمى‏پذيريم.

آنها كه قلمهاى مسموم را گرفته‏اند و بر خلاف اسلام چيز مى‏نويسند و «ملى» و «دمكراتيك» و اين حرفها را به ميان مى‏آورند، از آنها نپذيريد.

            6) امروز بايد شعار همان شعار اسلامى باشد: «جمهورى اسلامى». آنها كه اصرار دارند اسلام را از كنار جمهورى كنار بگذارند، اينها خائنانى هستند كه در ملت مى‏خواهند اختلاف ايجاد كنند. آنها كه مى‏خواهند كلمه «دمكراتيك» را بر اين عبارت اضافه كنند، آنها غربزدگانى هستند كه نمى‏فهمند چه مى‏گويند.

آنها كه در نوشتجات خودشان دم از دمكراتيك مى‏زنند، اينها يا جاهلند و نمى‏فهمند چه مى‏كنند، يا عامدند و خائن. مطبوعات تجديد نظر بكنند در نوشته‏هاى خود. قلمداران تجديد نظر بكنند در نوشته‏هاى خود؛ بگذارند ملت به همين راهى كه مى‏رود، همين مسيرى را كه به پيروزى رسيده است به آخر برساند

           7) ملت ما خون داده است تا جمهورى اسلامى وجود پيدا كند نه جمهورى؛ نه جمهورى دمكراتيك يعنى جمهورى غربى، يعنى بى‏بند و بارى غرب. اين تقليدها را كنار بگذاريد، اين غربزدگيها را كنار بگذاريد؛ بگذاريد ملت با اين مسيرى كه [در پيش‏] گرفته است، استقلال خودش را تمام كند، و خواهد كرد ان شاء اللَّه.

            8) جمهورى مطلق باشد يا جمهورى دمكراتيك يا جمهورى اسلامى دمكراتيك. همه اينها غلط است: «جمهورى اسلامى».

          9) آنها مى‏خواهند يا جمهورى را در اينجا ايجاد كنند كه اسلام نباشد، يا جمهورى دمكراتيك را- كه باز اسلام در كار نباشد، يا جمهورى دمكراتيكى اسلامى؛ دمكراتيك را كه باز يك رنگ غربى به آن بدهند. شما بايد بيدار باشيد و جز جمهورى اسلام به هيچ چيز رأى ندهيد.

           10) فردا همه از خانه‏ها بيرون بياييد و همه رأى بدهيد به «جمهورى اسلامى». من تقاضا دارم كه همه رأى بدهيد به «جمهورى اسلامى». البته آزاد هستيد [به‏] هر چه خواستيد رأى بدهيد. و اينكه در اين ورقه‏ها «آرى» و «نه» است، شما مى‏توانيد در «نه» هر فرمى را كه مى‏خواهيد در او بگنجانيد. لازم نيست كه همان «نه» باشد؛ شما حق داريد، مى‏توانيد كه در آن ورقه بنويسيد «جمهورى دمكراتيك»، بنويسيد «رژيم سلطنتى». هر چه خواستيد بنويسيد مختار هستيد لكن البته رفراندم به معنى «آرى» و «نه» است. انتخاب نيست، رفراندم است؛ رفراندم «آرى» و «نه» است لكن شما مختاريد كه انتخاب كنيد و يكى از آن چيزهايى كه مى‏خواهيد بنويسيد.

           11) آنكه تودهنى به آنها زد جمهورى نبود، جمهورى دمكراتيك هم نبود، جمهورى دمكراتيك اسلامى هم نبود؛ جمهورى اسلامى بود.

             12) هر جا كه گفتند جمهورى بدانيد كه توطئه تو كار است. اسم اسلام را نياوردند هر جا، گفتند جمهورى دمكراتيك، بدانيد توطئه تو كار است؛ بدانيد منهاى اسلام است؛ آزادىِ منهاى اسلام است، استقلالِ منهاى اسلام است.

              13) آنها كه مى‏خواهند يك قدرى در پرده صحبت كنند، «جمهورى دمكراتيك اسلام». اينها همه خدعه است! اينها براى اين است كه از اسلام مى‏ترسند

            14) اينها مى‏خواهند كه اين جمهورى اسلامى كه از آن مى‏ترسند و اربابانشان هم از همين جمهورى اسلامى، از اسم اسلام، مى‏ترسند [نباشد] و لهذا عمالشان به اين راه افتادند كه لازم نيست جمهورى «اسلامى» باشد، خوب، «جمهورى» باشد؛ «جمهورى ايرانى» باشد؛ «جمهورى دمكراتيك» باشد. اين براى اين است كه اينها از اسلام مى‏ترسند، از اسلام آن چيزهايى كه بايد نبينند ديدند، اسلام تودهنى به آنها زد و بيرونشان كرد از مملكت‏

             15) همچو آزادى نيست كه كسى بخواهد قمار كند، بگويند «آزاد است، خودش مى‏داند»! بله، اگر چنانچه آزادى دمكراتيك بود و جمهورى، جمهورى دمكراتيك بود، آن آزاديها به حسب قاعده‏اش هست. هر كس دلش مى‏خواهد كه دكان شراب فروشى باز كند، باز كند؛ اگر دلش مى‏خواهد هم، قمارخانه باز بكند. مراكز فحشا هيچ مانعى با جمهورى دمكراتيك ندارد. اينها كه جمهورى دمكراتيك مى‏خواهند اين را مى‏خواهند. يك همچو آزادى را مى‏خواهند. و ما كه عرض مى‏كنيم جمهورى اسلامى، اين است كه روى قواعد اسلام بايد باشد. بايد مراكز فحشا بسته بشود.

            دو) قسمتی از استدلال و بیانات امام خمینی رحمت الله علیه درباره ی ناپسند بودن عنوان حزب خلق مسلمان ..........:

 

                        صحيفه امام، ج‏11، ص: 170

گفتگو [با آقاى محمد تقى فلسفى (آقاى شريعتمدارى و حزب خلق مسلمان)]

زمان: آذر 1358/ محرّم 1400

مكان: قم‏

موضوع: آقاى شريعتمدارى و حزب خلق مسلمان‏

مخاطب: فلسفى، محمد تقى‏

 [آقاى فلسفى: يك روز صبح امام به وسيله يكى از دوستان پيغام داد كه به فلانى بگوييد اينجا بيايد.

خدمت ايشان رسيديم. امام تنها بود. شروع سخن ايشان، گفتگو درباره حزب خلق مسلمان «1» بود. امام فرمودند:]

ما مى‏دانيم كه اجانب به خصوص امريكا با اين انقلاب خيلى دشمن هستند و با وسائل گوناگون به آن ضربه مى‏زنند. حالا اول كار است كه آمده‏اند و حزب درست كرده‏اند.

اين حزب خلق مسلمان على التحقيق ريشه خارجى دارد. اين كلمه «خلق» را داخل عنوان حزب گذارده‏اند- مثل اينكه كلمه «دمكراسى» را مى‏خواستند داخل نام «جمهورى اسلامى ايران» كرده و بگويند: «جمهورى دمكراتيك اسلامى ايران»؛ خلق مسلمان هم يعنى همين، خلق در فارسى همين توده است. اينها مى‏خواهند از همين حالا ميان مسلمانان زمينه جنگ درست كنند و بگويند حزب جمهورى اسلامى و حزب خلق مسلمان. اين قضيه ضربه زدن به انقلاب و پايمال كردن خونهاى مسلمانان است.

 

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم تیر 1388ساعت 17:10  توسط سیدعباس سیدمحمدی  | 

مرحوم محمدحسین جنتی لادانی فرزند آیت الله احمد جنتی

            بسم الله الرحمان الرحیم.

            در مناظره ی میرحسین موسوی و محمود احمدی نژاد، در سیزده خرداد 1388، احمدی نژاد از فرزندان ناطق نوری و از فرزندان رفسنجانی نام برد. در خطبه ی نماز جمعه ی 29 خرداد 1388، آقای خامنه ای فرمود (http://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=7190 ):

            «بنده در نماز جمعه هيچوقت رسمم نبوده است از افراد اسم بياورم؛ اما اينجا چون اسم آورده شده است، مجبورم اسم بياورم. به طور خاص از آقاى هاشمى رفسنجانى، از آقاى ناطق نورى من لازم است اسم بياورم و بايد بگويم. البته اين آقايان را كسى متهم به فساد مالى نكرده؛ حالا در مورد بستگان و كسان، هر كس هر ادعائى دارد، بايستى در مجارى قانونى خودش اثبات بشود و قبل از اثبات نميشود اينها را رسانه‏اى كرد. اگر چيزى اثبات بشود، فرقى بين آحاد جامعه نيست؛ اما اثبات نشده، نميشود اينها را مطرح كرد و قاطعاً ادعا كرد. وقتى اينجور حرفها مطرح ميشود، تلقى‏هاى نادرست در جامعه به وجود مى‏آيد، جوانها چيز ديگرى خيال ميكنند، چيز ديگرى ميفهمند.»

            درباره ی فرمایش آقای خامنه ای، بنده دو مطلب عرض می کنم:

            یک) طبق فرمایش و تأیید خود آقای خامنه ای، «اما اثبات نشده، نميشود اينها را مطرح كرد و قاطعاً ادعا كرد». توجه فرمائید که درست است که هنوز چیزی از ادعاهای محمود احمدی نژاد در مورد فرزندان ناطق نوری و فرزندان رفسنجانی اثبات نشده، ولی بر خلاف فرمایش آقای خامنه ای، که «نمی شود اینها را مطرح کرد و قاطعانه ادعا کرد»، رئیس جمهور فعلی ی ایران، یعنی محمود احمدی نژاد، این حرفها را مطرح کرده، و ظاهراً مطرح کردنش هم بر اساس حدس و گمان نیست، بلکه قطعی است. خُب. از دید آقای خامنه ای، حُکم ِ فردی که بیاید در تلویزیون ایران و در برابر میلیونها بیننده، چیزی را مطرح کند، و آنچه که مطرح کرده، نسبت دادن مسائل منفی به افرادی باشد، و این مسائل منفی، هنوز در دادگاه صالح و عادل و بی طرف بررسی و اثبات نشده، چیست؟ آیا خود ِ محمود احمدی نژاد نباید برود دادگاه و پاسخگو باشد که نسبت دادن مسائل منفی به فلان افراد، بر اساس چه سند و مدرکی است؟ آیا خود ِ محمود احمدی نژاد، اگر نتواند ادعاهایش را ثابت کند، مجرم و مستحق مجازات نیست؟

            دو) چرا محمود احمدی نژاد به مسائل اثبات نشده اشاره کرد، تا مثلاً به زعم خودش به مردم بفهماند میرحسین موسوی حامیانی دارد که فاسد و دزد و اشرافی و ... هستند، ولی اشاره نکرد که یکی از حامیان خودش، یعنی آقای احمد جنتی، که عضو فقهای شورای نگهبان است و دبیر شورای نگهبان است و نماینده ی دوره ی فعلی (دوره ی چهارم) و دورهای سوم و دوم و اول مجلس خبرگان رهبری است و یکی از امام جمعه های موقت تهران است، پسری داشته (محمدحسین جنتی لادانی) که پس از اعلام جنگ مسلحانه ی مجاهدین خلق علیه جمهوری ی اسلامی ی ایران، به حمایت از سازمان مجاهدین (طبق ادبیات جمهوری ی اسلامی ی ایران = منافقین) برخاست و فعالیت خود را شدت بخشید و همراه با همسرش (فاطمه سروری) به زندگی ی مخفی رو آورد و بالأخره در 19 بهمن 1360 (توسط سپاه پاسداران؟) کشته شد؟ آیا آقای خامنه ای در نماز جمعه می آید بفرماید پسر آیت الله جنتی یکی از منافقین بوده و کشته شده، و البته اضافه کند که هر کس پاسخگوی اعمال خودش است و آقای جنتی پاسخگوی اعمال فرزندش نیست؟

***

            نام اعضای فعلی ی شورای نگهبان، طبق http://www.shora-gc.ir/portal/Home/Default.aspx?CategoryID=7d15f645-bf8f-40d4-bbc0-2bd5a3ebaec6  (شماره ی ردیف (طبق الفبا)، و توضیحات داخل پرانتز، از سیدعباس سیدمحمدی است):

 

            یک) صادق اردشیر لاریجانی، عضو فقها

            دو) محسن اسماعیلی، عضو حقوقدان ها

            سه) غلامحسین الهام، عضو حقوقدان ها (و سخنگوی دولت محمود احمدی نژاد)

            چهار) حسینعلی امیری، عضو حقوقدان ها

            پنج) احمد جنتی، عضو فقها

            شش) غلامرضا رضوانی، عضو فقها

            هفت) ابراهیم عزیزی، عضو حقوقدان ها

            هشت) محمدرضا علیزاده، عضو حقوقدان ها

            نه) عباس کعبی، عضو حقوقدان ها

            ده) مدرسی یزدی، عضو فقها (نام کوچک؟)

            یازده) محمد مؤمن، عضو فقها

            دوازده) محمد یزدی، عضو فقها

            (عباسعلی کدخدائی، سخنگوی شورای نگهبان است، و ظاهراً عضو شورا (فقها و حقوقدان ها) نیست.)

 

                  http://gdb.rferl.org/16A68C68-F325-4713-A508-738055E8FC13_mw800_mh600.jpg

+ نوشته شده در  جمعه پنجم تیر 1388ساعت 14:43  توسط سیدعباس سیدمحمدی  | 

مرحوم آیت الله خمینی: حرام است تعرض كردن به كسى كه به من سَب كند ، به من فحش بدهد ...

            بسم الله الرحمان الرحیم.

 

 

                        صحيفه امام، ج‏11، ص: 174

……….

من به شما دوستان اكيداً اخطار مى‏كنم كه هر كس عكس اين جانب را پاره كند يا بسوزاند و به من ناسزا بگويد و اهانت كند كسى حق ندارد به او تعرض كند و از من طرفدارى كند. امروز در صددند ايجاد غائله كنند و شماها را به جان هم بيندازند. بايد با كمال خونسردى و آرامش از كنار آنان بگذريد و تعرض به آنان و مقابله به مثل خلاف رضاى خداوند و از محرمات بزرگ شرعيه است. خداوند همه ما را از شرور شياطين حفظ فرمايد. و السلام عليكم و رحمة اللَّه.

16 محرّم الحرام 1400/ 15 آذر ماه 58

روح اللَّه الموسوي الخمينى‏

 

 

 

                        صحيفه امام، ج‏11، ص: 175

زمان: 15 آذر 1358/ 16 محرّم 1400

……….

                        صحيفه امام، ج‏11، ص: 177

………

من اين را اعلام مى‏كنم كه اگر كسى به من سَبّ «1» بكند، فحش بدهد، عكس من را پاره كند، احدى حق ندارد كه به او تعرض بكند. حرام است تعرض كردن به كسى كه به من سَب كند، به من فحش بدهد، عكس مرا پاره كند، مرا بزند، هر كارى بكند. احدى حق ندارد در اين وقتى كه ما گرفتار هستيم در اين مصيبت بزرگ، با او مقابله كند تا اينكه به زد و خورد برسد و غائله ايجاد بشود.

+ نوشته شده در  چهارشنبه سوم تیر 1388ساعت 22:23  توسط سیدعباس سیدمحمدی  |